خالد ملاح کنگانی
Open in Telegram
{إِنۡ أُرِیدُ إِلَّا ٱلۡإِصۡلَـٰحَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُۚ} تلاوت های قرآنی، یاداشت ها، خلاصه ها و...... با شما به اشتراک میگذاریم 📚🎓كارشناسي رشته شريعت نقد، پیشنهاد ... @khaledmallah79
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
340
Subscribers
-224 hours
No data7 days
+930 days
Posts Archive
💠از اختلافات فقهی تا انکار اصول.
-تنویریون، عقلگرایان، برخی روشنفکران و کسانی که بر «بازخوانی میراث دینی» تأکید میکنند، همیشه با یک شعار صریح و آشکار به جنگ دین نمیآیند؛ بلکه گاهی مسیر دیگری را انتخاب میکنند.
🔹️از فروعات دین و اختلافات میان علما آغاز میکنند، سپس سراغ سنت میروند و در نهایت به این ادعا میرسند که «قرآن کافی است». پس از آن نیز نوبت به ثوابت دین و اموری میرسد که «معلوم من الدين بالضرورة» هستند و حتی آنها را مورد تردید و بازنگری قرار میدهند.
🔹️این روند، اگر از ابتدا مورد توجه قرار نگیرد، شبیه یک غده سرطانی است که آرام و بیسروصدا پیش میرود؛ از نقطهای کوچک آغاز میشود و بهتدریج بخشهای اساسی را تحت تأثیر قرار میدهد.
🔹️مشکل دیگر این است که برخی از این افراد در لباس عالم، محقق و پژوهشگر ظاهر میشوند و همین امر میتواند تشخیص انحراف فکری آنان را برای بسیاری دشوار کند.
نمونههای این جریان کم نیستند؛ یکی از نمونههایی که میتوان به آن اشاره کرد، همین علی منصور کیالی است؛ کسی که تا دیروز در ردّ سنت سخن میگفت و امروز به جایی رسیده که حتی درباره قرآن و اینکه آیا تمام آن کلام خداوند است یا نه، سخنانی مطرح میکند.
🔸️این نشان میدهد که باید نسبت به مسیر فکری افراد حساس بود، چهبسا کسی با نقد یک فرع فقهی آغاز کند، اما اگر مبانی و مسیر فکری او بهدرستی بررسی نشود، در نهایت به انکار اصول و ثوابت برسد.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
طبيعت انسان در یک جمله:
الإنسانُ يُحبُّ أن يُحَبَّ، ويُحِبُّ أن يُحِبَّ.
ترجمه: انسان دوست دارد دوست داشته شود، و دوست دارد دوست بدارد.🤍🕊
https://t.me/KhaledKangani
Repost from 🍃بندگان الله🍃
در گذشته، اختلاف مسلمانان در مسئلهٔ حجاب زنان بر سر این موضوع بودهاست که آیا زنان باید نقاب بر صورت بزنند و چهرهٔ خود را بپوشانند یا خیر. اما امروزه، باید بسیاری از مسلمانان را نسبت به این مسئله توجیه کنیم که زن مسلمان میبایست عورت خود را بپوشاند و آنگونه که خداوند و رسولش امر فرمودهاند، حجاب کنند.
حجاب زن یک امر دلخواه و اختیاری نیست، بلکه فرمان و فریضهای الهی است.
امروزه، عدهای از دعوتگران به دلیل ترس از سخنان و قضاوت مردم، در این رابطه سکوت کردهاند.
عدهای دیگر که خود را روشنفکران دینی معرفی میکنند (که ضرری به مراتب سنگینتر از ملحدین به دین و دینداران وارد میکنند)، بهمنظور جذب مردم به هر قیمتی، دربارهٔ چنین مسائلی سخنی به میان نمیآورند و گاه حتی برای بهدستآوردن دل افراد، از این منکر نیز دفاع میکنند؛ گاهی افرادی از این جماعت حتی حجاب را امری عرفی دانستهاند والعیاذ بالله.
عدهای دیگر که خود را «قرآنی» مینامند ــ همان زنادقه قرآنی قَبَّحَهُمُ الله ــ با انکار سنت پیامبر صلیاللهعلیهوسلم، و همچنین با نادیدهگرفتن تفسیر سلف امت و اجماع امت، تلاش کردهاند برخی از احکام حجاب زنان، از جمله پوشاندن موی سر، را انکار کنند.
