en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

جبهه رزمندگان ایران آزاد

جبهه رزمندگان ایران آزاد

Open in Telegram

حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
304
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+1230 days
Posts Archive
من یک دیکتاتور هستم! فی الواقع همه ی ما یک دیکتاتور درون داریم ، بعضی به آن تسلیم و بعضی بر آن مسلط شده ایم. داشتم در خلوتی نیمه شب شهر پرسه میزدم و «نو اندیشی دینی و بازگشت به ایدئولوژی» را گوش میکردم و در موازاتش فکر... تمامش هشت دقیقه بود اما خیلی بیشتر از هشت دقیقه مرا به فکر وا داشت. یقه ی خود را سفت گرفته بودم که ببین ، مهدی نصیری با وجود اهانت ها ، مقابله به مثل نکرد و معقول و لطیف دفاع کرد و چه و چه... و تو عصیانگرانه و بی محابا در دلنوشته ها درشت بار این و آن میکنی! انسان ممکن الخطاست دیگر ، البته که دیکتاتور درونم میگوید خطا نکردی. من هنوز نتوانستم مثل مهدی های نصیری بر دیکتاتور درونم چیره شوم. هنوز به حرف اویم ، شاید باید پا به سن بگذارم تا بدانم! نمیدانم! ممکن است هم شیوه ی ایشان درست باشد ، هم کارِ من. ایشان شاید حرمت دوستان سابق یا سلام و علیک قدیم را نگاه میدارد ، شاید هم امید به روشن شدن و اقناع و اصلاح آنان دارد. من اما فکر میکنم ، اصلاح طلبی که با تجربه ی این حجم از اتفاقات ، امروز متوجه نشده که ساختار و رفتار حکومت قابل اصلاح نیست ، هر که میخواهد باشد ، گران ترین ارزانِ بازار سیاست است. انتقاد کند میگویم سوپاپ است ، دفاع کند میگویم عمله ی دستگاه سرکوب است. در بهترین و محترمانه ترین حالت اصلاح طلب را فردی بیش از حد خوشبین میدانم که میخواهد کاری کند اما جز تلف کردن فرصت های سیاسی و معطل نگاه داشتن ملت کاری نکرده و درک درستی از وضعیت موجود ندارد که وقتی پای ایدئولوژی میان باشد ، اصلاحات بی معنیست... حکومت حاکم قتل کرده ، تجاوز کرده ، دزدی کرده ، نکرده؟؟ دیگر باید چه میکرد که بدان نقطه برسیم که حرمتی ندارد؟ امروز جهت دوتاست ، یا له حکومت خونخوار یا علیه آن... چه فرقی میکند پشت وینچستر به ملت شلیک کنی یا پشت میکروفون ماله کشی؟ پزشکی باشی که علت مرگها را بیماری زمینه ای اعلام کنی ، یا خلبانی با سی سال سابقه باشی و بگویی چنین اتفاقی امکان ندارد ، نخبه ای باشی که با علمت کمک کنی سلاح کشتار جمعی بسازند ، یا یک تئوریسین باشی که توانت در راستای کنترل و سرکوب روانی مردم استفاده شود... میبینی دوست من؟ در هر لباس و جایگاهی میتوان بی شرافت بود. دیکتاتور درونم میگوید وقتی کار حکومت با مردم به چنین جنایاتی رسیده ، حرام تر از دشنام دادن هم حلال است. راستش دیکتاتور درونم را دوست دارم ، میگوید امروز زمان نفهمیدن نیست ، میگوید تکلیف روشن است. من هم انسان را دوست دارم ، از هر مرز جغرافیایی که باشد ، هموطن را بیشتر... اما یادم نمیرود که بین همین هموطنان هم افراد فاقد وجدانی زندگی میکنند ، مثل همان عضو دستگاه سرکوب ، مثل همان پزشک و خلبان! اینها که از آسمان نیامدند، از خود مایند! دیکتاتور ها همیشه بد نیستند ولی تا دلت بخواهد جمهوریت اسلامی بد بود. دیکتاتوری که برای ملتش رفاه و آرامش و عزت بخواهد دیکتاتور خوبی است و انتخاب من! وتنها نقد من به شاهزاده ی شریف ، دیکتاتور نبودن اوست... ✍هویدا. @isargaran_pahlavi

مهدی نصیری : من اون زمان نوجوان بودم و نمی فهمیدیم ولی بزرگترها هم نمی فهمیدند. @iraneazadvaabad

