شایان آبروشن | شاعر
Open in Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
502
Subscribers
No data24 hours
+197 days
+8830 days
Posts Archive
چو بستی در بهروی من، به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی، به درد خویش خو کردم
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم
#شهریار
خونابِ درد گشت و ز چشمم فرو چڪید
هر آرزو ڪہ از دلِ خوشباورم گذشت..
#هوشنگ_ابتهاج
چادر گلدار سفیدت منو
یاد نمازای شبت میندازه
تو قنوتات برام دعا میکنی
همون دعا روز منو میسازه
تو بچگی کابوس اگه میدیدم
با ی بغل ترسمو قطع میکردی
توپم اگه تو کوچه ها گم میشد
كل محله رو به خط میکردی
مزه قرمه هاتو من دوست دارم
پف زیر چشاتو من دوست دارم
ی روز اگه غصه اومد سراغت
شنیدن غماتو من دوس دارم
دستمو ول کنی من از دست میرم
بی تو چشام ابر میشه نم داره
مادرمی هر جا میرم پیشم باش
بذار بگن بچه ننس کم داره
#شایان_آبروشن
Repost from N/a
شعر هایم همگی ، ترجمه ی دلتنگیست . .
بی تو دل تنگ ترین شاعرِ تاریخ ، منم . .
به دلم مژده که ایام جوانی به سر آمد
هوس عشق و غزل های نهانی به سر آمد
به کهنسالیِ چشمان پر از اشک قسم که
خوش و شایسته که احوال خزانی به سر آمد
در بهاران کهولت غم هجران کسی نیست
طلب عشق تو با چرب زبانی به سر آمد
چه خوشی دیدم از آن شور و شعف های جوانی
ضرری نیست که ایام گرانی به سر آمد
چه سرم آمده من میل وصالت به سرم نیست
روزگار طلب اینکه بمانی به سر آمد
#شایان_آبروشن
قرار نبود اینجوری عاشق بشم
قرارمون یه دوستی ساده بود
-بزودی
اگه کارای دانشگاه که تلنبار شده بذاره بنویسیم
من همان ابر پریشـــان شده ی دلگیرم...
که اگر دیـــــر به دادم برسی می میرم...
وقت باران شــــد و آنقدر خـــرابم که دگر..
نکند لشکــــری از واژه مـــــرا تفسیرم...
آسمــــان یاد مرا زنده نگــــه دار که من...
وارث دردم و بـــــا خـــاطره هــــــا درگیرم.
سرزنش کردن من باطل و بی فایده بود...
عقل من دست دلم بوده و بی تقصیرم...
یک نگاه ازطرف چشم تو هم کافی بود...
تا کــه در آینـــه نابود شود ،تصـویرم...
بازهم شب شد و تکرار قدم پشت قدم...
منم و فرش خیابان که شـده تسخیرم...
#میثم_جویبار
تو که خفتهای به راحت دل تو خبر ندارد
که شب دراز هجران ز قفا سحر ندارد
#طبیب_اصفهانی
رفت تا ثابت شود بر من که آری هیچکس
جز خودم تا آخرش با قلب من همراه نیست
#سارا_یوسفی
