en
Feedback
📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

Open in Telegram

🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
205
Subscribers
No data24 hours
+87 days
-830 days
Posts Archive
‍ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » ساغر خورشید   زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنند رهزنان قافله را در شب مهتاب زنند شکوه‌ای نیست ز طوفان حوادث ما را دل به دریازدگان خنده به سیلاب زنند جرعه‌نوشان تو ای شاهد عِلوی چون صبح باده از ساغر خورشید جهان‌تاب زنند خاکساران ترا خانه بود بر سر اشک خس و خاشاک سراپرده به گرداب زنند گفتم: از بهر چه پویی ره میخانه رهی گفت: آنجاست که بر آتش غم آب زنند اوا #هلن_شکیبا

☑️موسیقی جنگ احتمالا خواب می‌دیدم که پرسیده بودی تورا بیشتر دوست دارم یا موسیقی نامفهوم امواج را و من بی‌گمان گفته بودم تورا
☑️موسیقی جنگ احتمالا خواب می‌دیدم که پرسیده بودی تورا بیشتر دوست دارم یا موسیقی نامفهوم امواج را و من بی‌گمان گفته بودم تورا و از خواب پریده بودم، فکر کنم گفته بودی سربازان در جنگ از ره تفنن شلیک می‌کنند، و تفنگ را به شکل گیتاری بر گردن می‌آویزند، و برای معشوق یکی یکی تق تق تق  شلیک می‌کنند، یکی بنام خداوند شلیک می‌کند، یکی بی‌گناه اما کافر به زمین می‌افتد و جان می‌دهد، و تجارت شکل سیاسی خود را پیدا می‌کند، و نفت در کانتینرهای بزرگ از دریاها عبور می‌کند گفته بودی من موسیقی را بیشتر دوست دارم یا چشمان تورا؟ من آرام زیر گوش تو گفته بودم جنگ موسیقی مغموم سربازان است. کَرّوب رضایی- تالش 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

☑️غروب من بر عکس همه هیچ گاه بد گوی کلاغ نیستم پیش من کلاغ زمستان را گرم می کند حوصله ی سر رفته مرا به گلدان بر می گرداند غرو
☑️غروب من بر عکس همه هیچ گاه بد گوی کلاغ نیستم پیش من کلاغ زمستان را گرم می کند حوصله ی سر رفته مرا به گلدان بر می گرداند غروب و درخت و کلاغ و در چشم خیس باران و خيابان بساط گسترده ی شعری اند که منِ دوره گرد را به سر خط آشنایی مان همان جا که هنوز اتوبوس نیامده بود بر می گرداند شما نمردید تا بدانید کلاغ یک بار از مرگ برگشته است دکتر پوران علی زاده -رودسر 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

گلهای ادب پارسی ۳۹۳ سراینده : فریدون توللی گوینده : دکتر فرشته جوادی موسیقی: ضربی ویلون در سه‌گاه تهیه شده در انجمن ادبی سرو چمان آذر ماه ۱۴۰۳ خواهم که در آن گلبن آغوش بمیرم زان عطر دلانگیز بناگوش بمیرم از شیب هوس‌پرور آن گردن دلخواه با بوسه فرو لغزم و بر دوش بمیرم لطفی کن و در برکش و بفشار چنانم مگذار ز یاد تو فراموش بمیرم در لعل هوسباز تو، نوشی است تب‌افروز خواهم که در آن شعله‌ی پرنوش بمیرم مست عطشم، آن لب پر بوسه به پیش آر مگذار که لب تشنه‌تر از دوش بمیرم آن خرمن گیسوی تو، بر شانه چه زیباست خواهم که بر آن برف سمن‌پوش بمیرم سیری نپذیرد دلم از بوس و کنارت صد بار گرت بینم و مدهوش بمیرم زان رگ که کبودی زده در مرمر اندام خونم ده و مپسند که بی‌جوش بمیرم من، کوه پر از آتش گلبانگ و سرودم خوش نیست به دامان تو خاموش بمیرم سعدی است که گویا شده در شعر فریدون برخوانم و با نغمه‌ی جادوش بمیرم 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی غزلی از: فاضل نظری اجرا: ادیب ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی ردّ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت... چشمِ آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی سایۀ زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی باد پیراهن کشید از دست گل‌ها ناگهان عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی

‍ ای قطره های باران با جوی ها بگویید کان رهرو غم آلود زین ره گذر کجا رفت ای جوی های آرام از رودها بپرسید زین راه راز پیوند آن همسفر چرا رفت ای رودهای سرکش کاشفته و سبک پوی آغوش می گشایی دریای بیکران را آنجا که بی نهایت در بیکران قنود است از موج ها بجویید آن راز جاودان را ای قطره‌های باران ای جویبار آرام ای رودهای سرکش و‌ی بحر بی‌ کرانه سرگشته و ملولم در دشت خاطر خویش اجرا : #لیلا_قدم_یاری آیا شما ندارید زآن بی‌ نشان نشانه شاعر #پرتو_کرمانشاهی خواننده #علیرضا_قربانی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند 🛑سردبیر فرهنگی و ادبی 🛑دکتر مریم وثوقی هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر . دوستان گرامی مردادماه تان همراه با شعر و شور و ارامش .🌺 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️🎵دقایقی مهمان ما باشید به شنیدن نوایی زیبل از شعر 🛑✳️✍️#مژگان_تولایی 🛑✳️🎵تهیه و تنظیم موزیک 🛑✳️# جناب صوفى_يار 🛑✳️همکار رادیو 🛑✳️🎵 از تبار جنون " ✳️تو هم قبیله ی انگوری از تبار شراب ✳️من از تبار جنونم ، همیشه در تب و تاب... . . . همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 📻 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 📡  🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️بشنویم غزل زیبایی از حضرت ✍️سعدی(۱۱۱) 🛑✳️🎤با صدای دلنشین بانو : ادیب🩵 همکار رادیو ✳️۱) مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست ✳️۲) به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقهٔ موییت گرفتاری هست ✳️۳)گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کآری هست ✳️۴) هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیده است تو را، بر مَنَش انکاری هست ✳️۵) صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟ همه دانند که در صحبت گل، خاری هست ✳️۶) نه منِ خام‌ْطَمَع، عشق تو می‌ورزم و بس که چو منْ سوخته در خیل تو بسیاری هست . . . ۱۱)عشقِ سعدی نه حدیثی است که پِنهان مانَد داستانی است که بر هر سرِ بازاری هست 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️ بشنویم غزل شماره ۲۰۷ 🛑✳️از حضرت حافظ✍ 🛑✳️با صدای دلنشین 🛑✳️🎙#مریم_فاتحی 🛑✳️همکار رادیو ✳️دیدی آن قهقههه ی کبک خرامان حافظ که ز سرپنجه ی شاهین قضا غافل بود . . . 