ᴅᴇꜱɪʀᴇ ʜᴏᴛᴇʟ
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
4 709
Subscribers
-1024 hours
-857 days
-35730 days
Posts Archive
4 703
An angry silence lay, where love had been
سکوتی تلخ برقرار بود، آنجا که عشق بود
An in your eyes a look, I’ve never seen
و در چشمانت نگاهی که پیش از آن ندیده بودم
If I have found the words, you might have stayed
شاید اگر کلمات را می یافتم، تو می ماندی
But as I turn to speak, the music played
ولی چون خواستم سخن بگویم، موسیقی آغاز شد
As lovers danced their way,around the floor
آن هنگام که عاشقان در هر سو رقصان بودند
I sat and watched you walk, towards the door
من نشسته بودم و تو را می نگریستم که به سوی در میروی
I heard a friend of yours,suggest you stayed
شنیدم که یکی از دوستان جمعتان تو را به ماندن خواند
And as you took his hand, the music played
و آن هنگام که تو دستش را گرفتی، موسیقی آغاز شد
Across the darkened room, the faintest sight I saw
در سراسر اتاق تاریک با کمترین نور تورا دیدم
He’d been something more,than friends before
او برایت بیش از اینهاست، بیش از دوستان پیشین
While I was hurting you, by clinging to my pride
4 703
Repost from Randomly
از هم دور شدیم، با این فکر که شاید اینطوری همهچیز درست بشه. اما هر مسیری که رفتم، آخرش دوباره رسیدم به تو. اونجا فهمیدم… شاید مشکل مسیر نبود، شاید من هنوز نمیخواستم از تو عبور کنم.
4 703
خداست ديگه،
يهو دستتو می گيره و بلندت مى كنه.
وبه همه ى مخمصه هات پايان ميده
+شبت نیک ✨🪽
