خالد ملاح کنگانی
Open in Telegram
{إِنۡ أُرِیدُ إِلَّا ٱلۡإِصۡلَـٰحَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُۚ} تلاوت های قرآنی، یاداشت ها، خلاصه ها و...... با شما به اشتراک میگذاریم 📚🎓كارشناسي رشته شريعت نقد، پیشنهاد ... @khaledmallah79
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
340
Subscribers
-224 hours
No data7 days
+930 days
Posts Archive
💠عشقِ پایدار و باوفا
چند روز پیش صحنهای دیدم که برایم بسیار تأملبرانگیز بود.
🔹️پیرمردی در جمع نشسته بود که ناگهان او را به بیرون بردند. من هم که چند دقیقهای پیشتر از مجلس خارج شده بودم، دیدم آن پیرمرد گوشهای نشسته و پسرانش در کنارش هستند. چشمانش پر از اشک بود و اندوه عمیقی در چهرهاش دیده میشد.
سراغش را گرفتم. گفتند همسرش تازه از دنیا رفته است؛ همسری که برای حضور در آن مجلس، از شهری با چهار ساعت فاصله آمده بود.
خداوند رحمتش کند.
🔹️آن صحنه برایم عجیب و تأملبرانگیز بود. گویی تنها همسرش را از دست نداده بود؛ بلکه پارهای از زندگیاش را، محرم اسرارش را، مونس و همدم سالهای طولانیاش را از دست داده بود.
چهرهاش حکایت از عشقی میکرد که سالها در کنار همسرش ساخته شده بود؛ عشقی آرام، عمیق، پایدار و باوفا.
چه زیباست انسانی سالها در کنار یک نفر زندگی کند و چنان با او انس بگیرد که نبودنش، بخشی از وجودش را با خود ببرد.
عشقِ همراه با وفاداری، صبر، ماندن و ساختن، امروزه در جامعه کم رنگ شده است، البته شاید هم باشد زیرا اینچنین مسائل، مسائلی شخصی ومعمولا بروز نمیشه، اما وقتی مشکلات زناشویی را در جامعه بررسی میکنیم این را لمس میکنیم.
🔹️شاید عشق واقعی آن چیزی نباشد که در آغاز زندگی با شور و هیجان دیده میشود؛ بلکه آن است که پس از سالها، در میان سختیها و فراز و نشیبها، همچنان باقی بماند.
خداوند همسرش را رحمت کند و به این پیرمرد صبر و آرامش عطا فرماید.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
از جمله سخنانی که برخی از مشایخ شنقیطی ما آن را بسیار تکرار میکنند، این بیت است:
وَالعِلمُ فائِدَتُهُ التَّبَتُّلُ
وَدُونَهُ مَجازُهُ لا يُعقَلُ
یعنی:
فایده و ثمره حقیقی علم، رویآوردن به عبادت و بندگی است؛ و جز از این راه، بهرهبرداری حقیقی از علم قابل تصور نیست.
بنابراین، طالب علم نباید عبادت را به بعد از پایان تحصیل موکول کند؛ بلکه باید از همان آغاز، طلب علم را با عبادت درآمیزد، بر انجام فرائض پایبند باشد، سهمی برای تلاوت قرآن، ذکر و نماز شب قرار دهد و به هر آنچه میآموزد عمل کند.
علم مانند درخت است و عبادت میوه آن؛ و درختی که میوه نداشته باشد، به کمالِ فایده و ثمره خود نرسیده است.»
✍شيخ محمد سالم بحيري
https://t.me/KhaledKangani
💠 اطلاعیه کلاس سیره رسول الله ﷺ
به توفیق الله متعال، سلسلهجلساتی با موضوع مختصری از زندگی و سیره رسول الله ﷺ برگزار میشود.
📖 کتاب مورد تدریس: شرح منظومه «قرة الأبصار في سيرة المشفع المختار»
🗓 زمان: یکشنبه و سهشنبه، بعد از نماز عشاء
📍مکان: مسجد بلال
در این جلسات، بهصورت مختصر و آموزشی، بخشهایی از سیره و زندگی رسول الله ﷺ بر اساس این منظومه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
🌿 از عموم علاقهمندان دعوت میشود در این جلسات شرکت فرمایند.
https://t.me/KhaledKangani
💠جایزه در مراسم مکاتب قرآن؛ انگیزه یا عادت.
🔹️یکی از نکات قابل تأمل که به نظر بنده در برخی از مراسم مکاتب قرآن وجود دارد، مسئلهی جوایز و هدایا است. البته این سخن را نمیتوان به همهی مکاتب و همهی مراسمها تعمیم داد و خودِ این موضوع نیز جای بحث و بررسی بیشتری دارد.
