en
Feedback
‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ quokka هان‌جـیسونگ

‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ quokka هان‌جـیسونگ

Closed channel

🎸 my little rockstar . ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌subset t.me/quhankka

Show more
Iran107 859The category is not specified
857
Subscribers
+924 hours
+377 days
+10730 days
Posts Archive
جیسونگ داشت با فیلتر کلنجار میرفت چون مشکل اصلاً عینکش نبود، خودش نفهمیده بود به جای اینکه هر دو چشمش رو ببنده، داشت چشمک میزد =)) : 🐿️: “این دیگه چیه!!!!!” واقعاً عضو پابوراچاست=))

ثابت کرد پابو ئه عه و محکم دستش رو زد به دیوار.
👤: “این چی بود؟؟؟ جزو اجرا بود؟؟؟ واقعی بود نه؟؟” 🐿️: “آ-آره… یک امتیاز برای ارزش هنری… یک امتیاز برای ارزش هنری” 👤: “مواظب باش بابا”

👤: “اینا شیشه ندارن؟” (منظورش عینکشه) 🐿️: “چی؟” 👤: “اینا شیشه ندارن، درسته؟” 🐿️: “آه آره، ندارن، اصلاً شیشه‌ ای نیست…” 👤: “یک لحظه با خودم گفتم واو، شیشه‌های عینک این روزا چقدر تمیزن حتماً خیلی خوبن، چطوری انقدر شفافن…” 🐿️: “ها 💰 ها 💸 ها 💳 اصلاً ‌لنز نداره! اینا فقط برای به رخ کشیدن فیس کاردمه!” 👤: “آهاا برای فیس کارد…اوکی..”

Repost from N/a
انقدر لب های پسر رو بوسید که نفس کم اورد "انقدر میبوسمت که رد بوسه اون عوضی از لبات پاک بشه هوانگ هیونجین"🥵 همزمان انگشتش رو
انقدر لب های پسر رو بوسید که نفس کم اورد
"انقدر میبوسمت که رد بوسه اون عوضی از لبات پاک بشه هوانگ هیونجین"🥵
همزمان انگشتش رو وارد سوراخ پسر کرد و شروع به حرکت دادن انگشتش کرد Clickhttps://t.me/addlist/nbBQUPzX9khjYjJk چنل های سکسی و هاتی که تاپ و بات توشون معنی نداره💦

🗣️: “شنیدم امروز قراره برای عضو شدن تو پابوراچا امتحان بدم، برای همین نمیدونم میزان خل‌ بودن من جرئت میکنه به سطح این سه نفر برسه یا نه، ولی وقتی یه نگاه کوچیکی به متن انداختم، دیدم من کلاً چقدر “احمق بازی” دارم؟” *🐿️: 🙂‍↔️🙂‍↔️🙂‍↔️* 🗣️: “من یه جورایی… درباره این “خل و چل” بودن خودم فکر کردم که اصلاً واقعاً همچین چیزی دارم یا نه…” 🦙: “چیزی که همین الان گفتی واقعاً خیلی احمقانه بود، قطعاً. فکر کنم صددرصد میتونی به ما ملحق بشی” 🗣️: “آه واقعاً؟؟؟ من دو ساله برای اینکه عضو پابو بشم کتاب نخوندم. واقعاً حدود دو ساله دارم همچین تلاشی میکنم…” 🐈‍⬛: “ولی دو سال هنوز کمه” 🦙: “اگه زندگیت رو مثل یه احمق زندگی نکرده باشی…” 🗣️: “آه، من دو سال پیش با پابوراچا آشنا شدم و با خودم گفتم “منم باید وارد اینجا بشم” و از اون موقع به بعد، کلاً خودم رو از تمدن جدا کردم” *🐈‍⬛پاره شد از خنده*

درباره اینکه هان اون موقع چطوری خیلی رندوم خودش میکروفن رو پرت کرد تو سرش:)))
🗣️: “اون موقع خودت باعث شدی چیزی بهت بخوره، درسته؟” *🐿️ریزریز میخنده* 🦙: “اوه، یعنی یه چیزی که خودت پرت کردی بهت خورد؟” 🗣️: “تو واقعاً خیلی خل و چلی” 🐿️: “خب، چیزی که واقعاً اتفاق افتاد این بود که توی اجرای یونیت با فلیکس، یه ‌چیزی بود که دود قرمز ایجاد می کرد..بعد از اینکه ازش استفاده کردم، برای اینکه اندینگ خفنی داشته باشه، پرتش کردم بالا، ولی فقط به سمت بالا پرت شد و آخرش افتاد روی سر خودم:))) منم فکر کردم یکی منو زده..وقتی برگشتم، فهمیدم همون چیزی بوده که خودم پرت کرده بودم” 🗣️: “خیلی درد داشتی نه؟” 🐿️: “بیشتر خجالت کشیدم”

یه ویدیو از اعضا نشون دادن که داشتن به هیونجین کمک میکردن گوشواره کارتیر گمشدش رو پیدا کنه 😭 🦙: “من یه گوشواره کارتیر گم کردم” 🐿️: “همه داشتن کمک میکردن دنبالش بگردن” 🐈‍⬛: “چون خیلی گرون بود” 💬: “احتمالاً چند ده میلیون وون می‌ ارزید، نه؟” 🦙: “اسپانسر شده بود” 💬: “آها..یعنی اگه گمش میکردی باید پولش رو از جیبت میدادی” 🦙: “دقیقاً، واسه همین با خودم گفتم این واقعاً بده بدبخت شدم” 🦙: “فکر کنم ما دو اجرا مونده به اجرای آخر بودیم، نه؟ هنوز چند تا اجرا بعد از ما مونده بود و من با خودم گفتم “دیگه تمومه، محاله پیداش کنمش”” 🦙: “بعد وقتی دوباره برگشتیم روی استیج، همه اعضا کمکم کردن دنبالش بگردم” 🦙: “اون موقع یونگبوک یه چیز براق دید، دوید سمتش و سریع برداشتش و اینطوری بود که نجات پیدا کردم”

🐿️: “ممبرامونم همینطور. شما خیلی سخت کار کردین و برای این هفته ام فایتینگ. عاشقتونم” *🐈‍⬛بزرگترین لبخندی زد که بشریت دیده*