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️گلهای ادب پارسی 🛑✳️بشنویم غزلی زیبا از ✍️ همام تبریزی 🛑✳️با اجرای دلنشین 🛑✳️🎤 : دکترفرشته جوادی همکار رادیو 🛑✳️🎵موسیقی:  در دستگاه ماهور ✳️توبه کردم که نخوانم دگرت ماه و پری هر چه دیدیم و شنیدیم از آن خوبتری ✳️تا ببینیم نظیرت به جهان گردیدیم نیکوان را همه دیدیم تو چیزی دگری ✳️عارفان روی تو جویند نه گل‌های بهشت عقلشان می‌کند اقرار به صاحب‌نظری ✳️می‌روی دیده مردم نگران از چپ و راست همه در حسرت خاکی که بر او می‌گذری ✳️التفاتی نکند سوی کسی چشم خوشت هر یکی را هوس آن که کجا می‌نگری ✳️هوس آن بود که حسنت همگی در یابم باز دیدم نه به اندازه نور بصری ✳️می‌دهد زلف تو را باد صبا تشویشی مگر ای باد تو از غیرت ما بی‌خبری ✳️مگذر بر سر زلفش که گرفتار شوی جان ازین دامِ به هم برشده بیرون نبری ✳️عاشقی را که بود غیرت صحبت چو همام راز معشوق نگوید به نسیم سحری 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️ در چنین بستری، ترانه دیگر روایت عاشقانه نبود، بلکه به متنی بدل شد که از دل آن می‌شد اضطراب، شکست، مهاجرت، سیاست و تنهایی انسان مدرن را خواند. آثاری چون «جمعه»، «هفته خاکستری»، «بوی خوب گندم» و «قدغن» نه صرفاً ترانه، بلکه اسناد ادبی یک دوره تاریخی‌اند. راز ماندگاری قنبری را باید در زبان جست. او رابطه قراردادی میان واژه و معنا را برهم می‌زند. زبان در آثارش ابزار انتقال پیام نیست؛ خودِ زبان به سوژه اثر تبدیل می‌شود. ترکیب‌هایی مانند «هفته خاکستری»، «بوی خوب گندم» یا تصویرسازی‌های شکسته در «مرد تنها»، نمونه‌هایی از آن چیزی هستند که می توان «کارکرد شاعرانه زبان» ‌نامید؛ جایی که توجه مخاطب از پیام به شیوه بیان معطوف می‌شود. قنبری با حذف پیوندهای منطقی، شکست نحو، مونتاژ تصاویر و جابه‌جایی زمان روایت، ترانه را از روایت خطی بیرون می‌کشد و به متنی چندمعنا تبدیل می‌کند؛ متنی که هر بار خوانده می‌شود، دلالت تازه‌ای می‌آفریند. جهان قنبری جهانی است که در آن انسان زیر فشار مناسبات اجتماعی و کالایی‌شدن زندگی فرسوده می‌شود. قهرمان آثار او نه قهرمان حماسی، بلکه سوژه‌ای ازخودبیگانه است؛ انسانی که در شهر سرگردان است، حافظه‌اش زخمی شده و رابطه‌اش با جهان پیرامون گسسته است. «جمعه» تنها روایت یک روز نیست؛ استعاره‌ای از تعلیق تاریخی و انتظار اجتماعی است. «بوی خوب گندم» نیز صرفاً نوستالژی روستا نیست، بلکه تقابل خاطره جمعی با جهان مصرفی و سرمایه‌سالار مدرن را بازنمایی می‌کند. در این معنا، قنبری بی‌آنکه همواره شعار سیاسی بدهد، نقدی فرهنگی بر نظم مسلط ارائه می‌دهد؛ نقدی که از خلال استعاره، تصویر و زبان عمل می‌کند، نه از طریق بیانیه. بزرگ‌ترین دستاورد شهیار قنبری اما در فرم نهفته است. او ترانه فارسی را از قافیه‌پردازی و روایت‌های احساساتی به سوی ساختاری بینارسانه‌ای سوق داد؛ ساختاری که در آن سینما، شعر، نمایش و موسیقی در هم می‌آمیزند. روایت‌های بریده، فلاش‌بک، مونولوگ درونی، تدوین تصویری و حرکت میان زمان‌های مختلف، نشان می‌دهد که قنبری بیش از آنکه وارث سنت ترانه باشد، فرزند مدرنیسم ادبی است؛ مدرنیسمی که از نیما، فروغ و شاملو تغذیه می‌کند و در عین حال از ترانه، گونه‌ای مستقل از ادبیات می‌آفریند. از این رو، شهیار قنبری را باید نه صرفاً ترانه‌سرای نسل خود، بلکه یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان عملی زبان در ادبیات معاصر فارسی دانست؛ شاعری که ثابت کرد ترانه نیز می‌تواند همچون شعر، موضوع نقد ادبی، زبان‌شناسی و فلسفه هنر قرار گیرد. 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