🔹️اصلِ اهدای جایزه، امری مثبت و ارزشمند است؛ زیرا یکی از اهداف و حکمتهای آن، ایجاد انگیزه در قرآنآموز برای ادامهی مسیر، افزایش تلاش و تشویق او به پیشرفت بیشتر است.
🔹️اما مشکل از جایی آغاز میشود که جایزه از یک ابزار تشویقی، به یک عادت تبدیل شود. هنگامی که جایزه به امری همیشگی و قطعی تبدیل شد، بهتدریج ممکن است کارکرد و حکمت اصلی خود را از دست بدهد و از «تشویق» به «حق مسلم» تبدیل شود؛ بهگونهای که قرآنآموز خود را مستحق دریافت جایزه بداند، و گاهی حتی خانوادهها نیز نسبت به آن حالت مطالبهگرانه پیدا کنند.
🔹️سؤال اینجاست که چگونه جایزه کارکرد اصلی خود را از دست میدهد؟
یکی از عوامل آن، اهدای جایزه به همه، بدون توجه به میزان تلاش، پیشرفت و شایستگی افراد است. وقتی قرآنآموز بداند که در پایان دوره، صرفنظر از میزان تلاش و عملکردش، جایزهای دریافت خواهد کرد، ممکن است انگیزهی تلاش بیشتر و پیشرفت را در خود احساس نکند؛ زیرا دیگر تقدیر و جایزه، نتیجهی تلاش و موفقیت نیست، بلکه به یک امر قطعی و قابل انتظار تبدیل شده است.
🔹️در حقیقت، جایزه زمانی بیشترین اثر تربیتی را دارد که در جایگاه درست خود قرار بگیرد: ابزاری برای تشویق و قدردانی از تلاش و پیشرفت، نه چیزی که به یک حق همیشگی و مطالبهشدنی تبدیل شود.
🔸️البته مقصود این نیست که در مراسمهای قرآنی نباید به همهی قرآنآموزان هدیهای داده شود؛ گاهی یک هدیهی عمومی میتواند برای ایجاد خاطرهای شیرین، محبت به قرآن و تشویق کودکان و نوجوانان بسیار مؤثر باشد. سخن دربارهی زمانی است که جایزه از یک ابزار تربیتی خارج شده و به یک فرهنگ و انتظار دائمی تبدیل میشود.
🔹️به نظر بنده، این نکتهای است که در برنامهریزی و برگزاری مراسم مکاتب قرآن باید مورد توجه قرار گیرد و نیازمند اصلاح و بازنگری است؛ بهگونهای که جایزه همچنان انگیزهای برای تلاش بیشتر و نشانهای از تقدیر و پیشرفت باقی بماند، نه اینکه خود به هدف تبدیل شود.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
💠نقد علمی چند ادعای تاریخی و اعتقادی.
[قسمت سوم]
🔸️درباره ولادت حضرت علی رضیاللهعنه در کعبه.
ادعای اینکه حضرت علی رضیاللهعنه در داخل کعبه متولد شده است، از نظر تاریخی محل بحث است و برای اثبات آن نمیتوان صرف شهرت را کافی دانست.
برای نمونه، در البدر المنیر (۶/۴۸۹) نیز این ادعا مورد توجه و نقد قرار گرفته است. (تهذيب الأسماء1/ 169)،بلكه حکیم بن حزام است که در کعبه متولد شده است
(فيض القدير2/ 37 الوفيات للقسطني1/ 67 وانظر مشاهير علماء الأمصار1/ 12 ريح النسرين فيمن عاش من الصحابة1/ 49 الوقوف على الموقوف1/ 8.)افزون بر آن، حتی اگر اصل چنین واقعهای ثابت شود، صرف تولد در یک مکان خاص به خودی خود معیار افضلیت مطلق نیست. معیار فضیلت نزد شریعت، ایمان، علم، تقوا، عمل صالح و فضائلی است که با نصوص شرعی ثابت شدهاند؛ نه صرفاً یک ویژگی مکانی یا نسبی. بنابراین نمیتوان گفت چون شخصی در مکان مقدسی متولد شده، پس لزوماً از دیگران افضل است؛ چنانکه صرف ارتباط با کعبه یا خدمت به آن، به تنهایی معیار برتری و فضیلت مطلق نیست. در نهایت، بهتر است این مباحث با نقل صحیح، بررسی سند، فهم سیاق و رعایت ادب نسبت به صحابه و اهلبیت رضیاللهعنهم دنبال شود. اختلاف علمی زمانی ارزشمند است که بر پایه دلیل و با رعایت انصاف و ادب باشد. والحمدالله رب العالمین. ✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
💠 نقد علمی چند ادعای تاریخی و اعتقادی
[قسمت دوم]
🔸️افضلیت میان صحابه.
در اینجا به نظر میرسد دو نوع افضلیت با یکدیگر خلط شده است:
یکی افضلیت عام و دیگری فضیلت خاص.