۲۸ مرداد، مصدق و نسل شیک پاسارگادی 📝 مهدی سلیمی زنده یاد مانوک خدابخشیان در یکی از صحبت هاشون چند سال قبل پیش بینی میکرد که این نسل شیک از بلای ۲۸ مرداد و مصدق هم عبور می کند. در مورد مصدق، برکناری او و رابطه اش با شخص شاه سخن بسیار گفته شده است اما چیزی که اکنون برای من جالب است نه روایت تاریخی این قضیه بلکه مواجه کنونی جامعه با آن است. مصدق که دیرزمانی قهرمان جریان روشنفکری و توده هایی از مردم بود اما در نظر نسل کنونی حتی فاقد ارزش پرداخته شدن است این نسل را من بیش از هر چیزی در دی ماه سال پیش شناختم و خوشحالم بابت آشنایی عمیقی که با آینده سازان ایران پیدا کردم. نسلی که زندگی را بسیار دوست دارد اما از مرگ هم نمی هراسد. آنها آنچه انتخاب کرده اند زندگی است نه ایدئولوژی. برای اینانی که بهتر از همه ما زیستن را بلدند هیچ نمادی ارزنده تر از شاه نیست. آنان تحمل فلاکت را ندارند به تحقیر تن نمی‌دهند و یا آنگونه که میخواهند زندگی می کنند یا در راه به دست آوردنش از مردن هراسی ندارند. نسلی بی باک که مطلقا ریاکاری نمی‌داند و من در تمام روزهای خیزش دی ماه در سه شهر ایران مرتب به احترام شجاعتشان تعظیم کردم بی جهت نیست که رژیم تمام تلاشش را بکار برده در از بین بردن این نسل و اینکه امتداد نسل ها در ایران را از بین برده و قصد دارد بعد از نسل کشی، جمعیت طاعون زده و ایدئولوژیک امت اسلامی را جایگزین کند‌. نسل شیک پاسارگادی این نسل بی پروای زیبا و این قهرمانان زندگی دان را همه باید کمک کنیم تا به رویای ایران زیبا برسند‌. گند نسل پنجاه و هفتی را ریشه کن کنیم و به تماشای ایران ساخته شده توسط این نسل V بنشینیم. من اگر از این نسل بودم مهم ترین کاری که میکردم این بود با اندک هم نسل های خود که تحت تاثیر رژیم هستند صحبت میکردم و همتم را بر همراهی آنان با خودمان میگذاشتم زیرا حیف است حتی یک نفر از نسل نور هوادار تاریکی بماند. @isargaran_pahlavi

«اتحاد علیه مهره‌های رژیم اسلامی ایران» با انتشار بیانیه‌ای در شبکه اجتماعی ایکس، «به‌شدت سوءقصد گزارش‌شده» به فؤاد پاشایی، د
«اتحاد علیه مهره‌های رژیم اسلامی ایران» با انتشار بیانیه‌ای در شبکه اجتماعی ایکس، «به‌شدت سوءقصد گزارش‌شده» به فؤاد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات)، در لس‌آنجلس را محکوم کرد. این گروه تاکید کرد: «یک مخالف سیاسی ایرانی نباید صرفا به دلیل سخن گفتن علیه جمهوری اسلامی، نگران جان خود باشد؛ نه در تهران، نه در اروپا و قطعا نه در ایالات متحده.» در این بیانیه آمده است ایالات متحده نباید به «شکارگاهی برای کسانی تبدیل شود که قصد دارند مخالفان ایرانی را خاموش کنند.» این گروه از پلیس لس‌آنجلس، اف‌بی‌آی و دیگر نهادهای فدرال مرتبط خواست درباره این حمله، از جمله احتمال دخالت یک دولت خارجی، تحقیقات کامل و شفافی انجام دهند. این گروه تاکید کرد: «اگر شواهد نشان دهد جمهوری اسلامی یا نیروهای نیابتی آن در این حمله نقش داشته‌اند، همه افراد دخیل، از آمران تا عاملان و کسانی که اجرای آن را در خاک آمریکا تسهیل کرده‌اند، باید پاسخگو شوند.» در پایان بیانیه آمده است: «سرکوب فرامرزی باید پیامد داشته باشد. مخالفان جمهوری اسلامی باید بتوانند آزادانه زندگی و سخن بگویند، بدون آن‌که نگران دسترسی حکومت به آنها در آمریکا باشند.»