قنبری 🛑✳️📚شهیار قنبری؛ تبارشناسی شاعری که ترانه فارسی را به متن ادبی مدرن تبدیل کرد 🛑✳️✍بابک‌شاکر نمی‌توان از تاریخ ترانه
قنبری 🛑✳️📚شهیار قنبری؛ تبارشناسی شاعری که ترانه فارسی را به متن ادبی مدرن تبدیل کرد 🛑✳️✍بابک‌شاکر نمی‌توان از تاریخ ترانه معاصر ایران سخن گفت و نام شهیار قنبری را تنها در کنار ترانه‌سرایان موفق قرار داد؛ او بیش از آنکه یک ترانه‌سرا باشد، معمار یک گسست ادبی است. اگر رهی معیری و بیژن ترقی، تبار ترانه را به غزل کلاسیک پیوند می‌زدند و ایرج جنتی‌عطایی آن را به درام اجتماعی نزدیک کرد، قنبری نخستین کسی بود که ترانه را به قلمرو شعر مدرن، سینما و نظریه زبان کشاند.  ظهور او تصادفی نبود؛ محصول دهه‌ای بود که شهر، سرمایه، رسانه و مصرف، سوژه ایرانی را دگرگون کرده بودند. در ادامه می خوانید👇

✳️از سوی دیگر، شعر از فعل‌های توضیحی و روایت پرهیز می‌کند. بیشتر سطرها از ترکیب‌های اسمی تشکیل شده‌اند و تصاویر با حذف پیوندهای منطقی در کنار هم قرار گرفته‌اند. این شگرد، شعر را به نوعی «کلاژ تصویری» تبدیل می‌کند؛ گویی شاعر قاب‌هایی از زندگی را پشت سر هم می‌آورد تا معنای صلح از مجموع آنها زاده شود. با این حال، تفاوتی نیز با ایماژیسم کلاسیکِ ازرا پاوند وجود دارد. در شعر پاوند، معمولاً یک یا دو تصویر فشرده تمام بار معنایی را حمل می‌کنند، اما سایه زنجیره‌ای از تصاویر را به کار می‌گیرد. بنابراین، شعر او به جای «تصویر واحد»، بر «شبکه تصاویر» استوار است. این ویژگی به سنت شعر نو فارسی و نیز گرایش موسیقایی سایه نزدیک‌تر است. تکرار «جنبش گهواره / نغمه لالایی» در آغاز و پایان نیز ساختاری حلقه‌ای ایجاد می‌کند و شعر را مانند یک لالایی به حرکت درمی‌آورد. موسیقی درونی و تکرار آوایی، در کنار تصاویر، حس آرامش و صلح را تقویت می‌کند؛ عنصری که در ایماژیسم انگلیسی معمولاً کمتر برجسته است. آیا چنین شعری را می توان نمونه‌ای موفق از ایماژیسم ایرانی دانست ؟ شعری که مفهوم انتزاعی «صلح» را نه با تعریف و شعار، بلکه با زنجیره‌ای از تصاویر حسی، طبیعی و انسانی مجسم می‌کند. در این شعر، صلح یک ایده نیست، بلکه تجربه‌ای دیداری، شنیداری، لمسی و عاطفی است که از هم‌نشینی تصویرهای زندگی، مادری، طبیعت، عشق و تولد پدید می‌آید. برای تحلیل این شعر، مناسب‌ترین چارچوب نظری، ایماژیسم به تنهایی نیست بلکه نشانه‌شناسی ساختارگرا با تکیه بر نظریه اسطوره رولان بارت است زیرا  برای توصیف صلح،  شبکه‌ای از نشانه‌ها را می‌سازد که در کنار هم دالِ «صلح» را به مدلولی فرهنگی و اسطوره‌ای تبدیل می‌کنند. در این خوانش، عنوان «صلح» نقش رمزگان اصلی را دارد و تمام تصاویر بعدی در پرتو آن معنا می‌یابند. «جنبش گهواره»، «نغمه لالایی» و «ریزش چشمه شیر» همگی نشانه‌های مادری، زایش و