طبیعی است که یک صحابی ممکن است در یک فضیلت خاص بر صحابی دیگری برتری داشته باشد؛ مثلاً یکی در علم، دیگری در شجاعت، دیگری در عبادت یا فضیلتی دیگر ممتاز باشد.
اما هنگامی که درباره «افضل صحابه» به صورت مطلق و کلی سخن میگوییم، باید مجموعه فضائل و مراتب آنان را در نظر گرفت.
بنابراین حتی اگر کسی بگوید فلان صحابی از حضرت عثمان رضیاللهعنه از یک جهت یا حتی در یک مقایسه خاص افضل بوده است، این سخن به خودی خود چیزی از فضائل و جایگاه حضرت عثمان رضیاللهعنه کم نمیکند؛ زیرا اثبات فضیلت برای یک صحابی، مستلزم نفی فضیلت از صحابی دیگر نیست..
🔸️درباره سخن نسبتدادهشده به حضرت عمر رضیاللهعنه.
اگر کسی به حضرت عمر رضیاللهعنه ـ که از بزرگترین صحابه رسولالله ﷺ و از خلفای راشدین است ـ با تعابیر توهینآمیز سخن بگوید، چنین ادبی با روش علمی سازگار نیست.
وشما بر ضرورت سخنگفتن بر اساس دلیل و مدرک تأکید کردهاید؛ ما نیز همین اصل را میپذیریم. بنابراین بهتر است در تمام مباحث، از جمله مطالبی که درباره صحابه مطرح میشود، ادعاها با منابع معتبر و شواهد روشن اثبات شوند. لذا شما برای ادعای اينكه عمر رضي الله عنه نسبش معلوم نيست دلیلی نیاوردید، وما هم همچنان مطالبه به دلیل میکنیم، زیرا به توهین راضی نیستیم.
برای شناخت نسب ایشان به مصادر مراجعه کنید:
الاستيعاب 3/ 1144. أسد الغابة (ج 4 ص 137 - 138).نسب قريش (ص 301)✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
💠نقد علمی چند ادعای تاریخی و اعتقادی.
[قسمت سوم]
🔸️درباره ولادت حضرت علی رضیاللهعنه در کعبه.
ادعای اینکه حضرت علی رضیاللهعنه در داخل کعبه متولد شده است، از نظر تاریخی محل بحث است و برای اثبات آن نمیتوان صرف شهرت را کافی دانست.
برای نمونه، در البدر المنیر (۶/۴۸۹) نیز این ادعا مورد توجه و نقد قرار گرفته است. (تهذيب الأسماء1/ 169)،بلكه حکیم بن حزام است که در کعبه متولد شده است
(فيض القدير2/ 37 الوفيات للقسطني1/ 67 وانظر مشاهير علماء الأمصار1/ 12 ريح النسرين فيمن عاش من الصحابة1/ 49 الوقوف على الموقوف1/ 8.)افزون بر آن، حتی اگر اصل چنین واقعهای ثابت شود، صرف تولد در یک مکان خاص به خودی خود معیار افضلیت مطلق نیست. معیار فضیلت نزد شریعت، ایمان، علم، تقوا، عمل صالح و فضائلی است که با نصوص شرعی ثابت شدهاند؛ نه صرفاً یک ویژگی مکانی یا نسبی. بنابراین نمیتوان گفت چون شخصی در مکان مقدسی متولد شده، پس لزوماً از دیگران افضل است؛ چنانکه صرف ارتباط با کعبه یا خدمت به آن، به تنهایی معیار برتری و فضیلت مطلق نیست. در نهایت، بهتر است این مباحث با نقل صحیح، بررسی سند، فهم سیاق و رعایت ادب نسبت به صحابه و اهلبیت رضیاللهعنهم دنبال شود. اختلاف علمی زمانی ارزشمند است که بر پایه دلیل و با رعایت انصاف و ادب باشد. والحمدالله رب العالمین. ✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
💠 نقد علمی چند ادعای تاریخی و اعتقادی
[قسمت دوم]
🔸️افضلیت میان صحابه.
در اینجا به نظر میرسد دو نوع افضلیت با یکدیگر خلط شده است:
یکی افضلیت عام و دیگری فضیلت خاص.
طبیعی است که یک صحابی ممکن است در یک فضیلت خاص بر صحابی دیگری برتری داشته باشد؛ مثلاً یکی در علم، دیگری در شجاعت، دیگری در عبادت یا فضیلتی دیگر ممتاز باشد.
اما هنگامی که درباره «افضل صحابه» به صورت مطلق و کلی سخن میگوییم، باید مجموعه فضائل و مراتب آنان را در نظر گرفت.