حزب مشروطه ایران از سوءقصد به جان فواد پاشایی، دبیرکل این حزب، در لس‌آنجلس خبر داد. به گفته منابع مطلع، مهاجمان پس از قطع دوربین‌های مداربسته منزل شخصی پاشایی به او حمله کردند. او در پی این حمله به بیمارستان منتقل شده و هم‌اکنون در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است. گزارش نیلوفر منصوری، خبرنگار ایران‌اینترنشنال، و گفت‌وگوی او با آرش رازی، عضو حزب مشروطه ایران @iranintltv

دریا صفایی، نماینده پارلمان بلژیک: سوءقصد به جان فؤاد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران، خبری نگران‌کننده است که نشان‌دهنده نبو
دریا صفایی، نماینده پارلمان بلژیک: سوءقصد به جان فؤاد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران، خبری نگران‌کننده است که نشان‌دهنده نبود امنیت جانی برای فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی است. دریا صفایی: جمهوری اسلامی همواره در پی ترور شخصیت‌های اپوزیسیون ایران بوده است و تا زمانی که این حکومت وجود دارد، جهان روی آرامش نخواهد دید. ما در کنار این مرد استوار و خانواده محترمش ایستاده‌ایم و برای او آرزوی بهبودی هرچه سریع‌تر داریم. @isargaran_pahlavi

دریا صفایی، نماینده پارلمان بلژیک: سوءقصد به جان فؤاد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران، خبری نگران‌کننده است که نشان‌دهنده نبو
دریا صفایی، نماینده پارلمان بلژیک: سوءقصد به جان فؤاد پاشایی، دبیرکل حزب مشروطه ایران، خبری نگران‌کننده است که نشان‌دهنده نبود امنیت جانی برای فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی است. دریا صفایی: جمهوری اسلامی همواره در پی ترور شخصیت‌های اپوزیسیون ایران بوده است و تا زمانی که این حکومت وجود دارد، جهان روی آرامش نخواهد دید. ما در کنار این مرد استوار و خانواده محترمش ایستاده‌ایم و برای او آرزوی بهبودی هرچه سریع‌تر داریم. @isargaran_pahlavi

آن سقوط انسانیت و انحطاط اخلاقی که رژیم سال‌ها در پی گسترش آن در جامعه بود، امروز به‌وضوح در  به‌اصطلاح سلبریتی‌هایش دیده می‌شود. مشتی نوکیسه، پوچ، خائنِ دستمال به دست . @isargaran_pahlavi

.۲۸مرداد، کودتا یا قیام ملی؟ ✍زنده یادبیژن اشتری نویسنده ومترجم در این هفت دهه‌ای که از واقعهٔ بیست‌و‌هشت مرداد می‌گذرد سؤال اصلی این بوده که این واقعه کودتا بود یا قیام ملی؟ اما من می‌خواهم در اینجا سؤال دیگری مطرح کنم: اگر دکتر مصدق در بیست و هشت مرداد هزار‌و‌سیصد‌وسی‌و‌دو از صحنهٔ سیاست ایران حذف نمی‌شد و توفیق می‌یافت که به حکومت خود ادامه دهد چه بر سر ایران می‌آمد؟ دوستداران دکتر مصدق و کلاً دموکراسی‌خواهان معتقدند که یک نظام دموکراتیک ملی در ایران برقرار می‌شد و کشور در مسیر آزادی و رفاه قرار می‌گرفت. به نظرم این دیدگاه بیش از حد خوشبینانه است. برقراری یک حکومت دموکراتیک در ایران آن زمان به‌نظرم ناممکن بود. دموکراسی پیش‌شرط‌هایی دارد که در ایران هفتاد سال پیش مطلقا  فراهم نبود. خود دکتر مصدق هم بیش از آن که سیاستمداری دموکرات باشد سیاستمداری انگلیس‌ستیز بود و محبوبیتش هم در واقع بیشتر به خاطر همین به اصطلاح استعمارستیزی‌اش بود تا دموکراسی‌خواهی‌اش. حالا فرض کنید مصدق موفق می‌شد شاه را کنار بزند و حاکم کشور شود. بیایید به صحنهٔ سیاسی کشور در آن زمان نگاه کنیم: حزب توده بی‌هیچ شک و تردیدی قدرتمندترین تشکل سیاسی در کشور است. این حزب با سازماندهی قوی در سراسر کشور نه تنها در بین مردم و کارگران بلکه در بین روشنفکران بیشترین طرفدار را دارد. هیچ عرصهٔ اجتماعی و سیاسی نیست که حزب در آن نفوذ نکرده باشد. از همهٔ این‌ها مهم‌تر ، سازمان مخفی نظامی حزب در ارتش بسیار قدرتمند است؛ حداقل هفتصد افسر توده‌ای تحت حمایت شوروی در این سازمان عضویت دارند . این در حالی است که نیروهای ملی متفرقند.
با توجه به همهٔ این واقعیت‌ها، مصدق فقط در صورتی می‌توانست به حکومت خود ادامه دهد که با حزب توده وارد یک حکومت ائتلافی شود و حتماً می‌دانید که حکومت ائتلافی اولین شگرد غصب قدرت توسط کمونیست‌هاست. به احتمال زیاد در ابتدا چند منصب وزارتی غیر مهم به حزب توده داده می‌شد اما پس از مدتی، به دلیل آشوب‌ها و آشفتگی‌هایی که توده‌ای‌ها در کشور به وجود می‌آوردند (شگرد دوم کمونیست‌های آمادهٔ غصب قدرت) مناصب کلیدی کابینه به توده‌ای‌ها داده می‌شد و نهایتاً خود  مصدق هم کنار زده می‌شد و حکومت کمونیستی ایران برقرار می‌شد. ناگفته پیداست که سازمان مخفی نظامی حزب هم گسترش بیشتری می‌یافت و همزمان کلیت ارتش و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی را هم مال خود می‌کرد و خلاصه نهایتاً ایران تبدیل می‌شد به یکی از اقمار اتحاد شوروی؛ و خب شما بهتر از من می‌دانید که این همسایهٔ شمالی ما همیشه به تمامیت ارضی ما بدترین آسیب‌ها را زده است و چشم طمع به خاک ما داشته و باقی قضایا...
 ✍🏻بیژن اشتری نویسنده و‌ مترجم @isargaran_pahlavi

