en
Feedback
هیلز

هیلز

Open in Telegram

هانا/هَنا هستم Daily of the witch • learning to heal, to grow, to fly🌿🌤️🌸 💌

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
359
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
Sep '26
September '26
+250
in 12 channels
August '260
in 17 channels
Get PRO
July '26
+85
in 2 channels
Get PRO
June '260
in 1 channels
Get PRO
May '26
+22
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+2
in 0 channels
Get PRO
February '26
+1
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '250
in 0 channels
Get PRO
November '250
in 0 channels
Get PRO
October '25
+1
in 0 channels
Channel Posts
انگاری یه رعد خورده باشه توی قلبم و همه غمام رو سوزونده باشه. همین‌طوری یهویی، دیدم پاییز شده و من الان آدم خیلی خیلی خیلی خوشحال‌تریم.

2
بیشتر از این نتونستم صبر کنم تا این ویدیو رو آپلود کنم.
بیشتر از این نتونستم صبر کنم تا این ویدیو رو آپلود کنم.
25
3
وای یک‌سری اکانت رندوم عجیب خارجکی دارن جوین میشن هرچی بن میکنم باز میان
1
4
شاید باید بپذیری که درد مزمنت، همیشگی خواهد بود. شاید باید مدتی دست از تلاش برای بهبودش برداری، یکم شل کنی و منتظر تموم شدنش نمونی. شاید اگه بپذیری که خوب شدن قرار نیست حالاحالا ها رخ بده، بتونی میون این همه رنج تحمیل‌شده، کمی هم زندگی کنی. می‌تونی؟
53
5
چمیدونم. کاش می‌شد بیبیدی بابیدی بو!
91
6
Born to be an artist, live for شعر و شاعری Forced to just stay alive and think about how to fix my بدن
83
7
گاهی آدم ترجیح می‌ده ساکت بمونه. نه چون چیزی برای گفتن نداره، نه چون آدم‌های اطرافش براش مهم نیستن؛ فقط حرف زدن چیزی نیست که این روزها بهش نیاز داشته باشه. حتی توضیح دادنِ اینکه چرا حرف نمی‌زنه هم خودش یک جور حرف زدنه، و شاید همین، همه‌چیز رو سخت‌تر می‌کنه.
150
8
هرچی جلوتر میرم، کمتر دلم می‌خواد از خودم برات بگم. اصلا هرچی که بوده رو گفتم، دیگه چیزی برای گفتن نمونده. ما همه‌چیمون رو با هم یکی کردیم؛ اشکالی نداره گاهی اوقات سکوتمون رو هم با هم تقسیم کنیم. می‌دونی؟ بیشتر از قبل دلم می‌خواد بشنومت، ساعت‌ها نگاهت کنم و بی‌اینکه تلاشی برای دیده شدن بکنم، یه گوشه کنارت بشینم و دستت رو نوازش کنم. تو باشی، تو بگی؛ من باشم، من هیچی نگم. فقط باشیم و پر شیم از بودنِ هم. بدون تلاش برای بودن. بودن زیاد. بودن و حل شدن تو هم.
111
9
چمیدونم، یهو دیدی مثل بچگیام تو خیابون به یکی گفتم: ببخشید دخترخانوم میای باهم دوست‌ شیم؟
116
10
اگر من رو کچل دیدید تعجب نکنید. قرار بوده گردنم رو بزنم ولی به مو راضی شدم.
180
11
اولین باری که این تصویر رو دیدید یادتونه؟ یادتونه چه حسی داشتین؟ چه فکری کردین؟ یادتونه همچین تصویری چقدر عجیب بود؟
اولین باری که این تصویر رو دیدید یادتونه؟ یادتونه چه حسی داشتین؟ چه فکری کردین؟ یادتونه همچین تصویری چقدر عجیب بود؟
181
12
یعنی می‌شه؟ یه روزی می‌شه که بشه؟
196
13
