en
Feedback
ߊ‌ܝ‌ܫ̇ࡐ‌ߊ‌ࡍ߭ ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ܚࡍ

ߊ‌ܝ‌ܫ̇ࡐ‌ߊ‌ࡍ߭ ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ܚࡍ

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
791
Subscribers
-3224 hours
+797 days
+21430 days
Posts Archive
فک کنم ۱۰ کیلو اومد روم

در این بین عارضمم خدمتتون از دیشب تا الان به اندازه ۶ ماه آینده گوشت و کیک و همه چی خوردم نه تنها شکمم سیر شده بلکه چشم و مغز و همه چیزم از غذا سیر شده و به عرفان رسیدم😂 هوس هیچ غذایی رو ندارم من بنده شکمم و سر خوراکی و غذا میتونم قاتل شم و همیشه طمع و حرص خوراکی و غذا دارم یعنی شما ببین چقدر همه چیز به اندازه کافی بهم رسیده که دیگه هیچ نیازی رو نسبت به غذا تا ۶ ماه حداقل حس نمیکنم

گاها حتی میترسم اینجا بیان کنم از این که جلو جلو ذوق کنم کنسل بشه از این که نمی‌دونم هر رفتار ناخواسته هر حرف ناخواسته باعث بشه بهش خط و خش بزنه میترسم ولی اونقدر خوب بودنش واقعی هست که آرامش و قدرت زیادی بهم داده برام مهم نیست هرچیز دیگه ای رو از دست بدم یا بدتر بشه برام همین ی دونه برای تمام عمر و زندگیم که در آرامش و شادی باشم حالم خوب باشه کافیع

فقط این که این روزا هرچی برام سخت میگذره ته دلم ی نوری هست که باعث شده آرامش و حال خوبم بمونه باهام و خود این موضوع کمک کرده بهم برای اون چیزای بد هم کم کنترل شده تر رفتار کنم

این روزا ی بخشی از زندگیم داره آروم و قشنگ میگذره و همه چی توش خوبه که حتی اگر بقیه بخش های زندگیم بدتر بشه این ی قسمت همشو پوشش داده اونقدر که می‌خوام همه بخشا نباشه ولی این یکی همینقدر خوب بمونه و دچار ی اختلالی شدم که میترسم ی اتفاقی خرابش کنه (آرامش قبل طوفانی چیزی باشه) باز از اونور میگم نه بلاخره خدا صداتو شنیده و قراره نتیجه تمام صبوری ها و تلاشها تغییرات رو ببینی و داره برای باقی چیزایی که دست خودت نبود و اذیت شدی جبران می‌کنه

بریم برای پسر خوشگله کیک بخریم برگردیم بریم حموم وسایل جمع کنیم حاضر شیم تولد بازی این هفته ، هفته اونه و نمی‌زارم هورمونام پیروز شن

در این بین خدمتتون عارضم یار خوب هم همه ماجراست این پسر اگر نبود نمی‌دونم این روزا رو چجوری شب میکردم و الان فقط می‌خوام بتونم ، برسم ، موفق بشم و کل بودنای این روزاشو جبران کنم اینجوری شده که در به در دنبال کارم تا فشار از روی اون برداشته بشه اول درس میخونم تا موفق بشم تا برای اون یار بهتری باشم جانان نخواسته ها خودم می‌خوام یعنی اول برای اون بعد برای خودم چون حضورش بودنش حمایتش حک تی صداش پای تلفن بزرگترین دلیل ادامه دادن و دووم آوردن این روزامه گاهی میگن کاش ۱۸ سالکی آشنا میشدم باهاش تا خیلی از اشتباهات رو نکنم تا موفق تر باشم تا الان جوری می‌بودم که این همه فشار از سمت من روش نباشه باز میگم نه اگر اون موقع آشنا شده بودم چنین فرشته ای رو از دست میدادم پس فردا تولدشه و امروز براش تولد میگیریم و من با همه وجودم امیدوارم بر خلاف امسال سال آینده بتونم بهترین تولد رو بگیرم براش و ذوقشو ببینم و دلم آروم بگیره ز ذوق جانم

این روزا خیلی دلم از خانوادم پره این که روز دوم پریودم و قبلش pms و کم تحمل شدم بی تاثیر نیست ولی خب من کمک و حمایت نخواستم فقط کاش نمک نمیشدن رو زخمام

کاش میشد رو پیشونیم تتو کنم و زشت نبود

Repost from N/a
‏حتما به صلاحت نبود که نشدو کیر .

یکی گفت هنر نکردی نگفتم هنر کردم کاش تا آخر میخوندید و خب برای منی که تا روز قبل از اون سفر ۷ شب خونه بودم تا سرکوچه نمیزاشتن برم خرید یا با دوستام تنها نمیزاشتن برم بیرون و یهو فرداش تک و تنها به جای شروع از تا سرکوچه رفتن رفتم ی شهر دیگه بعد کشور دیگه اینجوری بود که یهو با لگد پرت شدم وسط جامعه یا چجوری بگم رفتم کلاس موسیقی ثبت نام کردم جلسه اول کلاس بردنم رو سن گفتن خواب های طلایی رو بزن حالا

پشمام ریخت پشمای شما هم بریزه

Repost from توییتی
شرایط ازدواج بسیار عجیبی که ی مادرشوهر اهل قم تو سند ازدواج پسرش نوشته! @TweetyChannel | sara
شرایط ازدواج بسیار عجیبی که ی مادرشوهر اهل قم تو سند ازدواج پسرش نوشته! @TweetyChannel | sara

بعد من ۱۸ سالم بود با دوتا چمدون برای اولین بار تنهایی از مشهد رفتم تهران بعد تو تهران رفتم اون یکی فرودگاه بعد سوار هواپیما شدم رفتم کیلومتر ها اونور تر کشور دیگه تک و تنها بدون این که کسیو جایی رو بشناسم بدون دونستن زبون اون منطقه خودم هتل گرفتم خودم خونه گرفتم خودم دوتا چمدون با سی کیلو اضافه بار رو از اینور به اونور می‌کشیدم و از رو بار برداشتم تو خونه ای که گرفتم از پله ها ۷ طبقه بردم بالا چون شانسم آسانسور اون روز خراب بود وهزاران چیز دیگه.... ولی هنوز تو سرم میزنن که خجالت بکش مستقل شو فلان شو بیشتر از این که هستی تلاش کن کافی نیستی:))

Repost from کاف
اينو نگم ميتركم! يكى از فاميل هامون كه هم سن منه ميخواد برگرده آمريكا پيش شوهرش و گس وات؟! گفته تنهايى با دو تا چمدون سختمه تا ارمنستان برم🙂و مامان باباش دارن ميبرنش و احتمالا شوهرشم از امريكا بره كه از ارمنستان برش گردونه :)) حالا دخترها هى خودتونو با استقلال خفه كنيد😃 💬Citizen of the world 1991 @kafiha

ی ساعت دیگه پاییز قشنگم میاد😍

عاشق اینم بدون وسیله نقلیه و حقوق و پولی هرروز ی گوشه متفاوت از شهر باید برم☺️🙂‍↔️

فردا بیمارستان اکبر