شایان آبروشن | شاعر
Open in Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
492
Subscribers
No data24 hours
+117 days
+6830 days
Posts Archive
فصل ها را یک به یک عاشق شدم چشم تو را پس
بهترین وقت برای سفر عشق، خزان نیست
#شایان_آبروشن
فصل ها را یک به یک عاشق شدم چشم تو را پس
بهترین وقت برای سفر عشق، خزان نیست
#شایان_آبروشن
Repost from توییتر فارسی
بیمار امروزم از تو کتاب قصه ها تشریف آورده بودن🫠
》sara《
@OfficialPersiaTwiter
بعد از رفتنت...
زندگی مانند وقتی که آمدی
تغییراتی کرده.
زندگی ام مانند کسی شده که در زمستان تهران اسیر است، زنده است اما با هر نفسش بدون بهار عشق یک قدم به مرگ نزدیک تر میشود...
غذا ها انگار بی نمک شده اند!
آبی که میخورم مثل آب تسویه شده. تلخ است.
کفش خودم که هیچ، حتی کفش خیالم که به برگشتنت فکر میکند پای شعرم را میزند...
کتاب ها را خاک گرفته آنهایی که شعر نیستند بیشتر.
غبار کاش فقط روی پنجره ی اتاق مینشست، اما غباری از جنس دلتنگی روح مرا آلوده ی چشم انتظاری کرده و هیچ چیزی نیست که پاکش کند...
آلزایمر؟ حتی نمیتوانم فراموش کنم که میخواهم فراموشت کنم!
کار سختیست
میدانی؟
نه! نمیدانی
چون، فقط من...
به پاییز بعدی که بی تو سر خواهد شد فکر کردم و مرگ را برای اولین بار کشتم!
#شایان_آبروشن
Repost from N/a
+3
بعضی کتاب ها رو که میخونی، تموم میشن؛ بعضی کتاب ها اما کنارت میمونن
این کتاب برای من از دسته دوم بود، نه فقط به خاطر شعرهای قشنگش، به خاطر اینکه از طرف دوستم به دستم رسید و همین براش یه ارزش دیگه ای ساخته
با هر بیتی که میخوندم بیشتر لذت میبردم؛ هر شعرش یه حال و هوای تازه داشت و یه حس خوب توی دل آدم جا میذاشت:)))
راستش هنوز تمومش نکردم و همین برام قشنگه، میدونم هنوز شعرهایی مونده که منتظرن خونده بشن
امیدوارم به زودی کارهای دیگه اش هم چاپ بشه و راهش همینطور ادامه پیدا کنه:))
دستی که مویت را نبافت
https://t.me/ShayanAbroshan
Repost from تکبیتی،تک مصرعسازعشق🎶
به دور از عشق تو هر روز میمیرم
زمستان را بهاران کن برای قلب درگیرم
#شایان_آبروشن
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست
همچنانش در میان جانِ شیرین منزلست...
#سعدی
آه ای آشفتگی آخر خلاصت میکنم
ماشه میلرزد نشان بالا و پایین میرود...
#امیرحسین_پاسبان
@aienehdan
نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد
تو را گر خواب میگیرد نه صاحب درد عشاقی
#سعدی
پرسیدیام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو! که سزاوارِ سکوت است سؤالت
یک بار به اصرارِ تو عاشق شدم ای دل!
اینبار اگر اصرار کنی، وای به حالت!
#فاضل_نظرى
هر کجا دید کمی فارغم و میخندم
غم به من طعنهزنان گفت: ارادتمندم
بیستون کندنِ فرهاد که دشوار نبود
اگر از کوهکنان خستهترم دل کندم
محسن حیدری
-جرمی ندارم بیش از این
کز جان وفادارم تو را
ور قصد آزارم کنی
هرگز نیازارم تورا
