HANA
Open in Telegram
We create our fantasies.💕🎠 @hana_sbot راه ارتباطی 🎀hana 🎀zeynab 🎀ala
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
412
Subscribers
-124 hours
-177 days
-6930 days
Posts Archive
412
Repost from . تامسون (گربه نارنجی)
⠀ּ ֗ ִ ִֶָ ׄ . ۫ ּ ֗ ִֶָ ִ ⠀ ִ ۫ ִֶָ ּ ֗
جمعی از چنل های هنری تلگرام که هرکدوم وایب و حس متفاوتی رو بهت منتقل میکنن اگه میخوای با ارتیست های خفنی اشنا شی این فولدر برای توعه
فولدر 2 𝁟
میخوای از چالش های بعدی عقب نمونی چنل تامسونی رو داشته باش
این دوتا چنل نازنازی جا موندن
https://t.me/melodylucifer
https://t.me/rayntar01KArma412
Repost from . تامسون (گربه نارنجی)
🍊هنرمندا و چنلای هنری فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید 𐚁̸ׄ
اینجا جوین باشید "
412
Repost from 𓂀 𝐷𝑒𝑣𝑖𝑙
یه فولدر خفن پر از آرتیستای خفنتراگه میخوای با آرتیستای خفنی آشنا بشی و کاراشون رو ببینی حتما این فولدر رو چک کن و اد بزن، فور بزن چنلت تا حمایت دو طرفه بشه ARTIST FOLDER 🌟 🌟🌟🌟🌟
412
#ThinkingThroughFashion
#پارت_17
فصل۲
کارل مارکس: مد و سرمایهداریآنتونی سالیوان مقدمه با عنایت به گفتهٔ ویلسون که «مد فرزند سرمایهداری است» (۲۰۰۳: ۱۳)، این فصل نشان میدهد که چگونه چارچوب مفهومی غنی مارکس میتواند درکی انتقادی و ژرفتر از خاستگاهها و پویاییهای مد، به لحاظ اجتماعی، فرهنگی و مادی، فراهم آورد. زیرا درست همانند نظام سرمایهداری که آن را پدید آورده، مد نیز «دوسویه» است (ویلسون، ۲۰۰۳: ۱۳)؛ منبعی از لذت و درد، بیانگری و بهرهکشی. نگاهی به زندگی مارکس و درسی در قدرت نمادین پوشاک برخلاف فقر طاقتفرسایی که زندگی او را زخمی کرده بود، مارکس در سال ۱۸۱۸ در آسایش نسبی خانهای از طبقهٔ متوسط در شهر کلیسایی تریِر در منطقهٔ راینلند آلمان زاده شد. او فرزند وکیلی یهودی بود که برای گریز از یهودستیزی به پروتستانیسم گرویده بود. مارکس در سال ۱۸۳۵ در دانشگاه بُن حقوق خواند و یک سال بعد در دانشگاه برلین به تحصیل فلسفه پرداخت. با وجود آنکه رسالهٔ دکترای خود در باب فلسفهٔ کلاسیک یونان را در سال ۱۸۴۱، در ۲۳سالگی، به پایان رساند، از برنامههایش برای پیگیری یک حرفهٔ دانشگاهی دست کشید. در عوض، زندگی خود را وقف مطالعهٔ سرمایهداری و فراهم ساختن بنیانهای نظری برای پروژهای بزرگ کرد: رهایی جامعه از رنج ناشی از نابرابریهای طبقاتی و بهرهکشیای که تحت سرمایهداری شایع است (کالینیکوس، ۱۹۸۳). تحت این نظام، یا «شیوهٔ تولید» (مارکس، ۱۹۷۶: ۳)، کالاها به قصد فروش بهعنوان کالاهایی برای ایجاد سود برای سرمایهداران، یعنی کسانی که مالک «ابزار تولید» (مواد خام و ماشینآلات ساخت) هستند، تولید میشوند. بنابراین از نظر مارکس، سرمایهداری در درجهٔ اول به دنبال برآوردن نیازهای کارگرانی نیست که این کالاها را میسازند. بلکه «نیروی کار» آنان در ازای دستمزد لازم برای گذران زندگی، به همان سرمایهداران فروخته میشود، تحت کنترل آنان درمیآید و به بهرهکشی کشیده میشود. در این میان، خود کارگران به مصرفکنندگانی بدل میشوند که ناچارند چیزهایی را که میسازند، به بهایی بالاتر بازخرید کنند. این نظام بهرهکشانهٔ تولید، ویژگی سرمایهداری را شکل میدهد و چنانکه بعداً خواهیم دید، در توسعهٔ مد نقشی محوری دارد. کارِ روزنامهنگاری نامنظم که منبع اصلی درآمد مارکس پس از ترک دانشگاه بود، دستمزدی ناچیز و بینظم داشت و او را ناگزیر میکرد که مرتباً پالتوی خود را برای خرید غذا و دیگر ملزومات برای خود و خانوادهاش گرو بگذارد. رفتوآمدهای مکرر به گروفروشی بدین معنا بود که او «ارزش پالتوی خود را میدانست» (استالیبراس، ۱۹۹۸: ۲۰۳) بهعنوان یک کالا یا وسیلهٔ مبادله. با این حال، واگذاشتن پالتو در ازای پول نقد، او را رودررو با یکی از مهمترین جنبههای مد قرار داد: توانایی آن در دلالت بر پایگاه اجتماعی، خواه واقعی خواه غیرواقعی، «بالفعل یا ساختگی» (فینکلاستاین، ۱۹۹۱: ۱۲۸). بدون پالتوی خود، مارکس نمیتوانست مطالعه کند، زیرا «اتاق مطالعهٔ [کتابخانهٔ بریتانیا] هر رهگذری را از خیابان راه نمیداد، و مرد بدون پالتو […] درست همان رهگذر بود. بدون آن، مارکس […] در شأن دیده شدن نبود» (استالیبراس، ۱۹۹۸: ۱۸۷). بدینترتیب، مارکس بهطور مستقیم قدرت نمادین پوشاک را بهعنوان وسیلهای برای خلق تصویر یا تأثیری از هویت اجتماعی و «فردیتبخشی به خود در میان جامعه» (مارکس و انگلس، ۱۹۷۳: ۸۴) تجربه کرد.
