en
Feedback
غزل‌نامه‌

غزل‌نامه‌

Closed channel

«من غزل هستم، دختری که واژه‌ها از چشمانش متولد می‌شوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
294
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2530 days
Posts Archive
Video message00:25

خون گریه کردن اینه دوستان روحت شاد جاوید نام:))
خون گریه کردن اینه دوستان روحت شاد جاوید نام:))

این نامه را برای آوش می‌نویسم؛ برای پسری که هنوز معنی غم را نمی‌داند. او کودک بود و دنیا عجله داشت... آوش جانم، کاش زمان همان لحظه می‌ایستاد. همان لحظه که تو لبخند زدی و با ذوق گفتی: « مامان.. باباییه» من به خاطر جنایتی که آن حرامزاده ها در حق تو معصوم کردند، معذرت میخواهم. ببخشید که در این سن هر شب به در بسته خیره میشوی. آوش جان بس کن. . در خانه شرمسار شده از اینکه نمی‌تواند قدم‌های پدرت را به تو هدیه دهد. تلوزیون شرمنده است. کاش فقط به تو کارتون نشون میداد... نه خبر بابایت را. ببخشید آوش جان. باید بابا را میدیدی، نه داغ را. میدانی مرد کوچک؟ بعضی روزها هست که حتی بزرگتر‌ها هم نمی‌دانند چطور گریه کنند، این است که با اندوه می‌رقصند و کیل میکشند. بعضی اسم‌ها انقدر زود آسمانی میشوند که زمین هنوز صدایشان را میشنود. مثلا صدای بابا هادی هنوز در کوچه‌ها شنیده میشود. صدای عدالت خاموش نمیشد جان من. آوش عزیز! اگر روزی این نوشته را خواندی بدان پدرت یک قهرمان بود. پدرت فقط پدر تو نبود، پدری کرد برای فرزندان ایران. برای افرادی که حتی اسمشان را هم نمی دانست. او رفت تا دیگر کودکی بی‌گناه در سکوت نلرزد. آوش، هر قدم تو در اینده پژواک صدای هزاران جوانی است که در خیابان‌ها ایستادند. برای عدالت، برای مردم، برای ایران! عزیز دل ایران، رفتن پدرت شکست نبود، پیمان بود. برای فردایی بهتر... وحالا تو، نگهبان آن پیمانی.
_غزل‌چشمی

شما رفتید کیک ساندیس خوردید بچه های ما رفتن گلوله خوردند.

به غم آنها که برای ما جان دادند؛ چه باید کرد؟

تو کوچه ما عروسی نمیشه آقای رییس جمهور اما این غم به کوچه شما هم میرسه!

دوستانی که فردا می‌رند راهپیمایی: چندتا نکته. ماسک بزنید. شهر بوی جنازه میده. بوی مرگ میده. کفش مناسب بپوشید یه وقت رو خون بچه هامون سر نخورید خدایی نکرده خونتون بریزه زمین قتلگاه جوونامون و نجس کنه. محکم داد بزنید صداتون برسه آمریکا. صدای کمک خواستن بچه هامون که نرسید. بلکه صدای شما برسه. با آرزوی سلامتی در زیر چرخ‌های تریلی برای همتون❤️💋💋

دیو‌چو بیرون رود فرشته در آید... الله اکبر الله اکبر الله من! معبود من! فرشته‌هایت را نمی‌خواهیم. فرشته‌هایت قاتلمان شدند الله جان! دست‌هایشان را دور گلویمان حلقه کردند، دیگر امان نمی‌دهند الله جان! دستی بودند برای نجات؟ یا فرشته‌ی مرگ و عذاب؟ خدایا صدای الله اکبر گفتنشان را میشنوی؟ صدای فریاد مانی چه؟ گریه‌های پدر سپهر چه ؟ زجه‌های مادر محمدرضا چطور ؟ خداوند بزرگ. بگویید مارا نکشند. به فرشتگانت بگو امان دهند. این زمستان جان می‌ستاند خدای من! آری مردم فریاد بر آورید بر خیابان ها: «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» موهای مهسا کف خیابان آهنگ اشک مینوازد. «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» سپهر بابا در خون خود رقص مرگ می‌کند. «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» شهر را با جنازه ها زینت داده اند. الله من! من دیو میخواهم. از فرشتگانت خسته ام. سیب ممنوعه‌ات کجاست ؟ من نیز میخواهم رانده شوم. من نیز میخواهم رانده شوم.
_غزل‌چشمی

جوجه رو اخر پاییز میشمرن؛ حرومزاده هارو ۲۲بهمن.

چی و عادی سازی میکنید ؟ عادیه؟ این وضع عادیه؟ کل شهر و اعلامیه جوونا گرفته عادیه؟ متوقف شید بابا

اره برید راهپیمایی تو همون خیابوناییی که بچه هامون و کشتن برا همونایی که تیر خلاص زدن به جوونامون برید شعار بدید رو همین زمینی که ممد رضا جون داد امیر حسین پرپر شد رضا خاکستر شد اره بریزید پاره کنید خودتونو مام بی‌غیرت بودنتونو به روتون نمیاریم.

با من امشب زیر باران گریه کن:)
با من امشب زیر باران گریه کن:)

غزل... فرار کن!

بغلم کن! اینجا ایرانه شاید فردا نبودم دیوونه:))

💔🖤

توییت زدن و نشر دادن، جان هم وطن شجاعمون رو ممکنه نجات بده. هیچ کس دریغ نکنه از محمد کریم خانی هجده ساله که قراره فردا اعدام بشه.

Video message00:49

امروز هجدهم بهمن ماه. ماه پیش در هجدهم دی ماه، چند هزار نفر بی‌آنکه بدانند، برای آخرین بار به عزیزان خود خیره شدند. برای آخرین بار آنها به آغوش کشیدند، بوییدند و بوسیدند. برای آخرین بار کنار هم خندیدند. و باز هم برای آخرین بار دوستت دارم‌هایی در گوش هم نجوا کردند. به هم وعده میدادند بوسه بعدی را:«میبوسمت یک روز در میدان ازادی» بوسه بعدی نیز فرا رسید اما؛ بوسه‌ی عشق نبود بوسه‌ی غم بود بوسه‌ی مرگ بود بوسه‌ای برای خداحافظی بوسه‌ای برای آخرین بار حال اما یک ماه گذاشت. ما ماندیم و غم! خیابان‌ها هنوز بوی خون میدهند پزشکی های قانونی بوی جنازه... ایران بوی مرگ! کدام عطر است که بوی مرگ را بپوشاند؟ روزی در تاریخ ایران می‌نویسند: و جوانانی بودند که هیچ چیز جز خود و صدای اعتراض نداشتند. کفش‌های اراده را به پا کردند و به خیابان‌ها رفتند. نه برای اغتشاش، برای اعتراض برای نان برای آینده کودکان. جوان‌هایی که دیگر برنگشتند. جوان‌هایی که خونشان بر خیابان ها بوسه زدند برای آخرین بار؟ نه! این پایان یک شمع نبود شروعی برای پروانه بود. اگر روز پیروزی، بوی لاله‌ای حس کردی این جوانان اند به استقبال میهن آمدند. برای آخرین بار؟ نه برای ابد و یک روز! نام و یادتان جاودان
_غزل‌چشمی

Video message00:50