💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Open in Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
Show moreIran140 253The category is not specified
283
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1930 days
Posts Archive
اسلام چقدر زیباست؛ و شاید زیباترین بخش آن، همین باشد که میان انسان و خالقش، هیچ دروازهای برای همیشه بسته نمیماند. دروازهٔ توبه همیشه باز است؛
حتی برای کسی که بارها شکسته، بارها لغزیده و بارها از خودش شرمنده شده است...
کافیست بازگشت، از عمق دل باشد و پشیمانی، تنها بر زبان نماند، بلکه در رفتار و مسیر زندگی نیز خودش را نشان دهد.
در یکی از بخشهای این درس به نکتهای عمیق اشاره شد؛ اینکه خداوند متعال بندگانش را گاهی در آزمون و دشواری قرار میدهد تا صبر، استقامت و حقیقت ایمانشان آشکار شود. زیرا ایمان فقط در روزهای آرام و هنگام برخورداری معنا پیدا نمیکند؛ ایمان واقعی آنجاست که زندگی مطابق میل ما پیش نمیرود، اما هنوز دلمان از خداوند جدا نمیشود...
گاهی انسان تصور میکند هر رنجی نشانهٔ خشم خداست؛ در حالیکه هر دشواری را نمیتوان چنین معنا کرد. آزمون میتواند فرصتی برای رشد، بیداری، بازنگری و نزدیکترشدن به خداوند باشد، همانگونه که طلا در آتش شناخته میشود، انسان نیز در سختیها چیزهایی از حقیقت درون خود میشناسد که در آسودگی هرگز نمیدید...
چه فلسفهٔ عجیبی دارد این راه؛گاهی چیزی را از ما میگیرد تا وابستگیمان را بشکند، گاهی دیر اجابت میکند تا صبرمان را بیاموزد، و گاهی ما را از مسیری دور میکند که با تمام وجود میخواستیم، فقط چون پایان آن را بهتر از ما میداند...
و زیباتر از همه این است که در اسلام، بنده برای بازگشت لازم نیست کامل باشد؛ همین که صادقانه بازگردد، کافیست که راه بازگشت را آغاز کرده باشد.
شاید توبه فقط پاکشدن از گذشته نباشد؛
گاهی تولد انسانیست که دیگر نمیخواهد همان آدم دیروز باشد.
پس اگر روزی از سنگینی گناه خسته شدیم، اگر از خودمان شرمنده شدیم و اگر گمان کردیم آنقدر دور شدهایم که دیگر راهی برای برگشت نیست، باید به یاد بیاوریم:خدای ما، خدایِ درهای بسته نیست؛ خدای بازگشت است...
و شاید تمام فلسفهٔ بعضی آزمونها همین باشد؛اینکه در میان تمام چیزهایی که از دست میدهیم، چیزی را پیدا کنیم که نباید هرگز از دست بدهیم: رابطهمان با خداوند...
و شاید تلخترین حقیقت این مسیر همین باشد که انسان گاهی آنقدر در گناه و غفلت غرق میشود که خیال میکند دیگر شایستهٔ بازگشت نیست؛ در حالیکه این ناامیدی، خودش میتواند پردهای میان بنده و رحمت خدا باشد...
ما از آدمها میترسیم که مبادا خطاهایمان را بفهمند، اما در برابر خدایی که از نخستین لرزش دل تا پنهانترین لغزش ما آگاه است، باز هم فرصت برگشت داریم. چه تناقض دردناکی؛ از مخلوق شرم میکنیم، اما از خالق فرار میکنیم؛ در حالیکه همان خالقی که شاهد سقوطمان بوده، در توبه را به روی بازگشتمان باز گذاشته است...
زیرا ارزش ایمان همیشه در این نیست که انسان هرگز نشکند؛ گاهی ایمان، همان لحظهایست که با تمام شکستگی، باز هم سجده میکنی...
چه تلخ است که ما از درد فرار میکنیم، بیخبر از اینکه بعضی دردها آمدهاند تا غرورمان را دفن کنند، وابستگیهایمان را بشکنند و راهِ بازگشت به خدا را در میان ویرانههای وجودمان پیدا کنند...
و شاید روزی بفهمیم بعضی از دعاهایی که مستجاب نشدند، رد نشده بودند؛
فقط خداوند ما را از اجابتی که به زیانمان بود، نجات داده بود...
#آوای_گمنام..🍃
#درسهایی_که_روح_را_بیدار_میکند.🌷
بشین خورد استی، از من...
دل مره هیچ مخلوقی سیاه کرده نمی تواند...😒
گرچه احساس من از جنس زنانه است..
صحبت از عشق که شد، مرد حسابم بکنید...
🖤🤝
Repost from نجیبه | 🧡
میخواهم بنویسم، ولی نمیدانم از چی بنویسم؟ وقتی قلم را لای دستانم میفشارم واژههای چون بغض، اشک، آه در دیدگانم قطار میشوند و دیدگانم را تار میسازند.
از هرچه بنویسم به درد ختم میشود.
میگویند:
«از صلح، آزادی، عشق و امید بنویس؟»
اما، آیا با نوشتن خواهد آمد؟
هیچ چیز مثلِ سابق ارزش ندارد، رنگوروح ندارد، چیزی ندارد که آدمی به آن دلخوش شود، جز یأس و ناگواری!
خوشا بحال آنانی که آموختهاند چگونه با سختیهای زندگیشان مقابله کنند.
آنانی که یادگرفتهاند، مقاومت کنند.
خوشا بحالشان!
این همه عکس و ویدئو و خاطره را چگونه پاک کنم، وقتی هر کدام گوشهای از یک روز، یک احساس و بخشی از گذشتهام را با خود دارند؟
#جهشدل_آوایگمنام..🌷
