مَهخوربانو‟
Open in Telegram
🔴 واپسین ستارهٔ خاندان | بهزودی 🔴 نویسندهٔ «واپسین ستارهٔ خاندان» «آواز زِرهها و زُلفها» | «منظومهٔ مِهر و مَه» «خورشیدِ درون، مهتاب بر کمان» 🌞🌙🏹 ارتباط: @mahkhorbanoobot راحت تریم اینجا: https://t.me/+Fxk1tMnH0WQxNmM0
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
367
Subscribers
+7424 hours
+1187 days
+12830 days
Posts Archive
367
Repost from مَهخوربانو‟
چو از ماهی جدا کرد آفتابی
برون زد سر ز روزن چون عقابی
ملک در خواب خوش پهلو دریده
گشاده چشم و خود را کشته دیده
ز خونش خوابگه طوفان گرفته
دلش از تشنگی از جان گرفته
به دل گفتاکه: شیرین را ز خوشخواب
کنم بیدار و خواهم شربتی آب
دگر ره گفت با خاطر نهفته
که: هست این مهربان شبها نخفته
چو بیند بر من این بیداد و خواری
نخسبد دیگر از فریاد و زاری
همان به کاین سخن ناگفته باشد
شوم من مرده و او خفته باشد
به تلخی جان چنان داد آن وفادار
که شیرین را نکرد از خواب بیدار
نظامی گنجه ای_منظومه خسرو و شیرین.. بخش کشتن شیرویه خسرو را
367
موسیقی بی رحم است
گاه نمیدانیم ما را به کجا میبرد
به کدام وادی
به کدام سرزمین
به کدام خاطره
به کدام خیال
به کدام وهم
به کجا.........!!
🌱🌱
نوشته یکی از شما
367
بله بله حتما. ما که حدی نداریم
بیشتر اعضای چنل استادن 🤍
قدیما گهگاهی می نوشتیم....
نمیدانم چرا بریدیم!
آدمی ست دگر
از سنگ سخت تر و از گل نازکتر !!
367
موسیقی بی رحم است
گاه نمیدانیم ما را به کجا میبرد
به کدام وادی
به کدام سرزمین
به کدام خاطره
به کدام خیال
به کدام وهم
به کجا.........!!
🌱🌱