۲۸ مرداد ، کودتا یاقیام ملی ✍🏻زنده یاد بیژن اشتری نویسنده و‌ مترجم در این هفت دهه‌ای که از واقعهٔ بیست‌و‌هشت مرداد می‌گذرد سؤال اصلی این بوده که این واقعه کودتا بود یا قیام ملی؟ اما من می‌خواهم در اینجا سؤال دیگری مطرح کنم: اگر دکتر مصدق در بیست و هشت مرداد هزار‌و‌سیصد‌وسی‌و‌دو از صحنهٔ سیاست ایران حذف نمی‌شد و توفیق می‌یافت که به حکومت خود ادامه دهد چه بر سر ایران می‌آمد؟ دوستداران دکتر مصدق و کلاً دموکراسی‌خواهان معتقدند که یک نظام دموکراتیک ملی در ایران برقرار می‌شد و کشور در مسیر آزادی و رفاه قرار می‌گرفت. به نظرم این دیدگاه بیش از حد خوشبینانه است. برقراری یک حکومت دموکراتیک در ایران آن زمان به‌نظرم ناممکن بود. دموکراسی پیش‌شرط‌هایی دارد که در ایران هفتاد سال پیش مطلقا  فراهم نبود. خود دکتر مصدق هم بیش از آن که سیاستمداری دموکرات باشد سیاستمداری انگلیس‌ستیز بود و محبوبیتش هم در واقع بیشتر به خاطر همین به اصطلاح استعمارستیزی‌اش بود تا دموکراسی‌خواهی‌اش. حالا فرض کنید مصدق موفق می‌شد شاه را کنار بزند و حاکم کشور شود. بیایید به صحنهٔ سیاسی کشور در آن زمان نگاه کنیم: حزب توده بی‌هیچ شک و تردیدی قدرتمندترین تشکل سیاسی در کشور است. این حزب با سازماندهی قوی در سراسر کشور نه تنها در بین مردم و کارگران بلکه در بین روشنفکران بیشترین طرفدار را دارد. هیچ عرصهٔ اجتماعی و سیاسی نیست که حزب در آن نفوذ نکرده باشد. از همهٔ این‌ها مهم‌تر ، سازمان مخفی نظامی حزب در ارتش بسیار قدرتمند است؛ حداقل هفتصد افسر توده‌ای تحت حمایت شوروی در این سازمان عضویت دارند . این در حالی است که نیروهای ملی متفرقند.
با توجه به همهٔ این واقعیت‌ها، مصدق فقط در صورتی می‌توانست به حکومت خود ادامه دهد که با حزب توده وارد یک حکومت ائتلافی شود و حتماً می‌دانید که حکومت ائتلافی اولین شگرد غصب قدرت توسط کمونیست‌هاست. به احتمال زیاد در ابتدا چند منصب وزارتی غیر مهم به حزب توده داده می‌شد اما پس از مدتی، به دلیل آشوب‌ها و آشفتگی‌هایی که توده‌ای‌ها در کشور به وجود می‌آوردند (شگرد دوم کمونیست‌های آمادهٔ غصب قدرت) مناصب کلیدی کابینه به توده‌ای‌ها داده می‌شد و نهایتاً خود  مصدق هم کنار زده می‌شد و حکومت کمونیستی ایران برقرار می‌شد. ناگفته پیداست که سازمان مخفی نظامی حزب هم گسترش بیشتری می‌یافت و همزمان کلیت ارتش و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی را هم مال خود می‌کرد و خلاصه نهایتاً ایران تبدیل می‌شد به یکی از اقمار اتحاد شوروی؛ و خب شما بهتر از من می‌دانید که این همسایهٔ شمالی ما همیشه به تمامیت ارضی ما بدترین آسیب‌ها را زده است و چشم طمع به خاک ما داشته و باقی قضایا...
✍🏻بیژن اشتری نویسنده و‌ مترجم