امنیت‌اند. «پرپر پروانه» و «جیک‌جیک گنجشک» نشانه‌های حیات آزاد و استمرار طبیعت هستند. «تابش چشم شناخت» و «تپش خواهش گنگ» به ابعاد معرفتی و عاطفی انسان اشاره دارند و نشان می‌دهند که صلح تنها وضعیتی سیاسی نیست، بلکه حالتی وجودی و روانی است. در پایان نیز «خنده دلکش گل‌های سپید» و «به سر زلف عروس» آیین زندگی، جشن و آغاز را تداعی می‌کنند. بنابراین همه نشانه‌ها در یک میدان معنایی مشترک گرد می‌آیند. از دیدگاه بارت، این نشانه‌ها در سطح نخست فقط به اشیای طبیعی ارجاع می‌دهند، اما در سطح دوم، یعنی سطح اسطوره، به مفهوم صلح تبدیل می‌شوند. صلح در این شعر دیگر یک قرارداد سیاسی یا فقدان جنگ نیست، بلکه اسطوره‌ای از زندگی است که مادری، کودکی، طبیعت، عشق و شناخت را در یک نظام معنایی واحد گرد می‌آورد. شاعر به جای آنکه بگوید «صلح خوب است»، کاری می‌کند که خواننده صلح را از خلال تجربه حسی این نشانه‌ها احساس کند. از منظر ساختارگرایی نیز شعر بر محور هم‌نشینی بنا شده است. تصاویر بدون روایت و بدون رابطه علّی، کنار هم قرار گرفته‌اند و معنای نهایی از مجموع آنها حاصل می‌شود. هیچ تصویر به تنهایی بیانگر صلح نیست؛ این رابطه میان تصاویر است که دلالت را می‌آفریند. تکرار جنبش گهواره / نغمه لالایی در آغاز و پایان نیز ساختاری حلقوی ایجاد می‌کند که نشان می‌دهد صلح چرخه‌ای دائمی از تولد، پرورش و تداوم زندگی است. سایه، شعری نشانه‌محور و ایماژیستی آفریده اما بنیان عمیق آن را باید در شبکه دلالت‌های فرهنگی و اسطوره‌ای جستجو کرد. از این رو، نظریه نشانه‌شناسی رولان بارت مناسب‌ترین چارچوب برای تحلیل این شعر است، زیرا نشان می‌دهد چگونه مجموعه‌ای از تصاویر پراکنده، در نهایت اسطوره‌ای واحد به نام «صلح» را می‌سازند. 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️📚تحلیل ایماژیستی و نشانه شناسی از شعر صلح هوشنگ ابتهاج 🛑✳️✍دکتر رحمان کاظمی جنبش گهواره نغمه لالایی ریزش چشمه شیر به لب
🛑✳️📚تحلیل ایماژیستی و نشانه شناسی از شعر صلح هوشنگ ابتهاج 🛑✳️✍دکتر رحمان کاظمی جنبش گهواره نغمه لالایی ریزش چشمه شیر به لب غنچه تر پرپر پروانه جیک جیک گنجشک تابش چشم شناخت تپش خواهش گنگ نگه شوق و شکیب بوسه عشق و شتاب خنده دلکش گلهای سپید به سر زلف عروس جنبش گهواره نغمه لالایی ... اگراین شعر هوشنگ ابتهاج (سایه) را از منظر ایماژیسم بررسی  کنیم به بسیاری از ویژگی‌های شعر ایماژیستی نزدیک است. مهم‌ترین ویژگی شعر، انباشت تصاویر عینی و حسی است. شاعر به جای آنکه مستقیماً از «صلح» سخن بگوید یا آن را تعریف کند، رشته‌ای از تصویرها را کنار هم می‌نشاند: «جنبش گهواره»، «نغمه لالایی»، «ریزش چشمه شیر»، «پرپر پروانه»، «جیک‌جیک گنجشک»، «خنده گل‌های سپید» و «زلف عروس». هر یک از این تصاویر نشانه‌ای از زایش، معصومیت، زندگی، آرامش و تداوم طبیعت است. در نتیجه، مفهوم صلح نه از طریق استدلال، بلکه از طریق تجربه حسی در ذهن خواننده ساخته می‌شود؛ این دقیقاً یکی از اصول ایماژیسم است. در ادامه می خوانید👇

🛑🌈درنگی در شعر 🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇 🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود) 🛑همراه