بنابراین حتی اگر کسی بگوید فلان صحابی از حضرت عثمان رضیاللهعنه از یک جهت یا حتی در یک مقایسه خاص افضل بوده است، این سخن به خودی خود چیزی از فضائل و جایگاه حضرت عثمان رضیاللهعنه کم نمیکند؛ زیرا اثبات فضیلت برای یک صحابی، مستلزم نفی فضیلت از صحابی دیگر نیست..
🔸️درباره سخن نسبتدادهشده به حضرت عمر رضیاللهعنه.
اگر کسی به حضرت عمر رضیاللهعنه ـ که از بزرگترین صحابه رسولالله ﷺ و از خلفای راشدین است ـ با تعابیر توهینآمیز سخن بگوید، چنین ادبی با روش علمی سازگار نیست.
وشما بر ضرورت سخنگفتن بر اساس دلیل و مدرک تأکید کردهاید؛ ما نیز همین اصل را میپذیریم. بنابراین بهتر است در تمام مباحث، از جمله مطالبی که درباره صحابه مطرح میشود، ادعاها با منابع معتبر و شواهد روشن اثبات شوند. لذا شما برای ادعای اينكه عمر رضي الله عنه نسبش معلوم نيست دلیلی نیاوردید، وما هم همچنان مطالبه به دلیل میکنیم، زیرا به توهین راضی نیستیم.
برای شناخت نسب ایشان به مصادر مراجعه کنید:
الاستيعاب 3/ 1144. أسد الغابة (ج 4 ص 137 - 138).نسب قريش (ص 301)✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
💠نقد علمی چند ادعای تاریخی و اعتقادی.
[قسمت اول]
🔸️ماجرای نسبتدادن «هذیان» به رسولالله ﷺ.
اولاً، اینکه حضرت عمر رضیاللهعنه شخصاً چنین عبارتی را درباره رسولالله ﷺ گفته باشد، به این صورت ثابت نیست.
در روایت صحیح، سخن با ادات استفهام آمده است؛ یعنی تعبیر به صورت پرسشی مطرح شده و نمیتوان بدون توجه به سیاق و قرائن، آن را به معنای نسبت قطعیِ هذیان به پیامبر ﷺ دانست.
البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج ٢٨/٤٦٦ — محمد بن علي بن آدم الأثيوبي (ت ١٤٤٢)
لمعات التنقيح في شرح مشكاة المصابيح ٩/٥٤٠ — عبد الحق الدهلوي (ت ١٠٥٢)ثانیاً، حتی اگر ـ بر فرض ـ اصل چنین عبارتی ثابت میشد، صرف تعبیر «هذیان میگوید» بهتنهایی موجب حکم به کفر گوینده نمیشود؛ زیرا «هذیان» در استعمال لغوی و عرفی میتواند درباره سخن شخص بیمار یا کسی که در حالت بیماری سخنان نامفهوم میگوید به کار رود و لزوماً به معنای اهانت و استخفاف نیست. بنابراین، نمیتوان بدون بررسی دقیق قصد، سیاق، قرائن و معنای استعمالشده، سخن را حمل بر توهین به رسولالله ﷺ کرد و سپس بر اساس آن حکم به کفر صحابی داد. اصل بر این است که سخنان صحابه رضیاللهعنهم را در چارچوب قرائن و با حسن ظن فهم کنیم، نه اینکه نخست بدترین احتمال را انتخاب کرده و سپس بر اساس آن حکم صادر کنیم. 🔸️درباره ائمه مذاهب و امام جعفر صادق رحمهالله اینکه ائمه مذاهب را «ارکان دین» بدانیم، تعبیر صحیحی نیست و چنین تعبیری اگر مقصودش این باشد که آنان از ارکان دین هستند، نوعی غلو محسوب میشود. اما تعبیر «ارکان فقه» نیازمند توضیح است. اگر مقصود این باشد که ائمه مذاهب از بزرگترین شخصیتهایی هستند که در شکلگیری، تدوین، توسعه و خدمت به علم فقه نقش اساسی داشتهاند، این تعبیر از جهت معنایی قابل فهم است. اما اگر «ارکان فقه» به معنای اصطلاح دقیق آن باشد، تعبیر صحیحی نیست؛ زیرا «رکن» چیزی است که در حقیقتِ یک شیء داخل باشد. ¤برای نمونه، شستن صورت از ارکان وضوست، زیرا داخل در ماهیت و حقیقت وضوست. ائمه مذاهب خارج از مسائل و ماهیت فقه هستند؛ بنابراین بهتر است از تعابیری مانند ارکان علم فقه، بزرگان فقه، یا پایهگذاران تدوین و توسعه فقه استفاده شود. ¤اما درباره امام جعفر صادق رحمهالله، اهل سنت اصل علم و فضل ایشان را انکار نمیکنند و ایشان از بزرگان اهلبیت و از شخصیتهای بزرگ علمی آن دوره بودهاند. أ
علام الأخيار من فقهاء مذهب النعمان المختار ١/٢٦٦ — محمود بن سليمان الكفوي (ت نحو ٩٩٠)، همچنین نگاه شود به کتاب: سیر اعلام النبلاء، البدایة والنهايه.حتی در منابع تفسیری و فقهی اهل سنت، مطالبی از ایشان نقل شده است؛ برای نمونه در تفسیر قرطبی موارد متعددی از ایشان نقل شده است، البته هر نقل باید جداگانه از جهت سند بررسی شود. اینکه امروزه فقه منسوب به امام جعفر صادق رحمهالله مانند مذاهب چهارگانه رایج نیست، به هیچ وجه دلیل بر کمبود علم یا فضل ایشان نیست. نمونه روشن آن لیث بن سعد رحمهالله است. امام شافعی رحمهالله درباره ایشان فرموده است: اللَّيْثُ أَفْقَهُ مِنْ مَالِكٍ.