اما عدهای از علما و دعوتگران ربانی هستند که در هر شرایطی، رضایت الله متعال را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهند. آنان در این مسئله نیز، به قصد تقرب به الله متعال و کسب رضایت او، حجاب را آنگونه که الله متعال و رسولش از مؤمنان خواستهاند، بدون ترس از ملامت و سرزنش هر ملامتگری، برای مردم بیان میکنند. الله متعال از آنان راضی و خشنود باد.
و اما سؤالی بسیار مهم: کدامیک از این افراد مذکور شایستگی دارند که آموزگار امور دینی ما باشند؟
ای مسلمان دانا! به جای آنکه مرجع دینی خود را کوچه و بازار و افرادی قرار دهی که از شخصیت، تقوا و علم شایسته برخوردار نیستند، قرآن و سنت رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم را مرجع دین خود قرار ده و دینت را از علمای ربانی و باتقوا و شناخته شدهٔ امت فرا بگیر؛ چرا که غایت از خلقت تو عبادت خدای یگانه است؛ و این امر تنها به وسیله یادگیری صحیح دین و عمل خالصانه بدان میسر و آسان میگردد.
🖊 #سعید_وخشوری
@Bandegane_Allah
💠تمذهب؛ وسیلهای برای ساختن فقیه، نه غایتی برای ماندن در متنها.
شیخ سعید الجابری کلام زیبایی درباره تمذهب دارد، مینویسد:
«تمذهب غایت نیست، بلکه وسیلهای است برای ساختن فقیه؛ پس فقیهی ساخته نمیشود مگر در چارچوب مذاهب؛ تاریخ اسلامی و تجربیات علمی نیز همین را اثبات کرده است.»🔹️تاملی بر کلام شیخ: دقیقاً همینطور است؛ اما متأسفانه در این زمینه افراط و تفریط بسیاری رخ داده است. 🔸️امروزه در برخی موارد، مذاهب از «وسیله» به «غایت» تبدیل شدهاند و آنقدر در این مسئله غلو شده که فرد سالیان متمادی تنها در چارچوب یک منهج آموزشی طولانی تکرار شده باقی میماند؛ بهگونهای که نه با اقوال گذشتگان آشنایی کافی پیدا میکند، نه با اصول ادله ـ از جمله قرآن و سنت ـ و نه با وجوه استدلال و طرق استخراج احکام. 🔸️تمام توجیهاتی که برای منحصر شدن در یک منهج آموزشی خاص و عدم مراجعه به نصوص و ادله، تا پیش از اتقان صددرصدی آن کتب آورده میشود، توجیهی بیاساس و غیرمنطقی است؛ زیرا علم فروع، علمی گسترده و عمیق است و فروع برای حفظ کردن وضع نشدهاند، بلکه برای فهمیدن و بهکارگیری آموخته شدهاند. 🔸️ممکن است شخصی پس از مطالعهٔ چندین کتاب بهصورت منهجی در فقه، به مرحلهای از فقاهت برسد و لزوماً هم حافظ تمام جزئیات و مسائل نباشد. حتی ممکن است شخصی فقیه باشد، اما در همان لحظه قدرت استحضار یک مسئله یا قول را نداشته باشد؛ این امر او را از فقاهت خارج نمیکند. فقیه کسی نیست که الزاماً در هر لحظه تمام فروع را از حفظ حاضر داشته باشد، بلکه کسی است که ذهن و ملکهٔ فقهی پیدا کرده و میتواند مسائل را بر اساس اصول و ضوابط تحلیل کند. 🔸️بنابراین، بیش از حد وقت گذاشتن بر یک منهج آموزشی و غرق شدن در جزئیات آن، بهگونهای که طالب علم را از آشنایی با نصوص، ادله، اقوال علما و مسائل گسترده علمی بازدارد، کاری شبهبیهوده است. درست است که طالب علم باید مسائل فقه، اصول فقه و دیگر علوم را بهصورت منهجی و مرحلهبهمرحله فرا بگیرد؛ اما نباید در این منهج چنان اغراق شود که خودِ منهج به هدف نهایی تبدیل گردد. 