𓏲ּ 𝑭𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑭𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓 ᭡
Open in Telegram
Svt fiction:) آخرین دلنوشتههای دلتنگی روی گلبرگهای رزی پژمرده http://t.me/HidenChat_Bot?start=7276563795
Show more250
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+2530 days
Posts Archive
𓂅 Shohikigen 𓂅
•Couple: Jeongcheol
• Genre: Romance ‐ Slice of life ‐ Dram ‐ angst
*پارت جدید از صفحه 92 شروع میشه.*
Unknown
#shohikigen
#jeongcheol
#OceanBlue
𓂅 Shohikigen 𓂅
•Couple: Jeongcheol • Genre: Romance ‐ Slice of life ‐ Dram ‐ angstخلاصه: جونگهان فکر نمیکرد وقتی بعد از یکسال، همسرش از کما بیدار میشه، با کابوس بزرگتری مواجه بشه. کابوسی به نام فراموشی. فراموشی که جونگهان فکر نمیکرد اینطور زندگیش رو تحت تاثیر قرار بده. جونگهان با اون روح زخمی و آسیب دیده چطور میتونست با سونگچولی که اون رو به یاد نمیآورد زندگی کنه؟ یعنی دوباره اجازه میداد که احساساتش به منطقش غلبه کنه؟ #shohikigen #jeongcheol #OceanBlue
⋆˚❀ You were different
"با تو تمام جزئیات زندگیام فرق داشت و دنیایم رنگ جدیدی میگرفت؛ مسیر تکراری آشیانهام با قدمهایت جان تازهای میگرفت و جانم با شنیدن خندههای مستانه و از ته دلت، آرام میشد.
به تو گفته بودم که هرگز آدم سحرخیزی نبودهام؟ به راستی که هیچ یک از سخنانم حقیقت ندارند. من هیچگاه سحرخیز نبودهام؛ زیرا من از صبحها و جدایی از آغوش دلنشین خوابم نفرت داشتم.
هیچگاه آدم تمیزی نبودم، علاقهای به زیستشناسی نداشتم و هاکی روی یخ در دایرهی موردعلاقههایم جایی نداشت. اما تو... عزیزِ من تو فرق داشتی.
بهخاطرت تمامی آنها در لیست علایقم جا میدادم. میتوانستم برایت تمام وجودم را بکوبم و از نو خودم را بنویسم. میتوانستم چنان تغییر کنم که حتی انعکاسم درون آینه را نشناسم.
چه بودی در زندگیِ من؟ شاید دلیل احیای قلب مردهام بودی، جنگل زمستانی چشمانت، لبخند محو حاشیهی لبانت و وجودت.
تو تمام زندگیِ من بودی شو مینگهائو. تمام جان و روحم.
ولی آیا من، مون جونهی، در گوشهای از ذهنت جای داشتم؟ آیا من حتی یک بار هم نگاه شیرینت را برای خود داشتم؟"
#a_piece_of_heart
#junhao
#OceanBlue 🤎
𓂃❨ Old Guitar 𓂅پسرک نوازنده خیابان سوم، این تنها نشانیست که از تو دارم. گفته بودم دل میبازم وقتی گیتار قدیمیت را به دست میگیری؟ زمانی که دستان هنرمندت ماهرانه مشغول بازی با تارموهای نازک گیتارت میشود، وقتی که آوای سرخوش گیتارت گوش های نیازمندم را از عطر خوش صدایش پر میکند. همان صدایی که طبق قرار همیشگی، عصرهای شنبه آن را مینواختی تا رهگذرانی که به سمت خانههایشان میروند با قلبی شاد و لبخندی که دلیلش تو بودی وارد خانه شوند. همیشه همین بودی، بقیه برایت اولویت داشتند. ولی نمیدانم چرا هیچوقت من در مرکز توجهت نبودم، چرا وقتی داشتی با دخترک دستفروش -که مشخص بود مدت زیادی است باهم صمیمی هستید- حرف میزدی، نگاهت به آسمان بی ستاره چشمانم نخورد؟ شاید صدای شکستن قلبم ما بین خندههای شیرین شما گم شد که نتوانستی آن را بشنوی. ولی حداقل آرزو دارم کاش حداقل برای لحظهای مرا فقط در حد همان رهگذر دوربین به دست کنار آتلیه عکاسی ببینی و قلبی که برای تو میتپد را شاد کنی. دفترچه دلتنگیهای بو سونگکوآن، تابستان ۱۹۸۱ #verkwan #letter
⋆˚❀ Sorry I love you
تقدیم به بو سونگکوآن، یگانه خالق عشق در این قلب فرسوده.
• Comments
#scenario
#boochan
#OceanBlue 🖤
