en
Feedback
˚₊· ͟͟͞͞➳❥ 𝓶𝓲𝓭𝓪

˚₊· ͟͟͞͞➳❥ 𝓶𝓲𝓭𝓪

Open in Telegram

https://telegram.me/HibyChatBot?start=sc-YEjywA5FUz https://t.me/SendHarfBot?start=7a44145640a4

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
253
Subscribers
+2324 hours
+197 days
+1930 days
Posts Archive
بو ایمرو دی بسه👋🏻

و سرانجام دل به جایی خواهد رسید که دوراه بیشتر ندارد؛یا سنگ می شود یا خون و من خونی شدن را ترجیح دادم....

توی دو ساعت 500 اسم خونده شده چطوری تونستین این همه آدم تو کمتر از 10 ساعت بکشین حرومزاده ها

Repost from -صبوری-
جمعه، یک اسفند ماه، ساعت ۲۰ به وقت ایران، اسامی هزار نفر از جاویدنام‌ها به صورت لایو در کانال یوتیوب آقای مراد ویسی خونده میشه. «لینک کانال»

اینکه جاوید نام های کم سن رو چند بار سنشون رو میگن آقای ویسی یه درد به دردام اضافه میکنه

برادر بابک بهش میگه که بابک تو حرفی زدی که هیچکس نزده بود پس الانم جوری تحمل کن که هیچ کس تا حالا نکرده🥀 دستور صادر شد اول دست راست بابک بریده شد بابک خون دستش رو مالید به صورتش چرایی کارش رو‌پرسیدن و‌گفت:
سرخی روی مردان به خونشان باشد و چون خون از بدن رود زرد شود. من هم صورت خویش را با خون سرخ میکنم تا شما ابلهان مپنداریدکه من هراسانم
. بعد هم دست و پای اون رو بریدن و دستور دادن شمشیر رو بین دنده هاش فرو‌کنن تا عذابش بیشتر شود. بعد از اینکه دست و پای بابک رو میبرن بابک میگه :
زهی آسانی
و دستور میدن که زبونش هم ببرن سر بابک از تنش جدا و‌پیکرش به دار آویخته میشه. برادر بابک( عبدالله ) هم مثل بابک کشته میشه. اون روز داغ عجیبی بر دل ایرانیان آزادی خواه به جا موند. اما بابک و عبدالله حسرت یک آه رو بر دل اعراب گذاشتن. قیام بابک بزرگترین نهضت آزادی خواهی در قرن نهم در سرزمین های اسلامی شد.

بعد از شکست بابک خرمدین و اسیر شدنش اعرابی که ایرانو گرفته بودن چندین شبانه روز زدن و رقصیدن فصل آخر زندگی بابک خرمدین پر بوده از ایستادگی و مقاومت که تا لحظه مرگش هم ادامه داشته اعراب تصمیم گرفتن کاری کنن که بابک نه تنها درس عبرتی برای طرفدارن بلکه برای مردم فلات ایران باشه( زهی خیال باطل) بابکو با لباس فاخر سوار فیل و برادرش رو سوار شتر می کنن تا تو شهر بگردونن( لباس فاخر در فرهنگ اعراب تحقیر پنهان برای کسی بود که قراره از اسطوره به اسیر تبدیل بشه و فیل هم نماد قدرت خلافت و امپراطوری) مورخا توی یه چیز با هم اشتراک دارن اونم اینه که بابک لحظه مرگ محکم و استوار ایستاده بوده آخرین گفته های بابک :
توی ای محتسم خیال نکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد، من لرزه بر احکام حکومت عرب انداختم که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود. تو الان که مرا تکه تکه میکنی هزار بابک در شمال و غرب و شرق ایران ظهور خواهد کرد و قدرت شما سپهداران جهل و ستم را از بین خواهد برداشت. و بدان ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد. من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آن را فراموش نخواهند کرد.

امید داره توی ایران جرئت نفس کشیدن پیدا میکنه🥀🫠

ڤاریان
بین هورانی ها یعنی نازل شده از آسمان

کواژین
با هم زندگی کردن

تو مَپندار که در فکر تنم نگران سرطان وطنم او که بیمار شود ما همه نیز من که بیمار شوم، یک بدنم وطنم از تن من خسته‌تر است درک کن درد مرا از سُخنم.
•مجتبی کاشانی•

بین منو و زندگی فرسنگ ها فاصله افتاده یک ماه و نیم گذشته اما یادم نمیاد زندگی کردن چه شکل بود یادم نمیاد یه زمان روز و شب فرق داشت همه دنیا رو فراموش کردم افتادیم تو یه لوپ زمانی معیوب ماییم و تلخیه دنیا و غم

و خداوند نیافرید هیچ وطن پرستی را زشت...🥀

بترسید از آه مادرانی که کن فیکون خواهد کرد

sticker.webp0.38 KB

مگه چند بار تو زندگی پیش میاد آدم چیزی رو «عمیقا» بخواد؟

و اما در خاکی که در آن بدنیا آمدم و زندگی کردم؛ غریبم. غریب‌تر از کسی که با ۷۲تن در خاک بیگانه با رقیب جنگید. غریب‌تر از همان انسان که تمام عزیزانش را کشتند.

گویا ملت ایران قشنگمون توی چنار همدان امروز خیلی غریب بودن😔🪷 صبح میشه این شب🥀