💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Open in Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
Show moreIran140 253The category is not specified
283
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1930 days
Posts Archive
Repost from N/a
زن وقتی دلتنگ است
زیادی حرف میزند
از آسمان میگوید
از رنگِ برگها،
و از هر چیزی کوچکی که در راه دیده است
او میخواهد با واژههایش
دستی را بگیرد که دور است
اما وقتی سرد میشود
دیگر هیچ نمیگوید
روبروی تو مینشیند
به چشمهایت نگاه میکند
اما روحش فرسنگها از این اتاق رفته است
مردها اما دیر میفهمند
آنها فکر میکنند همین سقفی که هست
همین که خانهای هست، کافیست
آنها نمیدانند که زن
برای زنده ماندن،
به خانهای از جنس توجه نیاز دارد
به نگاهی که او را ببیند
به دستی که بگوید
تو تنها نیستی
وقتی توجهی نباشد
زن آهسته در خودش میمیرد
پیر میشود
بدون آنکه موهایش سفید شده باشد
عشق بسیار ساده است
همین است که بدانی
پشتِ بیقراریهای یک زن، چه قصهیست
و پشتِ سکوتش، چه اندوهی
باید
او را فهمید
او را بلد بود
و کاری کرد که دوباره
در میان آغوشی امن
پناه بگیرد
#نساء_عاصی
فدای تک تک واژه هایت، بانوی من خوشحال چرخش قلمام متفاوت بود..سپاسگزارم بابت وقت گذاشتن..
♥️🦋
باشد که خدا
بهترینها را در تقدیرمان بنویسد...
آسیه سادات..
خواننده واژههای بانوی مهربان شویم...
https://t.me/linkasia0_9
تازگی ها هر چی از خود عکس میگیرم، فقط...
چهره ام تنها به درد سنگ قبرم میخورد...
🤝🖤
در این صبح، برای کسی اشک میریخت که روزی دیده بودش، اما حالا مرگ میان او و تمام دیدارهای دوبارهشان ایستاده بود...
🥀
نمیدانستم چرا، اما برای نخستین بار بعد از مدتها، قبل از خواب، به جای خاطرات گذشته، صدای یک آدم تازه در ذهنم مانده بود...
🖤
Repost from وَژیـن | بـانـوامـیـری
فوروارد کنید تا نامهای به رسم و سیاق نامههای قدیم، با واژگان فراموششده و لحن کلاسیک، برایتان بنویسم.🕯️🤎تعداد محدود...
نیستم نادیده پیشم قصهی حاتم مخوان..
در جهان بسیار دسترخوان و مهمان دیدهام.!
از کنایه ها نرنج.
این مردم کار شان نیش زدن است.!
عمریست به هوای بارانی می گویند: خراب...
🖤
