شایان آبروشن | شاعر
Open in Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
474
Subscribers
+224 hours
+217 days
+7230 days
Posts Archive
چشم هایت
نثر و قافیه کدام شعری است
که لابلای اندوه هایم مرا به خود باز میگرداند ..
#الهام_پورعبدالله
سوره مبارکه الرعد آیه ۲۸
الَّذينَ آمَنوا وَتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِكرِ اللَّهِ ۗ أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ﴿۲۸﴾
آنها کسانی هستند که ایمان آوردهاند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد
خوش آن شب ها که هم من
هم تو را خواب آید از مستی
تو سَربر بالش راحت نهی
من سر به زانویت...
شبتون بخیر:)
حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست
از بغضِ عمیقِ به گلویم گلهای نیست.
#ناصر_پروانی
حرف است فراوان و دگر حوصله ای نیست
از بغضِ عمیقِ به گلویم گلهای نیست.
#ناصر_پروانی
تجویز بوسه بر لب ، در محفلی که دارم...!
هم صبح و ظهر و هم شب از بوسِ لب گزارم
گفتند گناهِ بوسه بر گردن که باشد؟
گفتم گناه آن را بر دوش خود سپارم☺️
#چاورش_محمد
https://t.me/jange_shear
تجویز بوسه بر لب ، در محفلی که دارم...!
هم صبح و ظهر و هم شب از بوسِ لب گزارم
گفتند گناهِ بوسه بر گردن که باشد؟
گفتم گناه آن را بر دوش خود سپارم☺️
#چاورش_محمد
https://t.me/jange_shear
حال مرا هر کس که میپرسد بگو:
خوب است
اشکش روان
اندوه جاری
زخمها کاریست.
#حسین_دهلوی
ولی برای غم این دیالوگ باید مُرد:
"گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده.
گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم."
#عباس_معروفی
خورشید را بگو
که نتابد ز پشت ابر
چون صبح من
به خندهات آغاز میشود...
صبحتون بخیر🦋
