en
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

Open in Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
245
Subscribers
+224 hours
+27 days
+1930 days
Posts Archive
شدم مثل تخمه ژاپنی تو آجیل، مثل هویج تو ترشی، مثل خرمالو تو ظرف میوه، مثل رنگ سفید تو جعبه مدادرنگی، مثل هر چیزی که هست ولی انگار نیست *آقای ملیجک* @OfficialPersiaTwiter

چرا دل‌تنگی دست از سر ما بر نمی‌داره؟

به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم که راه دورتر از عمر آرزومند است تو آن زمان به سرم سایه خواهی افکندن که پیش پای تو ترکیب من پراکنده است... #هوشنگ_ابتهاج

ای به تو آرزوی من بیش‌تر از جفای تو سر برود ولی ز سر کم نشود هوای تو #حکیم_نزاری

من در این جای همین صورت بی‌جانم و بس دلم آن‌جاست که آن دلبر عیار آن‌جاست... #سعدی

من اگه هر روزم تورو ببینم دل‌تنگیم تموم نمی‌شه :)

شما فکر کن من یه موقع انقدر حوصله داشتم که می‌گفتم ناشناس بگین براتون فال بگیرم

همه روز از غم دل در خروشم چو بحری آتشین در تفّ و جوشم شبم را گر امید روز بودی کجا چندین دلم در سوز بودی‌؟ چو درد من سری پیدا ندارد شب یلدای من فردا ندارد ز آهم آسمان هر شب چنان گشت که گویی ابر شد و آتش‌فشان گشت #عطار‌ خسرونامه_رفتن خسرو به طبیبی بر بالین گلرخ

هنوز با همه دردم امید درمان است که آخری بُوَد آخر شبان یلدا را... #سعدی

شب محنت من ز امداد فکرت درازی شب‌های یلدا گرفته... #انوری

به قرآن که شاعری دردسری بود، نمی‌دانستیم...

من از آغاز خلقت خواستم وقف غمت باشم میان غصه‌ و تنهایی تو همدمت باشم چه اصراری‌ست دردت را خودت درمان کنی ای مرد! بیا تا زخم‌هایت را ببوسم، مرهمت باشم #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

اینو این‌جا نذاشته بودم، پس دو بیتش رو می‌ذارم چون دوستش دارم:

نمی‌دونم، بعیده، گفتم شما اگه علاقه دارین برین، چون خود استاد میان

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ شما خودت میری این داستان خوانی رو؟

🔸️داستان‌خوانی استاد محمود دولت‌آبادی ⏳️ زمان: روز یکشنبه ۳۰ آذرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۷ 📍 مکان: دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و ع
🔸️داستان‌خوانی استاد محمود دولت‌آبادی
⏳️ زمان: روز یکشنبه ۳۰ آذرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۷ 📍 مکان: دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، تالار فردوسی. 📎ورود برای عموم آزاد و رایگان است. 🔺@literature_faculty

خواب دیدم رفتم مشهد و تو حرم ناخودآگاه دستم رو در واکنش به افتادن چیزی جمع کردم و دستم خوب شده تکون می‌خوره :) و داشتم گریه می‌کردم از امام‌ رضا تشکر می‌کردم...

من‌ دارم دق می‌کنم

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ یکی باید باشه دلتنگی های تو دل گیر کرده رو کلمه کنه وگرنه آدم دق می‌کنه #منقول