سير أعلام النبلاء - ط الرسالة ٨/١٥٦ — شمس الدين الذهبي (ت ٧٤٨)با این حال، امروزه فقه مدون و مستقلی که به صورت یک مذهب باقی مانده باشد، از لیث بن سعد در دسترس نیست. بنابراین عدم رواج یک مذهب یا نبودن تراث مدون، بهخودیخود دلیل بر پایینتر بودن علمی صاحب آن مذهب نیست. درباره امام جعفر صادق رحمهالله نیز مسئله همین است. برای اثبات وجود یک تراث فقهی منسجم و قابل انتساب به ایشان، صرف اینکه ایشان شاگردان فراوانی داشتهاند کافی نیست؛ زیرا شاگرد ممکن است از استاد خود روش علمی بیاموزد، اما بعداً در مسائل و روش فقهی مسیر دیگری را دنبال کند. برای تشخیص میزان انتساب یک مذهب یا مجموعه علمی به یک استاد، باید مجموعه آثار، روایات و شواهد تاریخی را بررسی کرد. ✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
💠 نقد علمی چند ادعای تاریخی و اعتقادی.
- یکی از برادران چند ادعا برای بنده فرستاده و منتظر پاسخ بودند.
إنشاءالله ادعاهای ایشان را بهصورت عقلانی و علمی پاسخ خواهم داد؛ زیرا برای بسیاری از مطالبی که مطرح کردهاند، دلیل و مستند روایی ارائه نکردهاند.
توصیه میکنم کسانی که در چنین مباحثی وارد میشوند، محقق و منصف باشند و به جای دنبالکردن هوای نفس و تعصب، سخنان خود را بر اساس دلیل و تحقیق مطرح کنند. همچنین شایسته نیست در نقد صحابه رسولالله ﷺ به توهین و بیادبی روی آورده شود؛ ما این بیادبیها را به خداوند واگذار میکنیم.
مسائلی که ایشان مطرح کردهاند، بهصورت خلاصه عبارتاند از:
🔹 ۱. نسبتدادن «هذیان» به رسولالله ﷺ از سوی حضرت عمر رضیاللهعنه.
🔹 ۲. چرا از ائمه مذاهب اربعه به عنوان
ارکان دین و فقه یاد میشود، اما از امام جعفر صادق رحمهالله چنین تعبیری نمیشود؛ با اینکه ـ به گفته ایشان ـ امام صادق نزد اهل سنت افضل بوده است؟
🔹 ۳. چرا در بیان افضلیت صحابه، همان ترتیب خلافت را رعایت میکنید، در حالی که به گفته ایشان، صحابهای وجود داشتهاند که از حضرت عثمان رضیاللهعنه افضل بودهاند؟
🔹 ۴. ادعا درباره حضرت عمر رضیاللهعنه و نسبتهای ناروا درباره نسب ایشان، و در مقابل، ادعای اینکه حضرت علی رضیاللهعنه «مولود کعبه» بوده و بنابراین از حضرت عمر رضیاللهعنه افضل است.
💠پایان یک تابستان قرآنی
الحمدلله، خدا را شکر که یک دورهی حفظ قرآن کریم در تابستان با خیر و برکت به پایان رسید.
🔹️واقعاً زندگی کردن با قرآن و در کنار حافظان کلام خداوند، شیرین و لذتبخش است. این دوره، دورهای پربار و پرخیر بود و خداوند متعال بر ما منت نهاد و توفیق داد که هرچند اندک، سهمی در خدمت به کلام خودش داشته باشیم.
🔹️مشغول شدن به قرآن، سنت رسولالله ﷺ، دعوت و خدمت به خلق، توفیقی بزرگ از جانب خداوند متعال است. این را بهخصوص به طلاب و دعوتگران توصیه میکنم که خود را به علم، تعلیم، دعوت و خدمت مشغول کنند و بیش از حد درگیر این نباشند که «فلانی چه گفت؟»، «چه کسی چه جوابی داد؟»، «چه کسی تکفیر شد یا نشد؟»، «فلانی مبتدع است یا نیست؟» و امثال این مسائل.
