-مَخیلههایذهن؛
Open in Telegram
بسماللهالرحمنالرحیم🌿 " اللّٰھـُم؏جِّللِوَلیڪَالفَرَجْـ ࣫͝ " - مشغول تمشیت عادات بر فعل صالح و درتمنایروحیآزادبرایجسمیخاکی...! کل جسم و روح مون باید در جهت رضایت خدامون باشه ؛ صرفا جهت شادی دل اقای منتظر یه صلوات بفرست مومن:)
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
537
Subscribers
-724 hours
-37 days
+14230 days
Posts Archive
در شوک انگیز ترین حالت زندگیمم😂
یعنی واقعا این فریدا مک فادن هر لحظه داشت بهم شوک وارد میکرد
بعد موندم واقعا چجوری ممکنه این همه کتاب داشته باشه و نوشته باشه ولی سناریو هیچ کدوم تکراری نباشن تازه سر هر کدوم من یه بار برم اون دنیا و برگردم ...
هیچ وقت دروغ نگو رو اول حس میکنی میدونی جریان چیه
چی به چیه
کی به کیه
ولی وقتی به تهش میرسی نهایتا پشمات میریزه
و من در تعجب شدیدم از اخرششششش
یعنی واقعا راس میگن روانی ها روانی ها رو پیدا میکنن ها عین حقیقته
این کتاب به همه توصیه نمیشه چون شدیدا صحنه های شاید ترسناک شاید دلهره آور و شاید خشن داشته باشه که ممکنه با روحیهی پرنسسی یه عده هم خونی نداشته باشه
پس پیشنهاد میشه حتما اگه خواستین بخونین هم تو روز روشن بخونین مثل من نصف شب نخونین 😂❤️🩹
-در نهایت این کتاب هم در یک روز و نیم با ۲۵۶ صفحه در تاریخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۵ ساعت ۱۰ و نیم صبح تموم شد:)
یاد اعتکاف پارسال افتادم ...
همونقدر شیرین همونقدر زیبا همه جمع شدیم و روضه حضرت زینب گرفتیم و مداحی باز کردیم و برای اولین بار به پسرای هیئت حسودی نکردم چون سینه زنی ما هیچی کمتر از اونا نداشت:)
من با این کتاب زندگی کردم
از زاغه های ایلیا عبور کردیم
از معمولی بودن به معنوی بودن ارتقا یافتیم
از جیب مجری آینده پول قاپیدیم
با آدنا لباس های رقابت تطهیر رو دوختیم
جسمم مون با خراش هایی که تو کوه پلامپ رنگآمیزی شده بود به انتهای مسابقه رسیدیم...
با نقشه هایی که واسه پادشاه آینده کشیدیم گروه مقاومت رو قوی تر کردیم
و در نهایت
با کشتن قاتل پدر پایدن تو صحرای اسکورچز با شن ها در رقابت بودیم ...
از کای و پایدن ممنونم که منو شریک رازهاشون کردن:)
-نوشتهشدهتوسطروحسرگردان؛
در آستانه فروپاشی هایتان اندکی زندگی کنید هر جسمی برای روزهای طولانی ممکن است دچار فروپاشی شود امام مهم این است چقد جسم خاکی تان را از مخمصه سخت دوران نجات دهید و به گوشه ای پناه ببرید و در مخیله های رویایی ذهن تان به آرزوهای کودکی تان فکر کنید و سوار موج آسودگی شوید زندگی گاهی رها کردن است ؛
-نوشتهشدهتوسطروحسرگردان؛
راستش اُلی خیلی وقته هیچ چیز مثل قبل نیست
لبخندا یهویی نیست
اشک ها واسه ذوق نیست
خرید ها ماهی یه بار نیست
بیرون رفتن هفته ای یه بار نیست
خیلی وقته
کتابا بوی غصه میدن و آدما بوی تعفن
خیلی وقته ابرا بیشتر از قبل میبارن
ولی اُلی یه چیزی خیلی مثل قبله...
بوی غذای مامانم
هنوزم مثل قبل عطر زرشک پلو با مرغش خونه رو برداشته ....
هنوزم به عشق غذاهای خوشمزه مامانم میرم آشپزخونه...
هنوزم زندگی شیرینی های قشنگ خودشو داره...
-نوشتهشدهتوسطروحسرگردان؛
-بعضی از دوستام دوست نیستن یه نشونه ای از طرف خدان که تو مسیری که الان هستم احساس تنهایی نکنم و به کارها و اعقاید و افکار و کارهام افتخار بکنم و جا نزنم:)
ممنون که هستین؛