🔸️طالب علم باید برای خود یک ذهنیت اصولی و فقهی بسازد؛ ذهنیتی که بتواند با آن در برابر حوادث و مسائل جدید، بر اساس اصول، ضوابط و ادله نظر بدهد، نه اینکه برای هر مسئله مستقیماً به حواشی و کتب مراجعه کند. اگر تمام توان علمی شخص در جستوجوی عبارات کتابها و نقل اقوال متوقف بماند، نمیتوان این را بهتنهایی فقاهت و علم نامید. 🔸️منهج بسیاری از علمای قدیم، بهخصوص در قرون دوم تا ششم هجری، نیز اینگونه نبود که خود را در یک منهج محدود و بسته محصور کنند. گاهی یک کتاب را میخواندند، اما آن را بهخوبی و بارها تکرار میکردند تا از آن، روش استنباط، شیوهٔ فهم معانی، نحوهٔ تطبیق قواعد بر مسائل و چگونگی تحلیل فروع را بیاموزند؛ سپس با همین ذهنیت علمی با مباحث و مسائل جدید روبهرو میشدند. 🔸️متأسفانه به اسباب مختلف، از این روش فاصله گرفتهایم و در برخی موارد، بهجای ساختن «فقیه»، به ساختن «حافظِ متن» مشغول شدهایم؛ در حالی که میان این دو تفاوت بسیار است. 🔸️و چه زیباست سخن ابوأمامه ابن النقاش (متوفای ۷۶۳هـ)، از شاگردان تقیالدین سبکی و ابوحیان و از فقیهان برجسته، که میگوید: «الناس اليوم رافعية لا شافعية، ونووية لا نبوية». یعنی: مردم امروز «رافِعی» هستند نه «شافعی»، و «نووی» هستند نه «نبوی». [طبقات الشافعية لابن قاضي شهبة، ۳/۱۳۲؛ الدرر الكامنة لابن حجر، ۴/۷۳] تأمل در این کلام جای تحسین است... ✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
🔹️ مجاهد - رحمه الله- میفرماید:
فقیه آن کسی است که از خدا میترسد...
https://t.me/KhaledKangani
«تجربه نشان داده است که کسی که وارد مباهله شود و در ادعای خود باطل باشد، یک سال کامل پس از روز مباهله سپری نمیکند.»
📚الجواهر والدرر في ترجمة شيخ الإسلام ابن حجر» (3/ 1002).-این مطلب بر اساس تجربه بیان شده است و طبیعتاً ممکن است تجربهها متفاوت باشند؛ بنابراین نمیتوان از آن یک حکم قطعی و تخلفناپذیر ارائه کرد. از اینگونه تجربهها نیز نمونههای فراوانی نقل شده است. همچنین باید توجه داشت که یک سال، موضوعیت و ملاک قطعی ندارد؛ یعنی مقصود این نیست که حتماً باید در فاصله یک سال رخداد موردنظر اتفاق بیفتد. ممکن است دو یا سه سال یا بیشتر زمان ببرد. آنچه از این تعبیر مراد است، این است که عاقبتِ مباهلهکنندهای که در ادعای خود باطل بوده، دیر یا زود آشکار خواهد شد؛ نه اینکه حتماً در مدت یک سال اتفاق بیفتد. ✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
«تجربه نشان داده است که کسی که وارد مباهله شود و در ادعای خود باطل باشد، یک سال کامل پس از روز مباهله سپری نمیکند.»
📚الجواهر والدرر في ترجمة شيخ الإسلام ابن حجر» (3/ 1002)https://t.me/KhaledKangani
الحمدلله، امروز باز هم یکی از شاگردان عزیز حافظ کلامالله متعال شدند.
واقعاً جای خوشحالی و شکرگزاری است که هنوز جوانانی هستند که دلهایشان را با قرآن پیوند زدهاند و در این مسیر نورانی قدم برمیدارند.🌱❤
حافظ: محمد نبات زهی از بلوچستان
بعد از قراردادی که میان عربستان، ترکیه و پاکستان منعقد شد، دوست دارم ببینم موضعگیریهای مداخله یا منتسبین به سلفیت ( که سلف از آنها مبرا هستند )درباره اردوغان هم برمیگردد یا هنوز بر همان موضع قبلی خود اصرار دارند!
