en
Feedback
ྀ⃝‌ ๋ྀ 𝙎𝐞𝐥𝐞𝐧𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐞

ྀ⃝‌ ๋ྀ 𝙎𝐞𝐥𝐞𝐧𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐞

Open in Telegram

**•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚˚*•̩̩͙✩•̩̩͙*˚*

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
269
Subscribers
-924 hours
+317 days
+10530 days
Posts Archive
اونر بهم خبر داد مود بردش حاضره ولی پیاماش ارسال نمیشه 😭😭😭😭

اعتراف در شب هفتم
پدر مقدس، من آمده‌ام اعتراف کنم. نه برای بخشش، بلکه برای آن‌که صدایم میان دیوارهای سنگی این کلیسای خاموش بپیچد و بدانی که ایمان من، از استخوان‌های سوخته‌ام بیرون می‌تراود. من او را کشتم، پدر. با همان دستی که در کودکی بر صلیب بوسه زد. با همان لب‌هایی که نام خدا را زمزمه می‌کردند، شمشیر را چرخاندم و صدای گسستن گوشت را شنیدم. اما در آن لحظه، سکوتی مقدس بر من نازل شد گویی خداوند، خودش مرا هدایت کرده بود. نور شمع روی خون می‌رقصید و سایه‌ی من روی دیوار صلیب را می‌بلعید. چشم‌هایش هنوز باز بود؛ در آن دو چاه تاریک، انعکاس چهره‌ی فرشته‌ای را دیدم که لبخند می‌زد. می‌دانی پدر، هرکس می‌گوید ایمان از عشق زاده می‌شود؛ اما من فهمیدم ایمان از ترس می‌جوشد. از ترس سقوط، از ترس نجات. در شب هفتم، وقتی ناقوس به صدا درآمد، صدایی از درون تابوتم برخاست. خودِ من بودم، که نامم را صدا می‌زدم. گفتم: "برخیز، ای خادم گناه، که رستگاری‌ات در تکرار جنایت نهفته است." و حالا، پدر مقدس من می‌دانم شیطان زانو زده بود  نه برای پرستش بلکه از حیرتِ ایمان من.

تو نزدیک ترین بیگانه به من هستی همچنین بدجنس ترین مهربانی که دیده‌ام. من در حال تلاش کردن هستم تا حسرت تو در دلم نمونه و اما
+4
تو نزدیک ترین بیگانه به من هستی همچنین بدجنس ترین مهربانی که دیده‌ام.
من در حال تلاش کردن هستم تا حسرت تو در دلم نمونه و اما تو بیشتر از قبل مرا در تنگی و تاریکی رها میکنی طوری که انگار تمام اطراف مرا پریشانی و پشیمانی در بر گرفته. آنقدر دوستت دارم که حسرت غرور داشتن را میخورم و میخواهم تمام غرورم تو باشی. خانه کوچکی در کنج سینه‌ام دارم که به تو هدیه‌ میدهم جای کوچکی است اما گرم و پر از عشق برای تو ، تا هربار که احساس ناراحتی کردی به آنجا پناه بیاری و از یاد نبری که میزبان این خانه فقط در را به روی تو میگشاید. فکر کردن به تو اجازه رویا پردازی راجب آینده‌ام را به من نمی‌دهد. میخواهم آینده ام تو باشی ، تا هر هنگامی که چشمانم را باز میکنم تورا تماشا کنم و تا زمانی که نور چشمانم را ترک کند تو رویای دست نیافتنی من هستی. ای‌کاش خواب‌هایی که از تو میدیدم پایانی نداشت تا با خیال آسوده دیگر از رویای خود بیدار نمی‌شدم.

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌𝗦𝘂𝗺𝗺𝗲𝗿 𝖯𝗋𝗈𝗆𝗉𝗍. @𝗉𝗂𝗑𝗈𝗋𝖺 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗂𝗍 𝗏𝗂𝗌𝗎𝖺𝗅 �
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌𝗦𝘂𝗺𝗺𝗲𝗿 𝖯𝗋𝗈𝗆𝗉𝗍.                         @𝗉𝗂𝗑𝗈𝗋𝖺 𝗆𝖺𝗄𝖾 𝗂𝗍 𝗏𝗂𝗌𝗎𝖺𝗅 🌊                      •  𝖼𝗁𝖾𝖼𝗄 𝗍𝗁𝖾 𝖼𝗈𝗆𝗆𝖾𝗇𝗍𝗌

‌ ‌ ‌𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥‌ «فکر می‌کردم دارم نجاتش میدم؛ نمی‌دونستم ی روز باید خودم رو از دستش نجات بدم. من فقط ی احمق بودم که دری رو ب
‌ ‌ ‌𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥‌
«فکر می‌کردم دارم نجاتش میدم؛ نمی‌دونستم ی روز باید خودم رو از دستش نجات بدم. من فقط ی احمق بودم که دری رو باز کردم که هیچ‌وقت نمی‌تونم ببندمش.»

💎این پیامو فور کنید چنلتون؛ 🖇به یک چنل رندوم گیفت 💝 میدم. 🖇به ۱۲ تا چنل دیگه رندوم استارز میدم. 🖇از ۳ تا چنل دیگه هم رندوم پست فور میکنم.
حتما جوین باشید❗️لفت=بن
Limit:969