Selina
Open in Telegram
سکوتی پر از حرف
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
395
Subscribers
+2524 hours
+37 days
+230 days
Posts Archive
395
Repost from مُـردآبــ»
-خسته. از زیستن خسته بود، از اینکه صبحش تا شب برای جنگیدن تلف شود. جنگی که میدانست در میدانِ نبرد از پا خواهد در آمد. میدانست که نمیتواند کافی باشد، اما با تمامِ خستگیها باز قلم و برگهی تست شده بود سپرش در میدان. او از جنگیدن خسته بود، از نفسی که راهش را گم کرده بود خسته بود. اما چاره را میشود لابلای برگهای کتاب یافت پس ادامه میداد.
-سَمی آ395
Repost from 𝑺𝒆𝒍𝒆𝒏𝒆
این تکستو فور کن چنلت بزارمت تو فولدر😊
اینجا + اسپانسر جوین باش حتما🥹🦋شات تگتونو بدین بات🦋 @moontarfe_bot
