یادداشتهاییکجادوگـر
Open in Telegram
به دنبالِ نقشه هایِ گمشده،ماجراجویی،حلِ معما،داستان های ترسناک و جادو🕯. @FaFaomabot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
570
Subscribers
-424 hours
-47 days
-430 days
Posts Archive
وای واقعا اهمیتی نداشته باشه برات،یعنی به این فکر نکن کسی میخونه یا نه تو طبق علایقت بنویس،حرف بزن یا هرچیزی...اون چنل توعه و تو هرکاری که دوست داری توش میتونی انجام بدی،تو اون چنل رو برای خودت زدی نه برای مردم،منم خیلی وقت ها هستن که نوشته هام خونده نمیشن مثلا اوایل که مینوشتم واقعا کسی نمیخوند و خب من اهمیتی نمیدادم چون چیزی بود که خودم دوست داشتم تو چنلم بمونه،به چشمِ خوندم زیبا و دوست داشتنی بود،من واقعا چنلمو به چشم یه دفتر خاطرات یا جایی که میتونم چیزایی که دوست دارمو ثبت کنم میبینم و خیلی وقت ها برام مهم نیست که ری اکشن میزنن یا نه و یا نمیخونن...مهم اینه خودم با اشتراک گذاشتنِ اون چیز تو چنلم خوشحال میشم🌚
منم خیلی دوست دارم راجب یه چیزایی حرف بزنم ولی مثلا الان تو چنل که مینویسم هیچ ریکشنی نداره حس میکنم زیادی حرف میزنممم😭😭
حال و هوای چنلت خیلیی خاصه من خیلی دوسش دارم 🙂
اینمم چنل منه اگه دوست داشتی حمایت کن مهربون🩷
https://t.me/bivasete_text
سلامممم
ببخشید مزاحمت میشممم :)
من خیلیی چنلت رو دوست دارم
با دوستام یه چنل زدیم هنوز چیزی خاصی توش نداریم ولی خوشحال میشم اگر دوست داشتید بیاید♥️
https://t.me/lost_episodeee
A little corner for music, movies, series, books, fandoms, and all the random things living rent-free in our heads✨
We’re honored to have you join our little mess :)
روزهایِ موردعلاقهام تو قلعهی آقای مگوریوم روزهایی بودن که همراه اورین تو اون کتابخونهی سرد که بویِ قهوه میداد و هیچوقت شمع هاش خاموش نمیشدن کتاب میخوندم.🕯
Repost from یادداشتهاییکجادوگـر
دلم برایِ کلکل هایِ اسمه و عادل،دیوونه بازی هایِ ایسو و فادیمه،نگاه هایِ عاشقانه اوروچ به النی،شعر گفتن ها و دعواهایِ گضب،تلاش کردن هایِ ایوبخان برای بدست آوردنِ فادیمه،موهایِ نارنجیِ هجران،سادیسمی بودن شریف،قشنگیِ کاپل چاکیر و آکچا،عشقِ عادل و اسمه نسبت به النی،مهربونی هایِ دایی عامر،ترانه خوندن های اسمه و بیشتر از همه برای روستایِ کوچاری و فورتونا تنگ میشه.
Repost from یادداشتهاییکجادوگـر
دلم برایِ کلکل هایِ اسمه و عادل،دیوونه بازی هایِ ایسو و فادیمه،نگاه هایِ عاشقانه اوروچ به النی،شعر گفتن ها و دعواهایِ غضب،تلاش کردن هایِ ایوبخان برای بدست آوردنِ فادیمه،موهایِ نارنجیِ هجران،سادیسمی بودن شریف،قشنگیِ کاپل چاکیر و آکچا،عشقِ عادل و اسمه نسبت به النی،مهربونی هایِ دایی عامر،ترانه خوندن های اسمه و بیشتر از همه برای روستایِ کوچاری و فورتونا تنگ میشه.
دردت بجونم خدانکنه..تو یه آدم خاصی، کسی که همیشه کنارم بود ،کسی که تو خنده هام ،تو گریه هام،تو کم اوردنا و همه چیز با دوستاش بود. هر آدمی لیاقتتو نداره.
هیچوقت هیچ بدی ای از تو ندیدم، بدون شک میگم تو یکی از بی نقص ترین آدمای جهانی آهو کوچولویِ من؛)
به این فکر میکنم که روزهای خوب دوباره برمیگردن؟ ولی هرچقدر جلوتر میرم روزهای بد بیشتر میشن،من فقط یه آدم مضخرفی ام که حضورش بینِ آدما تموم نمیشه،کسی که کسی هیچوقت نتونست درکش کنه،کسی که هیچوقت کسی نفهمید چقدر به یه بغل نیاز داره...واقعا من درد رو با تموم وجود حس میکنم،اونقدر سردمه که هیچ گرمایی دیگه نمیتونه گرمم کنه و بیشتر از همه از این متنفرم که هیچوقت نمیتونم گریهام رو کنترل کنم،از گریه کردن جلوی آدم ها متنفرم ولی هربار که با هر حرفی دلم میشکنه ساعت ها کارم گریه کردنه،با خودم میگم من هیچوقت دلم نمیاد دلِ آدمارو بشکنم و وقتی یه چیز کوچیک بهشون میگم عذابِ وجدان ولم نمیکنه ولی اونا...هربار تا میتونن دلمو میشکنن،خب به احتمالِ زیاد من آدمِ بدی هستم،من آدمارو اذیت میکنم،دردسرم،کلا وجودم اضافه اس و حس میکنم نبودنم میتونه قشنگ باشه.
اگه مامان بود هیچوقت زندگیم انقدر به گند کشیده نمیشد،شایدم دیگه هیچکدوم از رویاهام مهم نباشه..مهم اینه برم پیش مامان.
Repost from 𝖲𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋 𝖢𝗁𝗂𝗅𝖽⊹ ׅ ࣪
+1
خب این سیزدهمین چالش اینجاست!
و اینطوریه که مثل همیشه پیام رو فور میزنین چنلتون و اینبار من یه چیزی مثل این تقدیمتون میکنم.
که خب عکسا طوری چیده میشن که من شمارو میبینم یا هربار تو پینترست میگردم یادتون میوفتم با اینکه حتی نمیشناسمتون!
ولی خب بازم مثل چالش قبلی pronouns (she/he/they...)
بهم بگین حتما...
و اگه تونستم یه دیالوگ مثل دیالوگی که پایین عکسه از خودم میگم و براتون مینویسم✨
Limit:Idk
Be join