412
#ThinkingThroughFashion
#پارت_16
فصل ۱۷: جودیت باتلر (۱۹۵۶–)الیزابت ویسینگر شرح میدهد که چگونه خوانش جودیت باتلر از فلسفه و فمینیسم، بدنی را مطرح میکند که از طریق کردار فرهنگی، سبکمند شده و به وجود آمده است؛ بدنی که هرچند بهشدت به گفتمان وابسته است، بااینحال بدنی زیستشده و جنسیتیافته باقی میماند. کار باتلر با بهدردسر انداختن مفروضات مربوط به سرشت ذاتی بدن، آشکار میسازد که چگونه فرایندهای اجراگرانه (پرفورماتیو)، خود، بدن و پوشاک را بهطرزی بازگشتناپذیر در هم میآمیزند. بدینترتیب، بدن جنسیت خود را از طریق رمزگانهای ازپیشدادهشدهای بیان میکند که بااینحال همواره عرصهٔ مذاکره و بازنگریاند. کار باتلر با بیثباتسازی رادیکال جنسیت و واکاوی آن از رهگذر مطالعهٔ خردهفرهنگهای همجنسگرایانه، به حرکت نوپای مطالعات کوئیر یاری رساند تا شتاب گیرد. همزمان، تلقی او مبنی بر اینکه تمام جنسیت نوعی اجراست، وزنهٔ تازهای به نقش مد در فهم مباحث فمینیستی دربارهٔ تجسد بخشید. ویسینگر استدلال میکند که بازخوانی رادیکال باتلر از روانشناسی و نشانهشناسی همچنین برای نقد مفروضات دیرپا دربارهٔ نقش مد در زندگی اجتماعی سودمند است. سهم اصلی باتلر بازاندیشی مفهوم عاملیت است، بهگونهای که عاملیت دیگر نه در سوژهٔ خودبنیاد، بلکه در تمایل سرکش بدن به فراروی از مرزهای خود و «ماده شدن» بر اساس شرایط خودش جای میگیرد.
412
#ThinkingThroughFashion
#پارت_15
فصل ۱۴: پیر بوردیو (۱۹۳۰–۲۰۰۲)در فصل خود دربارهٔ پیر بوردیو، اَنیِس روکامورا نشان میدهد که آثار تأثیرگذار این جامعهشناس فرانسوی، ابزارهای ارزشمندی برای واکاوی موضوع مد در اختیار میگذارد. او خوانندگان را با مفاهیم کلیدی او یعنی میدان، سرمایهٔ فرهنگی و عادتواره آشنا میکند و همین مفاهیم را در پیوند با کار خود بوردیو بر میدان مدِ سطح بالای فرانسه در دههٔ ۱۹۷۰ به بحث میگذارد. سپس به کتاب بسیار مهم او، تمایز، میپردازد؛ جایی که بوردیو بر ضرورت پرداختن به مسئلهٔ سلیقه از دریچهٔ طبقه پافشاری میکند و به ما یادآور میشود که در قضاوتهای سلیقهای، مانند سلیقهها در مد، چه نیروهای اجتماعی و فرهنگیای در کارند. بوردیو، همچون بسیاری از دیگر اندیشمندانی که در این کتاب به آنان پرداخته شده، در پی طبیعیزدایی از فرایندها و ارزشهایی بود که فرهنگ به طبیعت بدل کرده است. در ادامهٔ فصل، روکامورا چارچوب نظری بوردیو را برای نگریستن به وبلاگنویسیِ مد از آنِ خود میکند. او رابطهٔ میدان سنتی روزنامهنگاری مد و میدان وبلاگنویسی مد را بررسی میکند تا ماهیت در حال تغییر رسانههای مدِ معاصر را روشن سازد.
