𝛎𝖾𝗅𝛎𝖾𝝉 𝛔𝗂𝗇
Open in Telegram
دلبر: «عشق یعنی تغییر کردن.» دیو: «پس تو معجزهی منی.» @choisjbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
254
Subscribers
+224 hours
+87 days
+830 days
Posts Archive
254
«ســــکـــوتِ تــــو، پـــایـــانِ مــــن»
254
I couldn’t forget him… and he couldn’t forget me. But we both believed it was already too late.”
254
-وویونگ، از جلوی اسلحه برو کنار. داری از کی دفاع می کنی؟ اون کسی که پشتت نشسته دشمن ماست! +من رو دوست داری؟ -الان مگه جای این سؤاله؟ +جوابم رو بده! -بیشتر از هرچیزی. +بیشتر از غرورت و حس انتقام جوت؟ سان پلکهاش رو روی هم گذاشت و بزاقش رو قورت داد. سیب گلوش تکون خورد و تاج ابروهاش از هم دورتر شدن. بین دوراهی سختی مونده بود، عشق در مقابل منطق. اگه جین یونگ رو می ُکشت، عشقش رو ناراحت می کرد و اگه می ذاشت زنده بمونه، قوانینش رو نقض می کرد. کاش والری هم مثل خودش فکر می کرد. -وویونگ... وویونگ دست هاش رو دور بدن مرد حلقه کرد و اون ساموئل رو در آغوش کشید. صدای نفسهای سنگین به خوبی می تونست بشنوه. حالا که قدمی به برادرش نزدیکتر شده بود، نمی تونست انقدر سریع از دستش بده. +اون قدری دوستم داری که به خاطر من از انجام داد این کار منصرف بشی؟ -چون دوستت دارم می خوام این کار رو انجام بدم. چون نمی خوام آدمهایی توی زندگیت باشن که مستقیم یا غیر مستقیم بهت ضربه و آسیب زدن." 𝐓𝐡𝐫𝐨𝐧𝐞 𝐨𝐫 𝐆𝐫𝐚𝐯𝐞 (𝐊&𝐊𝟒)
