ߊܝܫ̇ࡐߊࡍ߭ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܚࡍ
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
652
Subscribers
-1424 hours
+247 days
+2430 days
Posts Archive
طرف داشت ازدواج میکرد چند ماه دیگه خب حرومزاده چی بهت رسید؟ میرفتی سر صارمی همون بهت میرسید ی پولی هم میزاشتی جیبت
و خب به نظر من هیچ آسیبی بزرگ تر از خیانت با حتی مشابه خیانت نیست هیچیا به معنای واقعی هیچ زخمی دردناک تر و عمیق تر و غیر قابل ترمیم تر از این نیست!
بعد تو بیای به همجنس خودت چنین رنجی رو متحمل بشی؟
خب تو مادرت خراب بوده احتمالا
امروز با اکیپمون که هممون با یک دختر/پسر مدت هاست به طور جدی تو رابطه این حرف میزدیم و خب همین باعث شد اینا رو بیام بگم اینجا
شاید فکر کنید تعداد کمی اینجورین ولی باید بگم ی عده خیلی زیادی اونقدر روانی و بی ارزشن که قدرت و ارزش و موفقیت خودشون رو در این میبینن که زن /مردی رو که داخل رابطه جدی هست رو منحرف کنند و رابطه رو خراب کنن تا از نظر روانی حس کنن از اون آدمی که طرف باهاشون تو رابطه بوده بهتر بودن که یارو به پارتنرش خیانت کرده یا پارتنرشو رها کرده برای چنین لجنی
ی عده اونقدر بی ارزش و حقیرن که خودشون رو لایق یک رابطه سالم نمیدونن
طرف میدونه آدمی که داره باهاش سرو کله میزنه تو یک رابطه جدی و فال چند سالست ولی باز تلاششو میکنه ی جوری طرف رو منحرف کنه و از رابطه بکشه بیرون تا باهاش باشه حتی موقتا!
و حقیقتا این افراد به نظر من بی ارزش ترین حقیر ترین و کثیف ترین مخلوقاتن
Repost from Roham's Diary
به قولِ آلبرکامو:
اگر شد که هیچ؛ اما اگر نشد بندِ کفشهایم را محکمتر میبندم و انجامش میدهم؛ اینبار با موهای سفیدِ بیشتر؛ چون آنچه اهمیت دارد پیروزی نیست، پایداری است.
واقعیت کم شدن خوابم؟
برگشتن پر قدرت تر کابوس هام و امتناع کردنم از خوابیدن در ناخودآگاهم به علت ترس از کابوس دیدن
چرا بیان نکردم چون پذیرشش برام سخت بود
ناخودآگاهم اینجوری شده که هرچی دیرتر بخوابم و زودتر بیدار بشم دیرتر کابوس شروع میشه و زودتر تموم میشه
چرا کمک نمیگیرم؟ خیلی سعی کردم کمک بگیرم ، فایده نداشت
ی ترسی تو وجودمه ۳-۴ روزه که امروز به اوج خودش رسید و الان داره تبدیل به حمله عصبی میشه و تپش قلب و لرزشی که نم نم داره جون میگیره و به خوبی به این درد آگاهم میدونم در بهترین حالت کنترل هر ثانیه چجوری قراره پیش بره و در بدترین حالتش به چی ختم میشه و پسر اونقدر این اضطراب و افکار شدیدن که حس میکنم قراره از بدترین حالت هم بدتر پیش بره و دارم سعی میکنم به هرچیزی متوسل بشم تا کمی حواس افکارم رو پرت کنم و لعنت به ADHD که امشب تصمیم گرفته نزاره موفق بشم
نمیدونم قراره کی و چجوری به این ترس از دست دادنم و تمام افکار و مشکلاتی و رفتار های مخربی که دارم بخاطرش باهاش دسته و پنجه نرم میکنم غلبه کنم
فقط میدونم درد داره چجوری بگم تا حالا جایی از بدنتون شکسته؟ دردش دقیقا اندازه درد شکستگی استخوانه و با جسمم حسش میکنم در حالی که هیچ جام نشکسته و درونمه تو کل بدنم پخشه و انگار سلول به سلول بدنم جداگانه داره درد میکشه از فرق سر تا نوک پام شکسته
و همزمان سوزانندست
خسته شدم از این جدال و تلاش برای رهایی از این که به خودم بفهمونم هر بار که ترسیدم از دست بدم به واسطه ترس خطا کردم و اون خطا باعث شد از دست بدم و باید اعتماد کنم باید رها کنم و این تنها راهیه که جلو خطا کردن و آسیب رسوندنم رو میگیره
خیلی پیشرفت کردم خیلی زیاد تونستم کنترل رو دستم بگیرم افکارم رو تغییر بدم و دیگه منفی فکر نکنم اعتماد کنم و همین کلی جلو انداختتم
ولی امشب ی جوریه شاید چون از صبح خوب نبود نه برای خودم نه عزیزانم
امشب ترسیدم امشب مثل ی دختر ۵ ساله ام که خواب بد دیده و میره تو اتاق مامان باباش و میبینه نیستن همون قدر ترسیده همون قدر محتاج به بغل و بی پناه
امشب دلم بغل میخواست دلم ی اطمینان کوچیک در حد حرف و حتی به دروغ از بودن از موندن از آینده ای در کنار جانان
امشب دلم میخواست چند سال زمان بره جلو و ببینم موفق شدم ببینم هست کنارمه
پسر خیلی میترسم خیلی ترسیدم هیچوقت اینقدر وحشت نبود کسیو نداشتم تو زندگیم
+3
خب وقتش رسیده که خودمو معرفی کنمسلام ارغوانم ۲۷ سالمه پزشکی مشهد میخونم اینجا خبر خاصی نیست بیشتر تلنگری هست برای خودم که غرق نشم و حتی اگر رشد نکردم اوضاع بدتر از چیزی که هست نشه قبلا کانال داشتم که پاک کردم و به دلیل 👆🏻 برگشتم درمورد مسائل شخصیم صحبت نمیکنم . خوشحال میشم همراه باشید و دوست بمونیم ❤️ https://t.me/+IGipjicV285kODVk
Repost from 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐢𝐬𝐚𝐧𝐨𝐮𝐫
+1
سلامت زنان، از آگاهی شروع میشود
اینجا قراره درباره موضوعاتی حرف بزنیم که شاید خیلی وقتها از پرسیدنشون خجالت کشیدیم؛
از قاعدگی و دردهای پریود گرفته تا عفونتها، HPV، مراقبتهای دوران بارداری و سلامت جنسی زنان.
بدون قضاوت، بدون ترس و با تکیه بر اطلاعات علمی؛
تا شناخت بهتری از بدنمون داشته باشیم و برای سلامت خودمون آگاهانهتر تصمیم بگیریم.
آگاهی، اولین قدم مراقبت از خودته. 🤍
هلیا مهری | دانشجوی مامایی
https://t.me/+E4YBNeWVPek1ZjU0