واقعاً در بد منجلابی افتادهاند!
مدتها انتقاد میکردند که چگونه میتوان اردوغان را «سفیر اسلام» دانست، در حالی که کشورش پر از فحشا و فجور است و از این قبیل استدلالها...
من در تأیید اردوغان صحبت نمیکنم ودر تأیید سفیر اسلام بودن آن هم این را ننوشته ام، فقط برای بیان تناقض این جماعت این را بیان میکنم.
حالا یک سؤال ساده دارم:
اگر وجود این مسائل در یک کشور مانع از آن است که رهبر آن کشور را «سفیر اسلام» بدانید، پس چگونه میتوان محمد بن سلمان را «ولی امر مسلمین» دانست؛ در حالی که از وقتی آمده، شاهد برگزاری انواع کنسرتهای رقص و فحشاء، توهین به مقدسات و حتی آوردن رقاصان زن عریان در سرزمین وحی بودهایم؟!
بهبه! «ولی امر مسلمین» اجازه میدهد «شکیرا» بیاید در سرزمین وحی کنسرت اجرا کند! 😂😂
💠کدام عقل؟ عقل دیروز یا عقل امروز؟
چقدر حيرانند کسانی که ادعای عقلانیبودن دارند و همهچیز را با میزان عقل خود میسنجند!
کسی نیست به آنها بگوید: شما با این رویکرد، نهتنها به عقل اعتبار نمیدهید، بلکه در حقیقت دارید اعتبار خودِ عقل را از بین میبرید.
هر روز یک فکر و یک عقیده را برمیگزینند و همانند آفتابپرست تغییر موضع میدهند؛ اما هر بار که فکر و عقیدهشان تغییر میکند، همان موضع جدید را «عقلانی» و «حقیقت» مینامند.
🔸️اما سؤال اینجاست:
کدامیک عقلانی است؟
فکر دیروز؟
يا فکر امروز؟ همان فکری که دیروز با موضعگیریهای خود، آن را نفی کرده بودید؟
یا فکر فردای شما که هنوز از آن خبر ندارید؟
بالاخره دو راه بیشتر وجود ندارد:
یا باید بپذیرید که عقل نمیتواند در همه مسائل معیار نهایی باشد و بهتنهایی قادر به اثبات همه چیز نیست؛ یا باید بپذیرید که آنچه شما «عقل» مینامید، در بسیاری از موارد همان عقل شخصیِ متأثر از احساسات، عواطف و پیشفرضهای شماست.
🔹️بعید است جرأت داشته باشند گزینه اول را بپذیرند؛ چون آنوقت باید از ادعای «عقلگرایی مطلق» دست بکشند.
پس گزینه دوم باقی میماند؛ اما این گزینه هم چیزی جز آسیبزدن به همان «ساحت مقدس و ملکوتی عقل آنها » نیست!
🔹️چگونه ممکن است یک انسانِ عقلانی، پژوهشگر و آزاداندیش، تحت تأثیر احساسات، تمایلات و پیشفرضهای فکری خود قرار بگیرد و سپس حاصل آن را «عقل» بنامد؟!
🔹️اگر هر بار که موضع ما تغییر کرد، عقل هم همان را تأیید کرد، پس سؤال ساده این است:
این عقل است که حقیقت را تعیین میکند، یا ما هستیم که ابتدا موضع خود را تعیین میکنیم و بعد برایش برچسب «عقلانی» میزنیم؟
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
💠کدام عقل؟ عقل دیروز یا عقل امروز؟
چقدر حيرانند کسانی که ادعای عقلانیبودن دارند و همهچیز را با میزان عقل خود میسنجند!
کسی نیست به آنها بگوید: شما با این رویکرد، نهتنها به عقل اعتبار نمیدهید، بلکه در حقیقت دارید اعتبار خودِ عقل را از بین میبرید.
هر روز یک فکر و یک عقیده را برمیگزینند و همانند آفتابپرست تغییر موضع میدهند؛ اما هر بار که فکر و عقیدهشان تغییر میکند، همان موضع جدید را «عقلانی» و «حقیقت» مینامند.