🔹️بسیاری از این مشغولیتها نه تنها سودی برای انسان ندارد، بلکه او را از کارهای بزرگتر و پُربرکت بازمیدارد. عمر و توان انسان سرمایهای گرانبهاست؛ چه بهتر که آن را در راه آموختن، عمل کردن، آموزش دادن، دعوت به خیر و خدمت به بندگان خدا صرف کند.
🔹️در پایان، این موفقیت را به همهی حافظان کلامالله متعال تبریک عرض میکنم. از خداوند متعال میخواهم قرآن را در سینههایشان استوار گرداند و آنان را از جملهی عالمان، عاملان و مبلّغان کتاب خداوند متعال قرار دهد و قرآن را حجتی برای آنان و مایهی سعادت دنیا و آخرتشان بگرداند.
اللهم اجعل القرآن ربيع قلوبنا، ونور صدورنا، وسبباً لهدايتنا وثباتنا.
الحمدلله الذي بنعمته تتم الصالحات.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
Repost from خالد ملاح کنگانی
الحمدلله، امروز باز هم یکی از شاگردان عزیز حافظ کلامالله متعال شدند.
واقعاً جای خوشحالی و شکرگزاری است که هنوز جوانانی هستند که دلهایشان را با قرآن پیوند زدهاند و در این مسیر نورانی قدم برمیدارند.🌱❤
حافظ: فرشید طاهری/ افغانستان
الحمدلله، امروز باز هم یکی از شاگردان عزیز حافظ کلامالله متعال شدند.
واقعاً جای خوشحالی و شکرگزاری است که هنوز جوانانی هستند که دلهایشان را با قرآن پیوند زدهاند و در این مسیر نورانی قدم برمیدارند.🌱❤
حافظ: فرشید طاهری/ افغانستان
💠دوره آموزشی
برنامهریزی حفظ و مرور قرآن
پس از پایان دوره تابستانه.
📖 برنامهریزی واقعبینانه
📋 مرور و تثبیت محفوظات
📅 نظم، استمرار و پیشرفت
📚 حفظ هدفمند و ماندگار
🔹اطلاعات دوره
🕰 زمان:
بعد از نماز مغرب، حدود ساعت ۷:۱۰
📍 مکان:
شعبه حفظ هود
📱 پخش آنلاین:
صفحه اینستاگرام:
https://instagram.com/khaled.malahkangani
📅 تاریخ برگزاری:
۱۴۰۵/۵/۲۶
💠تکرار یک کتاب مهم تر از خواندن کتاب جدید.
🔸️خلاصه ای از مقاله: شیخ احمد الطیار .
- در این خلاصه فقط به نکات مهم اشاره میکنم.
🔹️تکرار بهتر از تنوع: خواندن مکرر یک کتاب سودمند یا حفظ یک متن علمی، بسیار مؤثرتر و عمیقتر از شروع کتاب جدید— اگر چه کتاب جدید بهتر باشد—زیرا تکرار عمق، اصالت و ماندگاری میآورد، اما تنوع سطحی و زودگذر است.
🔹️لذت زودگذر مطالعهی جدید: اولینبار که کتابی را میخوانیم، بهخاطر تازگی اطلاعات لذت میبریم و خیال میکنیم همهچیز را فهمیدهایم، اما پس از مدتی بیشتر آن فراموش میشود.
🔹️اثر تکرار در یادگیری: بدون تکرار یا خلاصهنویسی، فقط حدود ۱۰٪ مطالب در ذهن میماند، اما با تکرار یا مرور خلاصهها، میزان ماندگاری تا ۷۰٪ افزایش مییابد.
🔹️روش عالمان بزرگ: دانشمندان برجسته، به جای جمعآوری انبوه کتابها، روی متون کلیدی تمرکز و آنها را بارها خوانده، حفظ و تدریس کردهاند و همین باعث عمق علمی، قدرت استنباط و تألیف آثار مهمشان شده است.
🔹️خطر افراط در تنوعطلبی: بسیاری از طلاب بهدلیل شیفتگی به کتابهای جدید، از تکرار بازمیمانند و نمیتوانند حتی یک متن را به خوبی شرح دهند یا کتابی مؤثر تألیف کنند.
🔹️توصیه خاص دربارهی فقه: فقه با ویژگیهایی مثل فراموشپذیری بالا و شاخههای بسیار، نیازمند تکرار سالانه کامل است تا تثبیت شود.
🔹️سنت سلف: علمای سلف مانند ابن عبدالبر نیز مرور و تکرار را عامل اصلی ماندگاری علم میدانستند؛ حتی قرآن با وجود آسان بودن حفظ آن، بدون تکرار فراموش میشود، چه برسد به دیگر علوم.