تابستون داره تموم می‌شه، بیاید از خودمون سوال بپرسیم و با توجه به جواب‌هامون برنامه‌هامون رو آپدیت کنیم و به استقبال پاییز بریم.🍁 چندتایی که من دارم بهشون فکر می‌کنم: کدوم بخش از شخصیت امروز من، یه زمانی برای زنده موندن یا کنار اومدن با زندگی لازم بود، ولی الان دیگه به دردم نمی‌خوره؟ من واقعا چه زمانی احساس می‌کنم خودِ خودمم؟ اگر قرار نبود چیزی را به کسی ثابت کنم، این روزها دنبال چه چیزی می‌رفتم؟ کدام ویژگی من اگر درست هدایت شود، می‌تواند تبدیل به نقطه قوت بزرگی شود؟ چه چیزی رو در آدم‌های دیگه تحسین می‌کنم که شاید خودم هم آرزوی داشتنش رو دارم؟ چه چیزی در زندگی من واقعا انتخاب خودم بوده و چه چیزهایی را فقط چون بقیه این‌طور زندگی می‌کنند، دنبال کرده‌ام؟ کدام ترس من خودش را به شکل تنبلی، خواب‌آلودگی یا بی‌حوصلگی نشان می‌دهد؟ اگر قرار بود زندگی‌ام یک پروژه شخصی باشه، الان مهم‌ترین باگش چیه؟ کدوم درد قدیمی هنوز داره برای من تصمیم می‌گیره؟ اگر امروز قرار بود هیچ مشکلی رو حل نکنم، فقط خودم رو مشاهده کنم، چی کشف می‌کردم؟ اگر زندگی من قرار نبود پروژه‌ی جبران گذشته باشد، امروز چه شکلی می‌شد؟ من وقتی می‌گویم «می‌خواهم عوض شوم»، دقیقا می‌خواهم چه چیزی دیگر تکرار نشود؟ چه چیزی را باید یاد بگیرم که هیچ‌کس نمی‌تواند به جای من انجامش دهد؟
205
14
خدای بزرگ! جدی‌جدی پاییز داره میاد🍂
179
15
+1
No text...
221
16
اینکه از یه سری آدم‌ها به‌خاطر رفتارهای به‌خصوصشون فاصله می‌گیری و نمی‌تونی تحملشون کنی، درحالی که خودت یه زمانی شبیه‌شون بودی، دلیل نمی‌شه بابتش سرزنشت کنن یا اون رفتارها رو هویت الانِ تو بدونن. آدم‌ها تغییر می‌کنن. تو حق داری از گذشته‌ت عبور کنی و انتخاب کنی با کسایی نگردی که ارزش‌هاشون دیگه هم‌راستای تو نیستن. حتی اگه یه روزی مثل اونا زندگی می‌کردی. حتی اگه بهترین دوستات بودن.
216
17
انسان مدرن با این سبک زندگیش عجیب خاک‌برسر و ضعیف شده.
406
18
وای این همیشه برام سوال بود که چرا یه سری آدما موقع وایسادن و یا راه رفتن هی پایین‌تنه‌شون و جلو میدن. اگه شماهم مثل میگو وای
وای این همیشه برام سوال بود که چرا یه سری آدما موقع وایسادن و یا راه رفتن هی پایین‌تنه‌شون و جلو میدن. اگه شماهم مثل میگو وایمیستید 🍤، بدونین از بس نشسته کارهاتون رو انجام دادید، دچار سندروم دد بات شدید! تو این ویدیو براتون خیلی واضح توضیح می‌ده چه بلایی سر عضلاتتون اومده. +یه راهکار
235
19
نمی‌دونم چرا وقتی می‌خوام راجع به چیزهای مهم، خیلی مهم، حرف بزنم، توان تبدیل فکر به کلمه رو از دست می‌دم.
188
20
زن زندگی آزادی من رو تغییر داد. شیوهٔ نگاهم به خودم و اطرافم رو عوض کرد. آدم‌هایی که می‌شناختم رو تغییر داد. همه‌مون رو یک پله بیش‌تر دوست‌دار آزادی و متنفر از استبداد و اختناق کرد. نه در یک روز و یک لحظهٔ خاص، در هفته‌ها و ماه‌هایی که ذره‌ذره بذر شجاعت و آزاداندیشی و نفی‌ سانسوری که از مبارزه با محدودیت پوشش زنان شروع می‌شد و به انتزاعی‌ترین امور سیاسی می‌رسید، رشد می‌کرد. بسیار اشتباه در اون بخش‌های سیاسی رخ داد. بسیار توهم و ساده‌اندیشی‌های خام وجود داشت که هنوز چوب‌شون رو می‌خوریم. این‌قدر که تا مدتی چشمم رو بیش از چیزهای درخشانِ دیگر می‌گرفتند. اما اون ظرافت و روح رهایی‌بخش و ستم‌ناپذیر و عصیان‌گر جنبش هنوز برام کار می‌کنه. هنوز چیزیه که می‌شه با فکر بهش عزم‌ها راسخ کرد. این نمود زنده بودن ایده‌هاست.
202