en
Feedback
غزل‌نامه‌

غزل‌نامه‌

Closed channel

«من غزل هستم، دختری که واژه‌ها از چشمانش متولد می‌شوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
293
Subscribers
+124 hours
-47 days
-2430 days
Posts Archive
اگر ناز کنم، خریدار می‌شوی مرا؟ سؤالِ عشق بپرسم، پاسخ می‌دهی مرا؟ دعوتت کنم به باقیِ عمرم، پذیرا می‌شوی مرا؟ دل دهم به توامانت، تضمین می‌کنی مرا؟ در مسیرت آیم، مقصد می‌شوی؟ خاموش شوم، می‌بوسی سکوتَم را؟ گر بلرزد دلم، تکیه‌گاه می‌شوی؟ ترک کنم خود را، راهِ بازگشت می‌شوی مرا؟ اگر عشق همین پرسیدن‌هاست، معشوق می‌شوی مرا؟ _غزل‌چشمی

- دستِ من کاش شبی زیرِ سرت خواب رود .
±محمد‌عاشوری

_دوستم داری؟ دوستت دارم! از همون روز اول دوستت داشتم. و تا آخر عمرم میتونم به دوست داشتنت ادامه بدم. از همون روزی که با شاخه گل قرمز توی دستت زیر بارون، زیر پنجرمون نشسته بودی، دلم لرزید. هنوز هم دوستت دارم، حتی در سکوت.. هنوزم با هر نگات دلم میلرزه. هر کلمه‌ای که ازت می‌شنوم دنیام و زیر و رو می‌کنه. تو حقیقت قلب منی. چیزی فراتر از رویای من. دلیلی برای ادامه دادن این چرخه‌ی لعنتی زندگی. کاش میشد همه این‌ حرف هارو به زبون بیارم. کاش بینمون دیوار به این محکمی نبود. کاش فاصله بین من و تو فقط یک کوچه بود... نه یک دنیا! هر شب تو رویاهام این فاصله رو طی میکنم و به تو میرسم. اما واقعیت همیشه تیزتر از رویاست. کاش نمیدیدمت.. نمیشناختمت. کاش میتونستم ازت فرار کنم. اما نه! تو در همه جا هستی؛ در قطرات بارون آهنگ‌های گوگوش، توی یک دیوار سنگی... لبخند‌هایی غریبه، لبخندهایی که هیچ شباهتی به تو نداره؛ اما تو اونجایی. دنیا دنبال یک بهونه است تا تورو یاد من بیاره. کاش نویسنده‌ما انقدر خودخواه نبود که من و تورو فقط برای خودش بخواد، کاش داستانمون رو نیمه‌کاره رها نمی‌کرد. صفحه‌ما سفید تر از هر سفیدیه و عجیب از هر سفیدیش غم میباره. تموم شدیم و این قصه به ته رسید؛ من و تو آخرش به هم...نمی‌رسیم! _بگو! حرف بزن. سکوت نکن. نکنه ... میدونستم دوستم نداری. انگار صدای من به تو.. نمیرسه، تو ظلمت چشات به صبح... نمیرسه! دوستت دارم.
✍🏻غزل‌چشمی
https://t.me/+wTqh8ZQVins1Yzdk

به سراغ من بیا! با آغوشی باز در انتظارت هستم، به سراغ من بیا! چشم که برهم میزنم ، موهای امواج گونه‌ات زیر پلک‌هایم به رقص در می‌آیند. در اشک چشمانم ظهور کن! با هر نفس عطر تورا استشمام می‌کنم. عطر یاس گونه‌ات ریه‌هایم را گلباران می‌کنند، در دلم رسوخ می‌کند و بند بند تنم را آرام می‌کند. آه ای زیبای من! توهم میبینی؟ پروانه ها در دلم شروع به حرکت می‌کنند. عشق تو در تمام تنم رسوخ کرده و تو؛ چون خون در رگ های من جریان داری. در آغوشم منتظر تو هستم. امشب به خواب من بیا! شب‌ها این عاشق غریب مجنون می‌شود. کوچه‌های دل را یکی یکی طی می‌کند، با این امید که لیلی را ببیند. افسوس که لیلی قصه، هرگز قدم بر دل معشوق نمی‌گذارد. چشمانم به باب خیال خشک شد جانا! از تو فقط سایه‌ات از پشت در برایم باقی مانده. کجایی ویران من؟ به سراغ من بیا!
✍🏻غزل‌چشمی
https://t.me/+wTqh8ZQVins1Yzdk

photo content
+1

روز مادر و به تموم مادران عزیز ، رفیق‌هایی که مثل مادر پشتمون بودند، و اون دخترهایی که مادری کردند برای کسی که نباید... تبریک‌میگم:))))

آزارش نرسانید. غرورش را له نکنید. اورا همچون شاپرک؛ فقط تماشا کنید! حتی از دور... اما به لطافتش آسیبی نرسانید. او از بهشت آمده. آمده تا عاشق باشد، آمده تا عاشق باشند. تکه‌ای از خداست... مادر را میگویم:)) اورا فقط باید نوازش کرد🫠❤️

آیا کسی هم از «از دست دادنِ تو» ترسید؟

- اومدی صداتو قربون ")!

بارون اومده همه جارو بوی خاک نم خورده گرفته نمیخوای بیای؟🫠🫠🫠

تو از کدام راه میایی؟ با اشک‌های خود زمین را برایت آبیاری کرده‌ام. بوی نحس غم همه جا را فرا گرفته. کوچه‌ دلم خیلی وقت است رهگذری را به خود ندیده. بیا و قدمی بگذار بر این دل آشوب و خرابه. شاید خورشید بار دیگر نظری به من کرد و از نو ساخته شدم. شاید بپرسی کی؟ هر روز! هروقت خیره در عمق چشمانت می‌شوم بندی در دلم پاره می‌شود و حسی جدید در من شکوفا می‌شود. انگار که آفتاب امید در دلم طلوع کند. عزیز من، من را می‌بینی؟ من اینجا هستم. میان هاله‌ای از غبار و دود. در کوچه‌ای خلوت به دور از عشق، با دستان خالی، در انظار نوری که شاید نیاید… تو از کدام راه خواهی آمد؟ با نسیم صبحگاهی می‌رسی یا باران شبانه؟ با بوی خاک نم خورده و بارانی یا نسیم خنک پاییزی؟ در زمستانی سرد و یخ‌زده یا در تابستانی خالی از گرمای وجود؟ من در انتظار تو نشستم. جایی میان سکوت و انتظار جایی میان پاره شدن آخرین مو… سرمای زمستان تنم را می‌لرزاند، غریبی پاییز دامن‌گیرم می‌شود، داغی تابستان قلبم را آتش می‌زند، و من… در انتظار بهاری از سوی توام بهاری که شاید هرگز نرسد، اما هنوز تنها چیزی است که از من باقی می‌ماند. تو از کدام راه میایی؟
_غزل‌چشمی

خودتونو از هم دریغ نکنید🫠🤝
خودتونو از هم دریغ نکنید🫠🤝

عشق از دور هم عشق بود، فقط تو نمیدانستی...:)

درمان دل‌خسته من به زیر چتر چه کسی پناه برده؟ هوای دل بارانی‌است، کاشکی بیاید. کاش خدا بر این بنده‌سیل زده خویش نظری کند:)

Saaren & Arta - Har Eshghi Mimirad (128).mp33.20 MB

_مهدی‌مظاهری
_مهدی‌مظاهری

به چشمای تو سوگند...!