🛑🌈درنگی در شعر 🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇 🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود) 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

تقویم ها دروغ می گویند... #گوینده:گرشا🎙📻 همیشه برای من سوال است که چرا همه ی آدم ها از یک‌ تقویم مشترک استفاده می کنند. من سال هاست ایمان آورده ام که هر آدمی تقویم خودش را دارد. هر وقت به تقویم‌ نگاه می کنم تعجب می کنم، روزها و شب های مهمی را تقویم ها فراموش کرده اند. روزهایی که ما اندازه ی تمام عید ها در دلمان جشن گرفته ایم یا حتی شب هایی که در دلمان احیا گرفته ایم و تا صبح گریسته ایم. می شناسم آدم هایی را که اول زمستانشان بهار بوده ، می شناسم آدم هایی را که بهارشان سرد گذشته ... هستند کسانی که روز طبیعت آرزوهایشان سوخته ... هستند کسانی که روز مقاومت زندگیشان را باخته اند... هستند کسانی که روز جوان با یک خبر پیر شده اند. کاش هر آدمی تقویم خودش را داشت. تقویم را باز می کرد به تاریخ امروز نگاه می کرد و یادش می افتاد سال ها پیش در چنین روزی چه اتفاقی افتاده ... یادش می افتاد امروز چه روزی ست ، عید است یا وفات ! ✍️حسین_حائریان 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑🌈🌳صبح شد،وہ ڪہ چہ آغاز قشنگے دارد🌞 🛑🌈🌸صوت بلبل عجب آب وچہ رنگے دارد🦜 🛑🌈🌳نورخورشیددهدجان بہ  همہ  عالمیان🌞 🛑🌈🌸این سـرآغـازمن و تـوچـہ  زنگے  دارد🪻 🛑🌈🤲💚🍃خداوندا،دل ناآرام مان راآرام ڪن 🛑🌈🌸🍃اے آرامش دهنده‌ دل هاے بیقرار🤲 🤲💚🍃گرفتـارے هاے مـارا برطرف بفرما🤲 🛑🌈🤲🌸🍃ونور ایمانت را درقلب ما منورڪن 🛑🌈💚🍃ومارازیرسایہ ڪرم خودت قرا بده🤲 🦋🍃الهے آمین یا رب العالمین🤲🍃🦋 🛑🌈🌸🍃چہ دلخواہ مے شود روزے ڪہ با نام 🍀🍃ویادخدا آغازشود،روزے ڪہ با لبخند 🌸🍃عشق ومهربانے وخدایے شروع شود 🍀🍃سلام ،صبح تون روشن ترازخورشید 🛑🌈🌹خوب من ازدریچہ روشن"صبح"عبورڪن 🍀چشم را باز ،ڪن وسلام بہ آغازے دوباره 🌹ازجابرخیزوغفلت رابہ دستهاے بادبسپار 🍀روز بـا خیرو برڪتے روبراتون آرزومندم 🌹روزگارتون پرانرژے وشادے شورونشاط 🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑🌈🛑 🛑گرشاهستم🎤 از ،مازندران،ساری 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️🌈سلام صــبـــح🌤ــــــــتون بخیرنیایش صبحگاهے🤲 🌈🍃خدایا 🙏 🌸در این صبح تابستانی 🌈🍃سرنوشتے زیبا 🌸روزے حلال 🌈🍃سلامتے و ڪانونے گرم براے همہ 🌸خلوص نیت، عمل صالح 🌈🍃 و از جانب خودت 🌸بالاترین درجہ رافت 🌈🍃و بخشش را بہ ما 🌸عطا بفرما....🙏 🌈🍃آمیــن یا قاضِیَ الْحاجات 🌸اے برآورندہ ے حاجت هاے 🤲 ✳️گوینده 🎤، بانو زردشت 🛑✳️همکار رادیو 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑☀️🌻🌈بخش صبحگاهی تقدیم می کند 🛑✳️🌈 🌞صبح، یعنی خدا هنوز به ما فرصت داده است. فرصتی برای مهربان‌تر بودن😊 برای جبرانِ ناتمام‌ها و برای برداشتن یک قدم دیگر به سوی🫠 آرزوهایی که در دل می‌پرورانیم. امروز را با امید آغاز کنیم. 🛑✳️ درود  به شما همراهان پر مهر رادیو 🛑✳️🌈صبحتون پر از آرامش الهی باشه.🌷 🛑گرشاهستم🎤 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