"پُرگویی های میانِ جادو"
Open in Telegram
https://t.me/+Zz54Bxp7s89kZTI0 پناهگاه امنی باشد برای من، تو، خیالمان📖 راه ارتباطی : @Theoldradiobotbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
196
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1430 days
Posts Archive
https://t.me/Bahadoriif/1432
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ، ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد،همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد،همه دنیاست بهشت
صائب تبریزی
+1
به طبیعت که می نگرم زندگی را دوباره در سلول هایم احساس میکنم، گویی تمام وجودم دوباره بیدار میشنود میخواهند که برای ثانیه ای هم که شده از بوی خاک نم خورده ، علف های سبز ، درختان لذت ببرند و با آنها ارتباط برقرار کنند .
نمیدانم که چه میشود ابله هان تصمیم میگرند این آبادی را این کاشانه را کثیف کنند ، آشغال هایشان را در دهان و قلب آنها فرو کنند . نمیدانم کی ولی طبیعت روزی انتقامش را از آدمیزاد میگرد آن را برمیدارد و در خاک و آب غرقش میکند و تیکه تیکه اش میکند جوری با آدمیزاد برخورد میکند که آدمیزاد با کودک و فرزند و دست و پای او برخورد کرده بود . آخر سر هم دوباره جان میگرد و جهان را از زیبایی اش مملو می سازد .))
رادیو مینویسد
+2
شوق پرواز با توجه به صفحات کمی که داشت تشبیه های جذابی رو تو تک تک ورقه هاش جا داده بود . میشد تمامی صحنه هایی رو که نویسنده زحمت کشیده و خلق شون کرده رو مو به مو تصور کرد.
اگه به دنبال یک کتاب میگردید که ذهنتون رو از خستگی نجات بده بهتون پیشنهاد میکنم این کتاب رو بخونید❤️🌚
آخر نفهمیدم چیست این زندگی؟!
اگر قرار است آخرش همه ما در یک جا خاک شویم ، در جایی تنگ و تاریک که مشتی خاک بیشتر نیست ، آخرشم هم رفته رفته با خاک ترکیب شویم و موجودات ریزه میزه مارا به عنوان غذا برای خانواده هایشان ببرند ؛ چرا نباید از لحظات لذت ببریم ؟!
تاکی امروز و فردا؟!
تاکی انجام دادن کاری های ساده و عادی و معمولی؟!
رادیو مینویسد
هوای امروز+ گرمای بدجوری + آسمان خیلی آبی+ باد قهر کرده گفته عمرا بوزم+ آفتاب سوزان