🔸️اما سؤال اینجاست:
کدامیک عقلانی است؟
فکر دیروز؟
يا فکر امروز؟ همان فکری که دیروز با موضعگیریهای خود، آن را نفی کرده بودید؟
یا فکر فردای شما که هنوز از آن خبر ندارید؟
بالاخره دو راه بیشتر وجود ندارد:
یا باید بپذیرید که عقل نمیتواند در همه مسائل معیار نهایی باشد و بهتنهایی قادر به اثبات همه چیز نیست؛ یا باید بپذیرید که آنچه شما «عقل» مینامید، در بسیاری از موارد همان عقل شخصیِ متأثر از احساسات، عواطف و پیشفرضهای شماست.
🔹️بعید است جرأت داشته باشید گزینه اول را بپذیرید؛ چون آنوقت باید از ادعای «عقلگرایی مطلق» دست بکشید.
پس گزینه دوم باقی میماند؛ اما این گزینه هم چیزی جز آسیبزدن به همان «ساحت مقدس و ملکوتی عقل شما» نیست!
🔹️چگونه ممکن است یک انسانِ عقلانی، پژوهشگر و آزاداندیش، تحت تأثیر احساسات، تمایلات و پیشفرضهای فکری خود قرار بگیرد و سپس حاصل آن را «عقل» بنامد؟!
🔹️اگر هر بار که موضع ما تغییر کرد، عقل هم همان را تأیید کرد، پس سؤال ساده این است:
این عقل است که حقیقت را تعیین میکند، یا ما هستیم که ابتدا موضع خود را تعیین میکنیم و بعد برایش برچسب «عقلانی» میزنیم؟
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
💠میتونید صحنه های بیشتر این لحظات از پیج ما دنبال کنيد.
https://instagram.com/khaled.malahkangani
حفظ کلامالله، بزرگترین افتخار و زیباترین توفیق است.
این نعمت بزرگ را صمیمانه تبریک میگویم.
الله متعال قرآن را نور دل، آرامش جان و شفیع روز قیامت قرار دهد وتورا از اهل قرآن و عاملان به آن بگرداند. 🤲🏻🌱❤
حافظ: سمیر تورنگ از جزیره قشم/ هلر
💠بی بندوباری مدارا...
هرچقدر عالم دینی تساهل و مدارا کند، از او تساهل بیشتری و در نهایت ذوب شدن شدیدتری خواسته خواهد شد!
زیرا فشارِ واقعیت بسیار سنگین است، و اگر عالم دینی در برابر این فشارها با تسلیم شدن واکنش نشان دهد، واقعیت او را از تعالیم اسلام جدا خواهد کرد!
وظیفهٔ عالم آن است که ثابت کند: سماحت و بردباری واقعیِ اسلام برای پایداری در برابر هر واقعیتی کافی است، و این سماحت توانایی اصلاح هر واقعیتی را دارد.
✍د، حاتم العوني
https://t.me/KhaledKangani
💠غلو و افراط هنگام خواندن سوره فاتحه در نماز.
- بر اساس مذهب امام شافعی، بر مقتدیای که از ابتدای نماز با امام (از تکبیرةالاحرام) همراه بوده است، خواندن سوره فاتحه پس از امام واجب است؛ اما این حکم شامل مسبوق (کسی که دیر به جماعت رسیده) نمیشود، زیرا حکم این دو متفاوت است. (ادله این مسئله در جای خود مطرح شده و اکنون مقصود، بسط آن نیست). همچنین اگر چنین مقتدیای سوره فاتحه را نخواند، باید آن رکعت را اعاده کند.
🔸️متأسفانه در عمل با دو رویکرد نادرست مواجه هستیم:
گروهی سوره فاتحه را با صدای بلند میخوانند، بهگونهای که موجب تشویش و بر هم زدن تمرکز نمازگزاران اطراف میشود، و این جایز نیست. در مقابل، گروهی تنها در دل میخوانند و هیچگونه تحرکی در لبها و ادای حروف ندارند؛ این نیز صحیح نیست، زیرا حداقلِ قرائت، حرکت دادن لبها و ادای حروف از مخارج آنهاست.
🔸️ازاینرو شایسته است این نکته به عموم مردم تذکر داده شود که راه اعتدال را در پیش گیرند؛ نه قرائت با صدای بلند که موجب آزار دیگران شود، و نه قرائت قلبیِ صرف، بدون حرکت لبها و ادای صحیح حروف.
