en
Feedback
یا الان یا هیچوقت .

یا الان یا هیچوقت .

Open in Telegram

اینجا پناهگاه روزهای سخته! جایی که یاد میگیریم تحت هر شرایطی ادامه دهنده باشیم:) کبوترِ نامه رسانِ من @Grayoxbot پیاماتو به دستم میرسونه✨ اینجا زندگی جریان داره!

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 257
Subscribers
+2724 hours
+277 days
+10630 days
Posts Archive
و پس از صبر و تلاش فراوان، بلاخره موفقیت شمارو هم دیدیم:) ✨

والا برا من قبل کنکور راحت تر بود چرا😂

سلام سیسی منم این پلن ورزش تو خونه رو یه هفته اس دارم انجام میدم( چون دسترسی به باشگاه ندارم🥰) زبان دو هم از یوتیوب یاد میگیرم و اینکه پادکست هم گوش میدم این پلن ها رو یه هفته ای هست دارم انجام میدم یه چیز جالب اینکه بعد کنکور واقعاا ادامه دادنشون سخت نیست اصلاا(تنها خوبی مسیر کنکورم😭😂)

شما پلنی ندارید برای جوگیری؟ باهم انجام بدیم

یه پلن دیگه ام دارم ولی هنوز مونده تا اجرایی شدن

بعد تصمیم گرفتم که ورزش کنم هم میخوام از فردا قند مصنوعی رو حرف کنم(چه غلطا)

ورزش تو خونه رو میخوام شروع کنم(🤡) شاید بپرسید چرا باشگاه نمیری؟ چون من دائم شهرمون نیستم این مدتو

بچه ها ببخشید من باز جوگیر شدم میخوام یه پلنی بریزم برای زندگیم

برای اعتراض زیر 1 نمره باید خیلی مطمعن باشی

اگر خیلی مطمعنی راجبشون بزن اگر نیستی بهتره نزنی چون ممکنه کاهش نمره داشته باشی

سلام عزیزم میخاستم ی مشورت ازت بگیرم ببخشید من زیست شدم ۱۸ و ۲۵ ولی فکر میکردم بشم ۱۸ و ۷۵(مطمئن نیستم الان) عربی هم ۱۸ و ۲۵ شدم فکر میکردم بشم ۱۹(مطمئن نیستم) ریاضی هم ۱۹ شدم فکر میکردم بشم ۱۹ و ۷۵(مطمئن نیستم الان) به نظرت چیکار کنم اینارو اعتراض بزنم یا نه🥲🥲🥲🥲

اصلا نمیدونم نتیجه چی میشه ها. تنها چیزی که میدونم اینه که حس میکنم لب مرزی میشم. بدترین موقعیت هم اینه که لب مرزی، نمیدونی میشه یا نه ولی اگه نشه... دوباره نمیدونم چجوری سرمو پیش بابا مامان بالا بگیرم شاید اگر میتونستم برم یجایی که به تنهایی سال کنکورم بگذرونم خیلی بهتر بود و راحت تر میتونستم کنار بیام تا اینکه بخوام خودمو دیگران رو برای اینکه چرا نشد و چیا بهم گذشت که نشد توجیه کنم تنها چیزی که میدونم اینه که اگر قرار باشه یبار دیگه این مسیر رو طی کنم، میدونم که نمیتونم بقیه یا حتی مامان بابامو توجیه کنم که چرا نشد نمیتونم توجیهشون کنم که تا همینجای کار من چیارو از سر گذروندم، چه اتفاقاتی رو به تنهایی با 19 سال سن به دوش کشیدم که شما با 40 50 سال سن حتی درکی ازش نمیتونید داشته باشید بخش دردناکشم همینه که هروقت میخوام خودمو توضیح بدم و بگم چه بلایی سرم اومده، لال میشم و نمیتونم چیزی بگم انگار بهم یاد ندادن راجب مشکلاتم حرف بزنم همه ی اون فکرا، اون رنج ها، اون درد ها، غمباد شده توی گلوم حتی نمیدونم چی میشه من همیشه گفتم ادامه دهنده ام.. نمیدونم میشه یا نه ولی اگه نشه من بازم تلاش میکنم فقط کمرم از شرمندگی پیش مامان بابام میشکنه فقط اینه که بیچارم میکنه وگرنه که حرف بقیه که اصلا مهم نیست من چجوری با نگاه ناامید مامان بابا کنار بیام خدایا تو که تنها نقطه ضعف زندگیمو میدونی، چرا منو مقابلش قرار میدی داری چیو میسنجی؟ منو با چی امتحان میکنی اخه:) حالا من که بیدی نیستم که با این بادا بلرزم، ولی یکم بهم ارفاق کن لاقل...

خدایا حکمتت چیه؟

من دلم میخواد همون یبار که واقعا میخوام بشه، نه دیرتر و نه زودتر، دقیقا همون موقع که از عمق وجودم دلم میخواد، اتفاق بیوفته.

آدم میتونه برای رسیدن به یچیزی بارها تلاش کنه، ولی کاش رسیدن به یچیزی اونقدر دیر نشه که وقتی رسیدی دیگه ذوقی براش نداشته باشی...

هرروز، هرساعت، هردیقه مثل عذاب جهنمی برام میگذره.

کی میشه این دوره ی جهنمی تموم شه و رنگ ارامشو ببینم اخه:)

افکار توی سرم رو باید انقد توی کاغذ پیاده کنم تا جوهر خودکار تموم شه و مغز منم اروم بگیره.

غیر ممکن است کسی را بتوانی شکست بدهی که باور دارد حتی شکست هایش هم برکتی از سوی خداوند است.