Repost from امیر موحد
- مصدقیسم، زخمی بر پیکر ایران! قرار نیست در اینجا بحثی دربارهٔ ماهیت واقعهٔ ۲۸ مرداد داشته باشم، آنچه می‌خواهم بنویسم تأثیر مصدق، مکتب مصدق و واقعهٔ ۲۸ مرداد ۳۲ بر انقلاب ۵۷ و جهتگیری‌های سیاسی بعدی آن است. مصدق پس از ۲۸ مرداد، برای مخالفان شاه تبدیل به یک اسطوره شد و جهتگیری‌های سیاسی او رنگ و بوی تقدس گرفت. از این جهت، مصدقیسم به عنوان یک نگاه سیاسی هنوز هم بر زندگی من ایرانی در سال ۱۴۰۵ اثرگذار است. نام مصدق بیش از هر چیزی با طرح ملی شدن صنعت نفت گره خورده است. طبق این طرح، قرار بود ادارهٔ تمامی جوانب صنعت نفت ایران از جمله اکتشاف، استخراج و فروش نفت در اختیار ایران قرار گیرد و از شرکت نفت انگلیس-ایران خلع ید شود. سپهبد رزم‌آرا نخست وزیر وقت، در برابر طرح مصدق واکنش معروفی داشت: «ملتی که نمی‌تواند لولهنگ بسازد چگونه می‌خواهد تمام صنعت نفت را اداره کند؟» این اظهارنظر خشم زیادی برانگیخت و درنهایت به ترور رزم‌آرا توسط تروریست‌های نزدیک به جبههٔ ملی انجامید اما حقیقتی محض بود. تولید نفت ایران بعد از ملی شدن صنعت نفت و خروج انگلیسی‌ها از حدود ۶۶۰ هزار بشکه در روز به فقط ۲۰ هزار بشکه رسید و با وجود تحریم‌های انگلیس، ایران نتوانست حتی یک قطره نفت صادر کند. این نگاه سمی مصدق به خودکفایی بدون توجه به توان واقعی ملی، به یکی از جان‌مایه‌های اصلی تفکر پنجاه‌وهفتی در این کشور تبدیل شد. تفکر ابلهانه‌ای که با نگاه بدبینانه به خارجی‌ها، همه‌چیز را «ملی» و داخلی می‌خواست حتی اگر از نظر اقتصادی یا توسعه‌ای به‌صرفه و منطقی نباشد. به سخنان پوپولیستی مصدق در واکنش به تحریم‌های بریتانیا نگاهی کنید. انگار که نطق‌های خامنه‌ای و سعید جلیلی از روی دست او کپی شده‌اند: «قدرت‌های استعماری می‌خواهند با فشار اقتصادی و توطئه‌های سیاسی، ارادهٔ ملت ایران را بشکنند اما ما هرگز تسلیم نخواهیم شد. استقلال ما بهای سنگینی دارد، اما این بها ارزش آن را دارد که زیر یوغ بیگانگان نباشیم.» مصدق از نخست‌وزیری برکنار شد و نگاه او به سیاست خارجی از رأس قدرت کنار رفت اما همین برکناری به دیدگاه‌های او در بین مخالفان شاه، اعتبار بیشتری داد و به چپ‌گرایی و امپریالیسم‌ستیزی محبوبیت بخشید و از طرف دیگر اعتبار محمدرضاشاه را به شدت خدشه‌دار کرد. به‌گمانم حتی به قدرت رسیدن روحانیون به عنوان عالی‌ترین نمایندگان سنت و فرهنگ بومی هم مستقیماً نتیجه همان تفکراتی بود که با انگ غرب‌زدگی، با فرهنگ سیاسی مدرن مخالفت می‌کرد و همه‌چیز را بومی و خودی می‌خواست. آخوندها دقیقاً همان خویشتنی بودند که قرار بود به آن بازگردیم و با تکیه بر آن به شکوفایی برسیم! مصدقیسم نهایتاً به هدفش رسید، اما نه در سال ۳۲ که در سال ۵۷ و ما چنددهه‌ای است که با پیامدهای سهمگین آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. شاهین طهماسبی ـــــــــــــــــــــــــــــ •• اگر دوستانی مشتاق خواندن تحلیل‌های روز دارید، لطفاً شناسهٔ کانال را در اختیارشان قرار دهید: @andiiishe @AM_Movahed