🔸️و این را بر اساس تجربه عرض میکنم: هرچه انسان در ادای صحیح ارکان نماز دقت بیشتری داشته باشد و دل و ذهن خود را هنگام انجام هر رکن حاضر سازد، خشوع او در نماز بیشتر خواهد شد، وبالله التوفيق.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
💠غلو و افراط هنگام خواندن سوره فاتحه در نماز.
- بر اساس مذهب امام شافعی، بر مقتدیای که از ابتدای نماز با امام (از تکبیرةالاحرام) همراه بوده است، خواندن سوره فاتحه پس از امام واجب است؛ اما این حکم شامل مسبوق (کسی که دیر به جماعت رسیده) نمیشود، زیرا حکم این دو متفاوت است. (ادله این مسئله در جای خود مطرح شده و اکنون مقصود، بسط آن نیست). همچنین اگر چنین مقتدیای سوره فاتحه را نخواند، باید آن رکعت را اعاده کند.
متأسفانه در عمل با دو رویکرد نادرست مواجه هستیم: گروهی سوره فاتحه را با صدای بلند میخوانند، بهگونهای که موجب تشویش و بر هم زدن تمرکز نمازگزاران اطراف میشود، و این جایز نیست. در مقابل، گروهی تنها در دل میخوانند و هیچگونه تحرکی در لبها و ادای حروف ندارند؛ این نیز صحیح نیست، زیرا حداقلِ قرائت، حرکت دادن لبها و ادای حروف از مخارج آنهاست.
ازاینرو شایسته است این نکته به عموم مردم تذکر داده شود که راه اعتدال را در پیش گیرند؛ نه قرائت با صدای بلند که موجب آزار دیگران شود، و نه قرائت قلبیِ صرف، بدون حرکت لبها و ادای صحیح حروف.
¤و این را بر اساس تجربه عرض میکنم: هرچه انسان در ادای صحیح ارکان نماز دقت بیشتری داشته باشد و دل و ذهن خود را هنگام انجام هر رکن حاضر سازد، خشوع او در نماز بیشتر خواهد شد، وبالله التوفيق.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
💠غلو و افراط هنگام خواندن سوره فاتحه در نماز.
- بر اساس مذهب شافعی، بر مقتدیای که از ابتدای نماز با امام (از تکبیرةالاحرام) همراه بوده است، خواندن سوره فاتحه پس از امام واجب است؛ اما این حکم شامل مسبوق (کسی که دیر به جماعت رسیده) نمیشود، زیرا حکم این دو متفاوت است. (ادله این مسئله در جای خود مطرح شده و اکنون مقصود، بسط آن نیست). همچنین اگر چنین مقتدیای سوره فاتحه را نخواند، باید آن رکعت را اعاده کند.
متأسفانه در عمل با دو رویکرد نادرست مواجه هستیم: گروهی سوره فاتحه را با صدای بلند میخوانند، بهگونهای که موجب تشویش و بر هم زدن تمرکز نمازگزاران اطراف میشود، و این جایز نیست. در مقابل، گروهی تنها در دل میخوانند و هیچگونه تحرکی در لبها و ادای حروف ندارند؛ این نیز صحیح نیست، زیرا حداقلِ قرائت، حرکت دادن لبها و ادای حروف از مخارج آنهاست.
ازاینرو شایسته است این نکته به عموم مردم تذکر داده شود که راه اعتدال را در پیش گیرند؛ نه قرائت با صدای بلند که موجب آزار دیگران شود، و نه قرائت قلبیِ صرف، بدون حرکت لبها و ادای صحیح حروف.
¤و این را بر اساس تجربه عرض میکنم: هرچه انسان در ادای صحیح ارکان نماز دقت بیشتری داشته باشد و دل و ذهن خود را هنگام انجام هر رکن حاضر سازد، خشوع او در نماز بیشتر خواهد شد، وبالله التوفيق.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
الحمدلله، امروز دو نفر از شاگردان عزیز حافظ کلامالله متعال شدند.
واقعاً جای خوشحالی و شکرگزاری است که هنوز جوانانی هستند که دلهایشان را با قرآن پیوند زدهاند و در این مسیر نورانی قدم برمیدارند.🌱❤
