en
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Open in Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
486
Subscribers
-124 hours
+287 days
+14630 days
Posts Archive
Repost from N/a
عزیزِ من، نمی‌دانی چقدر خوشحال شدم وقتی فهمیدم می‌خواهی برایت نامه بنویسم! راستش را بخواهی، هنوز هم وقتی کسی می‌گوید دوست دارد نامه‌ای از من داشته باشد، کمی تعجب می‌کنم. آخر مگر حرف‌های یک دخترِ یتیم که زمانی تمام دلخوشی‌اش نوشتن نامه برای یک مردِ ناشناس بود، چقدر می‌تواند شنیدنی باشد؟ اما شاید دقیقا به همین دلیل است که می‌خواهم برایت بنویسم. من همیشه فکر می‌کردم آدم می‌تواند زندگی‌اش را با چیزهای کوچکی که دوست دارد، زیباتر کند؛ یک نامه، یک کتاب، یک دوست، یا حتی یک رویای کوچک که فقط متعلق به خودت باشد. و اگر چیزی از زندگی یاد گرفته باشم، این است که نباید به خاطر اینکه امروز چیزی نداری، فکر کنی قرار است همیشه نداشته باشی. من روزهایی داشتم که فکر می‌کردم هیچ‌کس مرا نمی‌خواهد، هیچ خانه‌ای مال من نیست و آینده‌ام چیزی جز یک صفحه‌ی سفید نیست. اما حالا که به آن روزها نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم شاید صفحه‌ی سفید آن‌قدرها هم بد نبوده؛ چون یعنی می‌توانستم خودم شروع به نوشتنش کنم. پس اگر امروز احساس می‌کنی زندگی‌ات کمی خالی‌ست، نترس. صفحه‌ی سفید، پایانِ داستان نیست؛ شروعِ آن است. حالا دیگر باید بروم! نامه‌های زیادی برای نوشتن دارم و اگر دیر کنم، بابالنگ‌دراز احتمالاً فکر می‌کند دوباره مشغول خیال‌پردازی شده‌ام! با محبت، جودی ابوت
چالش از غریق باد.

فروغ عزیزمممم روحت شاد ای بانو شعر🤎

خواب آن بی‌خواب را یاد آورید مرگ در مرداب را یاد آورید...

Chat GPT:)
Chat GPT:)

اومد نداشت...

همهمه ارغوان کامل حذف کردم:)) کسی بیرون نکردم... خودم و همه بیرون کردم🙂💔🙂‍↔️

اگر توی زندگی دیگه ام پسر می‌بودم قطعا اولین چیزی که تجربه می‌کردم عاشق شدن دوست داشتم ببینم پسر ها چطوری با چه منطقی عاشق می‌شوند البته عشق منطق خاصی ندارد

sticker.webp0.05 KB

موتور سواری میکردمممم عاشق موتورمممم بعدش شلوار کوردی میپوشیدم😂👌 شاید دوباره مو هامو مردونه میزدم

«لماذاقلوبنایبنی‌قابل‌للکسرجداً؟!.»💔🕊

داره کم کم یک سال میشه از وقتی که تصمیم گرفتیم اسمم هنری من ارغوان باشه:))

فکر کنم عاشق غروب شدم:))))

شغل" هدف" آدم زنده نگه می‌دارد در برابر هر دردی...

یه شب دوباره تورو میبینم و میزنه بم چشمک ستاره! پیشت میشینم زول میزنم بت انگار یه خوابه…

بداهه نوشتم:()

منفور از افکار، فراری خویش، خسته، چون برفِ یخ‌زده روی زمین، فاصله تا قرن‌ها در فراخنای این قلبِ رفو نشده... چون فرش‌های رنگ‌ورورفته زیرِ پایِ روزگار. #ارغوان

منفور از افکار، فراری خویش، خسته، چون برفِ یخ‌زده روی زمین، فاصله تا قرن‌ها در فراخنای این قلبِ رفو نشده... چون فرش‌های رنگ‌ورورفته زیرِ پایِ روزگار. #ارغوان