اوضاع کشور واقتصاد مردم در نظام بی کفایت و نامشروع جمهوری اسلامی آنچنان درحال بحرانی ترشدن و وخامت است که صدای خودی های نظام هم بلند شده ، حتی اگر بیان این مطالب بنوعی سوپاپ اطمینان باشد ، بازهم نشان از نزدیک شدن به روزهای سقوط نظام است... #کنار_بروید_و_کشور_را_بدست #صاحبان_اصلی_آن_ #یعنی_مردم_بدهید پاینده ایران جاوید شاه @isargaran_pahlavi

به گزارش #خبرنامه_امیرکبیر، با گذشت نزدیک به شش ماه از بازداشت خشونت‌آمیز #محمدجواد_محمدزاده تواسانی، دانشجوی ۲۰ ساله ساکن رو
به گزارش #خبرنامه_امیرکبیر، با گذشت نزدیک به شش ماه از بازداشت خشونت‌آمیز #محمدجواد_محمدزاده تواسانی، دانشجوی ۲۰ ساله ساکن رودسر، وی همچنان تحت شدیدترین فشارهای قضایی و امنیتی در زندان ازبرم لاهیجان محبوس است. ​ این دانشجوی ترم چهارم رشته کامپیوتر که ۲۱ سال دارد، در تاریخ ۲۳ بهمن‌ماه سال گذشته، حوالی ساعت ۱۱ شب با یورش مأموران به منزل شخصی‌اش بازداشت شد، ماموران حین یورش به منزل وی، تلفن همراه او را نیز ضبط کردند. بنابر گزارش‌های رسیده به خبرنامه‌ امیرکبیر، این دانشجو طی شش ماه گذشته هدف سناریوسازی دستگاه‌های امنیتی قرار گرفته و شکنجه‌های روحی و جسمی شدیدی را تجربه کرده است. پرونده این دانشجوی معترض به اعتراضات ۱۸ دی‌ماه لاهیجان مربوط می‌شود و بازجویان در روزهای نخست بازداشت، او را برای اخذ اعترافات اجباری تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روحی قرار داده‌اند. ​اکنون با کارشکنی و دستور مستقیم ابوالفضل خسروی، بازپرس شعبه اول دادسرای لاهیجان، قرار بازداشت موقت وی به‌طور مکرر تمدید شده و حقوق ابتدایی او برای آزادی موقت با تودیع وثیقه کاملاً سلب شده است. #صدای_زندانیان_بیگناه_باشیم @isargaran_pahlavi