🔸️نتیجهگیری: برای پیشرفت واقعی در علم، باید از لذت مطالعهی بیوقفهی متون جدید پرهیز کرد و به تکرار، حفظ، خلاصهنویسی و تأمل عمیق در متون اصلی و سودمند توجه داشت.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
💠تکرار یک کتاب مهم تر از خواندن کتاب جدید.
🔸️خلاصه ای از مقاله: شیخ احمد الطیار .
- در این خلاصه فقط به نکات مهم اشاره میکنم.
🔹️تکرار بهتر از تنوع: خواندن مکرر یک کتاب سودمند یا حفظ یک متن علمی، بسیار مؤثرتر و عمیقتر از شروع کتاب جدید— اگر چه کتاب جدید بهتر باشد—زیرا تکرار عمق، اصالت و ماندگاری میآورد، اما تنوع سطحی و زودگذر است.
🔹️لذت زودگذر مطالعهی جدید: اولینبار که کتابی را میخوانیم، بهخاطر تازگی اطلاعات لذت میبریم و خیال میکنیم همهچیز را فهمیدهایم، اما پس از مدتی بیشتر آن فراموش میشود.
🔹️اثر تکرار در یادگیری: بدون تکرار یا خلاصهنویسی، فقط حدود ۱۰٪ مطالب در ذهن میماند، اما با تکرار یا مرور خلاصهها، میزان ماندگاری تا ۷۰٪ افزایش مییابد.
🔹️روش عالمان بزرگ: دانشمندان برجسته مانند ابن عثیمین، به جای جمعآوری انبوه کتابها، روی متون کلیدی تمرکز و آنها را بارها خوانده، حفظ و تدریس کردهاند و همین باعث عمق علمی، قدرت استنباط و تألیف آثار مهمشان شده است.
🔹️خطر افراط در تنوعطلبی: بسیاری از طلاب بهدلیل شیفتگی به کتابهای جدید، از تکرار بازمیمانند و نمیتوانند حتی یک متن را به خوبی شرح دهند یا کتابی مؤثر تألیف کنند.
🔹️توصیه خاص دربارهی فقه: فقه با ویژگیهایی مثل فراموشپذیری بالا و شاخههای بسیار، نیازمند تکرار سالانه کامل است تا تثبیت شود.
🔹️سنت سلف: علمای سلف مانند ابن عبدالبر نیز مرور و تکرار را عامل اصلی ماندگاری علم میدانستند؛ حتی قرآن با وجود آسان بودن حفظ آن، بدون تکرار فراموش میشود، چه برسد به دیگر علوم.
🔸️نتیجهگیری: برای پیشرفت واقعی در علم، باید از لذت مطالعهی بیوقفهی متون جدید پرهیز کرد و به تکرار، حفظ، خلاصهنویسی و تأمل عمیق در متون اصلی و سودمند توجه داشت.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani
💠یکجایی نوشته بود:
میدونی ترسناکترین مسئله چیه؟
اینکه مردم شرق و غرب تو را مدح کنند، از خوبیهایت بگویند، نامت را بزرگ کنند و تو را آدمی صالح و شایسته بدانند؛اما در درگاه خداوند، هیچ باشی...
لا حول ولا قوة إلا بالله
{اللهم إنا نسألك حُسنَ السِّيرة وحُسنَ السَّريرة} خدایا، از تو نیکویی رفتار و نیکویی درون و باطن را میخواهیم.🤲
https://t.me/KhaledKangan
💠پاسخ به دو پرسش درباره «حسبنا کتاب الله» و نوشتن حدیث.[۲]
🔹️اول اینکه چه اشکالی دارد گفته شود «قرآن برای ما کافی است»، در حالی که عمر رضیاللهعنه نیز فرمود: «حسبنا کتاب الله»؟
🔹️دوم اینکه آیا در زمان خلفا، نوشتن سنت و حدیث ممنوع نبوده است؟
▫️جواب سوال دوم:
🔸️ درباره این ادعا که «در زمان خلفا، نوشتن حدیث و سنت ممنوع بوده است»، نمیتوان بهصورت مطلق چنین سخنی گفت. شواهد روایی نشان میدهد که در زمان پیامبر (ص)و پس از ایشان نیز احادیث نوشته میشده است.
برای نمونه، در حدیث آمده است که پیامبر(ص) فرمود: «اُکتُبوا لأبی شاة»؛ یعنی: «برای ابوشاه بنویسید.» همچنین ابوهریره رضیاللهعنه میگوید که هیچیک از اصحاب پیامبر (ص) بیش از او حدیث نداشت، جز عبدالله بن عمرو؛ زیرا او احادیث را مینوشت، در حالی که من نمینوشتم.
