حُبّیات؛
Open in Telegram
قطعاً سَنَنتصِرْ. 𓂆 https://t.me/HarfChatBot?start=b6f3a2be6022 [۱۲۸]
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
483
Subscribers
+424 hours
+277 days
+2730 days
Posts Archive
483
در نامهای به پدرش نوشت:
«پدر، بار سنگین روی دوشت را زمین بگذار و زندگی کن. از تو بابت تمام روزهایی که مراقبم بودی، ممنونم و حالا نوبت من است که مراقب خودم باشم. میخواهم از این پس تو اولویت زندگی خودت باشی و بار سنگینی را که سالها به دوش کشیدهای، زمین بگذاری.»
483
Repost from N/a
شما اینو بدونید
اگه یه روزی جایی دلتون شکست؛
حالا اگه دوست نداشتید سفره دلتون رو
برا کسی باز کنید،
با پیغمبر اکرم در میون بذارید
از ناراحتی هاتون باهاش حرف بزنید ..
یا صلوات بفرستید
یا زیارت پیغمبر بخونید
یا حدیث کساء بخونید،
من امتحان کردم بارها ..
- شیخ حامد کاشانی
483
Repost from | عَهدِ آدَمْ |
اون موقعی که فمنیست تو دنیا مُد نبود، پیامبرِ ما مدافع حقوق دخترها و زنها بود ./
483
تو چه میدانی وسط یک روز شلوغ آدمی که به یک نقطه خیره میماند،
وقتی موسیقی خاصی به گوشش میرسد در آن نقطهی کوچک که به آن خیره شده چه چیزهایی میبیند، چه چیزهایی میشنود و چه چیزهایی احساس میکند.
483
از زیباترین دست نوشتههایی که خواندم
نوشتهی مرید البرغوثي شاعرِ فلسطینی برای همسرش بود:
«در تابستان سال ۱۹۷۰ یک خانواده شدیم
و خندهی او خانهام شد...»
483
نتألم و نبكي...
نحزن و نصمت...
و تمر الأيام، ثم ندرك أن قضاء الله
كان أجمل من كل التوقعات.
«درد میکشیم و گریه میکنیم...
غمگین میشویم و سکوت میکنیم؛
و روزها میگذرد،
سرانجام میفهمیم که تقدیرِ خداوند بسیار "زیباتر" از انتظاراتِ ما بوده است.»
483
توی یه کتابی خوندم که میگفت:
«دلم میخواهد در دنیایی از کتاب,دریا، قهوه و روزهای بارانی، مدتی گم شوم.»
بنظرم بهترین تراپیای که میشه تجربه کرد همینه.