چرا «محصول» جمهوری اسلامی را به فرزندتان نفروختید؟ عروس خانم ابتکار که اقامت دائمش در آمریکا لغو شده، وکیلی حرفه‌ای گرفته و از دولت آمریکا شکایت کرده، به این امید که اقامتش برگردد و غرامتش را از اموال بلوکه بگیرد. او نامه‌ای خطاب به مردم آمریکا نوشته: من عاشق آمریکا هستم، فرزندانم فارسی بلد نیستند، و مادرشوهرم در اشغال سفارت آمریکا فقط مترجم بود. استدلال نامه و وکیل ایشان این است که فرزندان نباید به‌جای والدین مجازات شوند. استدلالی که در ذاتش درست است؛ او معتقد است وکیلش بر همین اساس خواهد بُرد و غرامت را از اموال بلوکه‌ی ایران خواهد گرفت. اتفاقاً همین منطق خوبی است برای شروع یک بازخواستِ تاریخی. خانم ابتکار، آقای لاریجانی، روحانی، خاتمی، ظریف، هاشمی و دیگر سران نظام، دیگر سؤال این نیست که چرا فرزندان شما زندگی در آمریکا و اروپا را ترجیح دادند. این سؤال کهنه شده است. سؤال جالب‌تر این است: چرا وقتی به خانواده‌های «سازندگان جمهوری اسلامی» می‌رسیم، می‌بینیم خودشان حاضر نشده‌اند در «آینده‌ای» که برای دیگران ساخته‌اند زندگی کنند؟ این بحث آمریکا یا مهاجرت نیست. حتی ریاکاری هم نیست. بحثی عمیق‌تر است. سؤال تاریخی این است: چرا شما از «محصول» خودتان استفاده نکردید؟ کشوری مبتنی بر ایدئولوژی خود ساختید و وقتی نوبت به عزیزترین آدم‌های زندگی‌تان رسید، آنها را از نتیجه‌ی همان «محصول» دور کردید. صادقانه‌ترین داوری درباره‌ی جمهوری اسلامی در تاریخ، نه داوری مخالفانش خواهد بود، نه گزارش سازمان‌های حقوق بشری، نه تحلیل اقتصاددانان، بلکه در انتخاب خانواده‌ی خودِ سازندگانش است. برای مردم انواع آرمان‌ها را انتخاب کردند و برای فرزندشان «واقع‌بینی» . برای مردم کاخ‌های بهشت در آسمان، برای فرزندانشان، خانه روی زمین. بله می‌شود برای مردم از «مقاومت» گفت، اما خب برای فرزند باید دانشگاه انتخاب کرد. برای مردم می‌شود از «فضیلتِ رنج» گفت، اما وقتی پای بچه‌ی خودت وسط باشد، رنج فضیلت نیست. و همین‌جاست که انتخاب فرزندانتان از ۴۷ سال سخنرانی شما راستگوتر می‌شود. حال بنا بر بنا بر منطق وکیل صدهزار دلاری عروس خانم ابتکار، می‌پرسیم: اگر فرزند نباید تاوان تصمیم والدینش را بدهد، چرا فرزندان ما باید می‌دادند؟ چرا نیکایی که در ۱۳۸۴ به دنیا آمده بود، باید هزینه‌ی تصمیمی را می‌داد که در ۱۳۵۸ نگرفته بود؟ چرا منطق وکیل شما که «هرکس مسئول اعمال خویش است»، درباره‌ی خانواده‌ی شما بدیهی است، اما درباره‌ی یک ملت از یاد می‌رود؟ بگذارید سؤال را جور دیگری بپرسم: چرا «تاریخ» در جمهوری اسلامی همیشه ارثِ مردم بود، اما انتخاب، امتیاز خانواده‌های شما؟ ما گذشته‌ی شما را به ارث بردیم؛ فرزندان شما امکان انتخاب آینده‌شان را داشتند. ما پیامدِ تصمیم‌ها را گرفتیم؛ آنها پاسپورت برداشتند. ما در کشوری ماندیم که حاصلِ سیاست‌های شما بود؛ خانواده‌ی شما رفتند ببینند کشورهای حاصل سیاست‌های دیگران چه شکلی‌اند. آقایان و خانم‌های نظام: چرا به فرزندانتان نگفتید بمان و «محصول» کار ما را زندگی کن؟ چه چیزی درباره‌ی آینده‌ی ایران می‌دانستید که پشت تریبون نمی‌گفتید، اما برای فرزندتان به یاد می‌آوردید؟ چرا ایدئولوژی شما پشت درِ خانه‌تان متوقف می‌شد؟ چه بود آن سیاستی که برای نود میلیون نفر «استقامت» بود، اما برای یک فرزند آینده‌ای بود که باید از آن نجاتش داد؟ از فرزندان این خانواده‌ها هم سؤال دارم؛ نه به‌عنوان متهم، بلکه شاهد. شما که هر دو جهان را دیده‌اید، شهادت بدهید: پدران و مادرانتان برای ما چه ساختند، و برای شما چه خواستند؟ خانم لیلا خاتمی از پدر گفتگوی تمدن‌هایت بپرس: اگر در کهن‌ترین تمدن جهان جای زندگی برای من خوب نبود، چرا برای میلیون‌ها فرزند بود؟ آقای مهدی ظریف از پدر امیرکبیرت! بپرس: تو که پشت بیمارستانی که شاه بستری بود، عربده کشیدی، چرا کشوری نساختی که من دلم بخواهد در آن بمانم؟ ملت شریف ایران: رفتنِ اینها فقط مهاجرتِ یک خانواده نیست، یک رأی است. رأیی که در هیچ صندوقی انداخته نشده، هیچ ناظری نشمرده، و هیچ روزنامه‌ای نتیجه‌اش را اعلام نکرده. اما معنایش روشن است: انتخابِ خصوصی سران نظام چیزی را اعتراف می‌کند که زبانِ سیاسی‌شان نمی‌گوید. خانم ابتکار، کاش روزی شجاعت به خرج دهید و پشت تریبون بگویید چرا برای خانواده‌ی خودتان «خانه» جایی شد که روزی سفارتش را اشغال کردید، اما برای میلیون‌ها ایرانی، خانه همان جایی ماند که باید عواقبِ آن اشغال را نسل‌اندرنسل زندگی می‌کردند؟ درست است که هرگز نگذاشتند رفراندومی برگزار شود، اما فرزندان بسیاری از سران جمهوری اسلامی سال‌هاست رأی خودشان را در فرودگاه‌ها داده‌اند: «نه» به «محصول» جمهوری اسلامی. انتخاب محل زندگی فرزندان نظام، صادقانه‌ترین رأی به «محصول و میراث» جمهوری اسلامی بود. #زهرا_عبدی @Abdinovelist @isargaran_pahlavi