فصل ۱۵: ژاک دریدا (۱۹۳۰–۲۰۰۴)دریدا یکی از برجستهترین اندیشمندانی بوده که به بینشهای زبانشناسی برای نظریه بهطور کلی پرداخته و همزمان کوششها برای ساختن نظامهای قطعی از این نظریهها را به پرسش گرفته است. دقیقاً همین پافشاری نهتنها بر اهمیت زبان برای نظریه، بلکه بر گشودگی تمامی نظریه در برابر ابهامها و سردرگمیهای تصمیمناپذیرِ زبان است که از او اندیشمندی کلیدی در پساساختارگرایی ساخته. اَلیسون گیل چالش آشکارسازیِ ربط اندیشهٔ دریدا به مطالعات مد را میپذیرد. فصل او نمونههایی را مشخص میکند که در آنها بهظاهر طراحان مد، اصول ساخت لباس را بهشکل نقادانه از هم میگشایند. او نخست ویژگیهای اصلی واسازی در فلسفه را ترسیم میکند، با تمرکز بر پیدایش مفاهیمی همچون متن، اثر و تفکر دوگانه. سپس نشان میدهد که این مفاهیم چگونه میتوانند به تفکری بدیل دربارهٔ طراحی مد ربط یابند؛ تفکری که بیانِ شکست را طلب میکند و ناپایداری را به اجرا درمیآورد. در بخش دوم فصل، گیل ناپایداریهایی را در طراحیهای مد شناسایی میکند که انگاشتهای مرسوم دربارهٔ مؤلفبودن، نوآوری و تاریخ مد را به چالش میکشند. اندیشهٔ دریدایی دربارهٔ ساخت و واسازی متنی میتواند به فهم تحلیل نامتعارف مزون مارتَن مارژیِلا از بنیانهای خودِ مد، در مواد، ساختار، تکنیکها و برساخت لباس، یاری رساند. این فصل به بحث میگذارد که چگونه میتوان کوشش مصرانهٔ مد برای تولید مجموعهها در راستای نظامی تجاری را «تحتِ محو» قرار داد؛ نظامی که آرمان زیباییشناختیِ نوآوری، تماشا و بیدرز بودن را با آهنگی سرگیجهآور در چارچوب فصلها و رابطهای پیشبینیپذیر با زمان، ارج مینهد.
فصل ۱۶: برونو لاتور (۱۹۴۷–)جوآن اِنتویسل آثار جامعهشناس فرانسوی برونو لاتور را بررسی میکند. کار لاتور در حوزهٔ مطالعات علم و فناوری (STS) تأثیرگذار بوده و شکلگیری نظریهٔ کنشگر-شبکه (ANT) را رقم زده است. اثر او نقدی رادیکال بر مفاهیم عمدهٔ جامعهشناسی، همچون «طبیعت» و «فرهنگ»، است و انگاشت مرسوم «کنشگر» اجتماعی را به چالش میکشد: از نگاه ANT، کنشگران بهواسطهٔ تواناییشان در اثرگذاری بر شبکههایی که در آنها درهمتنیده شدهاند، میتوانند انسانی یا غیرانسانی باشند. توجه لاتور به این شبکهها یا «تجمّعها»، مستلزم مشاهدهٔ قومنگارانهٔ دقیق است، تا بدان حد که شاید بهتر باشد ANT/STS را بهمثابهٔ یک روششناسی در نظر گرفت. هرچند کار او مهم است، اما کمتر در خارج از حوزهٔ مطالعات علم و آزمایشگاهها به کار گرفته شده است. در بسط رهیافت ANT، کار میشل کالون ایدهٔ بازارها بهمثابهٔ شبکهها را پرورش میدهد و روشن میکند که چگونه بازارها در تجمّعهایی خاص گرد هم میآیند. در این فصل، انتویسل تحلیل میکند که چگونه میتوان رهیافت لاتور را در تحلیل شبکههای مد به کار بست؛ شبکههایی که کنشگران انسانی و غیرانسانی را با هم میآمیزند. این رهیافت مسیر سودمندی برای فهم بازارهای مد بهعنوان انواع خاصی از تجمّعهای کنشگران فراهم میکند، و انتویسل با ذکر نمونهٔ پژوهش خود بر روی مدلهای مد و خریداران مد، کاربردهای این رویکرد را نشان میدهد.
412
Repost from 𓂀 𝐷𝑒𝑣𝑖𝑙
فولدر برای آرتیستها هورا🥺فور بزنید چنل هنریتون بذارمتون فولدر جذب زیاد بگیرید همو پیدا کنید😆 لیمیت: اگه زیاد بشه 100 چنل ○ تو چنل خودم جوین باشید توروخد🥺 ○اگه بن باشم از چنلتون نمیتونم بذارمتون فولدر شرمنده🥺 ○تا زمانی که فولدر رو نذاشتم پاک نکنید از چنلتون همیشه میگم ولی همیشه پاک میکنید🥺
412
این پست مخصوص پرنسساس 🩰✨
نباید فقط شومیز و تیشرتتون صورتی باشه 😾
ی عالمه آیتم جذاب آوردم برا استایلاتون دیگه تکراری نپوشین 💕
412
چقد از کانالا و پیج هایی که خودشونو کنترل میکنن وارد حاشیه نشن فقط کاراشونو بزارم خوشم میاد بوسم بتون ❤️