صحيح البخاري - ن عطاءات العلم ١/٨٥ — البخاري (ت ٢٥٦)افزون بر این، ادله صحیح دیگری نیز بر جواز و وقوع نگارش حدیث و سنت وجود دارد. بنابراین، اگر در مقطعی از زمان از نوشتن حدیث نهی شده باشد، نمیتوان از آن، ممنوعیت مطلقِ نگارش سنت را نتیجه گرفت؛ بلکه باید آن را نهیای خاص و ناظر به شرایط و مصلحتی معین دانست. ✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
💠پاسخ به دو پرسش درباره «حسبنا کتاب الله» و نوشتن حدیث.[۱]
یکی از دوستان درباره متن قبلی دو پرسش مطرح کردهاند:
🔹️اول اینکه چه اشکالی دارد گفته شود «قرآن برای ما کافی است»، در حالی که عمر رضیاللهعنه نیز فرمود: «حسبنا کتاب الله»؟
🔹️دوم اینکه آیا در زمان خلفا، نوشتن سنت و حدیث ممنوع نبوده است؟
▫️جواب سوال اول:
🔸️اولاً: جمله «قرآن برای ما کافی است» جملهای مجمل است و برای فهم صحیح آن باید به سیاق، موقعیت و فضای بهکارگیری آن توجه کرد. چهبسا جملهای در اصل صحیح باشد، اما در جای نامناسب یا با معنایی نادرست به کار گرفته شود.
🔸️اصلِ اینکه قرآن کریم منبع هدایت و حجت است، سخنی صحیح است؛ اما اگر کسی این جمله را بهعنوان دستاویزی برای رد یا کنار گذاشتن سنت پیامبر (ص)به کار ببرد، اشکال در اصل جمله نیست، بلکه در مراد و نحوه استفاده از آن است.
چنانکه علی رضیاللهعنه در توصیف چنین مواردی فرمود: «کلمةُ حقٍّ أُریدَ بها باطل»؛ یعنی: «سخن حقی است که از آن، باطل اراده شده است.»
این مسئله را میتوان از موضع عملی این جریان نیز فهمید؛ زیرا سنت را یا عملاً کنار گذاشتهاند، یا برای پذیرش آن چنان قید و شرطهایی قرار دادهاند که نتیجه عملی آن، تضعیف، بیاعتبار کردن و در نهایت کنار گذاشتن سنت است.
🔸️«حسبنا کتاب الله» برای پایان دادن به اختلاف حاضران بود، نه مخالفت با شخص پیامبر (ص)؛ زیرا عمر رضیاللهعنه از شناختهشدهترین صحابه در پیروی از سنت بود.
🔸️عمر و برخی صحابه فهمیده بودند که نوشتن آن نامه واجب نیست، بلکه برای مصلحت و راهنمایی بوده است. ترک نوشتن نامه توسط خود پیامبر ﷺ نیز این برداشت را تأیید کرد.
«إكمال المعلم بفوائد صحيح مسلم»، القاضي عياض (5/381).«المفهم»، القرطبي (4/560). «شرح مسلم»، النووي (11/78).«فتح الباري»، ابن حجر (8/134)🔸️عمر رضیاللهعنه قصد کنار گذاشتن سنت را نداشت؛ بلکه با توجه به شرایط سخت بیماری پیامبر (ص) و اختلاف حاضران، چنین اجتهادی کرد. 🔸️سخنان متعددی از عمر رضیاللهعنه نقل شده که در آنها بر اهمیت و حجیت سنت تأکید کرده و اهل رأی مخالف سنت را نکوهش کرده است؛ بنابراین نسبت دادن انکار سنت به او با سخنان صریح خودش سازگار نیست.
«إعلام الموقعين، ابن القيم (1/43).🔸️عبارت «کتاب برای ما کافی است» در منابع منسوب به علی رضیاللهعنه نیز با تعبیری مشابه آمده است
(«نهج البلاغة»، الشريف الرضى (ص112)؛بنابراین اگر این عبارت بهخودیخود به معنای انکار سنت باشد، باید همین معنا را درباره علی نیز پذیرفت، که قطعاً ادعایی باطل است. 🔹️نتیجه: مراد عمر رضیاللهعنه از «حسبنا کتاب الله» انکار سنت یا کنار گذاشتن آن نبود؛ بلکه سخنی در شرایط خاص و در چارچوب یک اجتهاد برای پایان دادن به اختلاف درباره نوشتن نامه بود. بنابراین، میان سخن عمر رضیاللهعنه و کاربرد این جمله توسط کسانی که سنت را کنار میگذارند، تفاوت اساسی وجود دارد. نباید تنها به ظاهر یک عبارت نگاه کرد، بلکه باید مراد گوینده، سیاق سخن و موضع عملی او را نیز در نظر گرفت. ✍خالد ملاح کنگانی https://t.me/KhaledKangani