Repost from امیر موحد
#دقت_کنید اخیرا کلیپی در فضای مجازی منتشر شده که نشون میده دو نفر دست یک شخص را بسته و با صورت بر روی زمین خوابانده و از پشت سر در حال بریدن پوست سر وی هستند و .... متاسفانه عده ای نیز، این کلیپ را با کپشن :( این عاقبت مخبر های اطلاعات اصفهان است و در اصفهان پوست سر مخبرها رو در می‌آوردند)منتشر کردند... در صورتیکه کلیپ فوق که بعلت صحنه های بسیار فجیح غیر قابل انتشار است ربطی به ایران ندارد و به کارتل های مواد مخدر کولومبیا تعلق دارد. و حالا چرا این کلیپ ها در چنین روزهایی منتشر میشه؟ چرا دقیقن بنام اصفهان داره منتشر میشه؟ چون اعدام جوان های اصفهان که در دی‌ماه دستگیر شدند، در حال اجراست و حدود ۲۰ جوان دیگر در انتظار اجرای حکم هستند و انتشار این کلیپها می‌تواند نگاه مردمی را تغییر دهد و رژیم براحتی جنایات داعش و کارتل های مواد مخدر را به نام جوانان ایران ثبت و به مخاطبین القا می‌کند و در یک جمله کوتاه : انتشار اینگونه فیلم‌ها راه جنایت و اعدام را تسهیل می‌کند. مراقب نفوذی ها باشید و اجازه‌ ندید اعدام‌ها را عادی سازی کنند . @AM_Movahed

هردم از این باغ بری میرسد ! جمهوری اسلامی حتی یک تپه گلکاری نشده در کشور باقی نگذاشته !! @isargaran_pahlavi

Repost from خاص
قیمت بنزین رو هم همین‌طوری مشخص می‌کنند یه بار میگه قلب ۳۸۰ گرمه تو مصاحبه بعدی میگه قلبی که ۷۵۰ گرمه 😂 اخه آقای دکتر پزشکیان .. @khasss

ویدئویی تماشایی به همراه پیام زیبای بانو یاسمین پهلوی به مردم شجاع و خانواده های عزیز جانفدایان ایران. @isargaran_pahlavi

⁨ لطفا این ویدئوی کوتاه را تماشا فرمایید👆👆 ببینید بازجو خبرنگار تازه کار و کمتر دیده شده چگونه با چهره ای خشمگین و نگاه از بالا به پایین ، این شهروند معمولی که یک کارگر زحمتکش وشریف است را استنطاق میکند ؟؟ آن هم به چه جرمی ؟ لایک وکامنت زیر یک پست شاهزاده رضا پهلوی !!! یعنی رژیم با آن همه ید وبیضا و دهها دستگاه امنیتی سرکوب ، آنقدر به بیچارگی و دریوزگی افتاده که شهروندان را به خاطر یک لایک و کامنت دستگیر و وادار به اعتراف اجباری می‌کند، به نحوی که گویی رهبر و دبیرکل یک حزب سیاسی فعال ویا سازمان چریکی را بازداشت کرده است !! با همه این احوال گفته میشود این ویدئو انقدر رسوا و نشان از ضعف مفرط نظام داشته که پس از چند ساعت توسط خودشان پاک شده است !! ننگ ونفرین بر رژیمی که به راستی از ملت ایران و رهبر انقلاب ملی ودر تبعیدش، بمراتب بیش از بمب‌های آمریکا و اسرائیل هراس و وحشت دارد.⁩... واین نیست جز آنکه به روزهای پایانی اش بشدت نزدیک است . #پاینده_ایران #جاوید_شاه ✅@isargaran_pahlavi