"دخترِ شعر"
Open in Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
564
Subscribers
-1724 hours
+867 days
+24830 days
Posts Archive
568
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت:
«صعبروزی، بوالعجبکاری، پریشانعالمی»
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهانسوزی نه خامی بیغمی
آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی
568
ادامه اش:)
پروانهی بیمارم
در پیلهی عشقت ماند
پر سوخت، غزل افشاند
هرلحظه که شد بیتاب
امیراحسان پارسا
568
اگر من شما را از دست دادهام
شما هم در عوض دلی را از دست دادهاید
که تپشهای عاشقانه آن را
در هیچ جای دیگر نخواهید یافت.
- فروغ فرخزاد.
568
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم .
شهریار ❤️🩹🥲
568
ماجراي من و تو
باور باورها نیست
ماجراییست
که در حافظهی دنیا نیست
نه دروغیم
نه رویا
نه خیالیم
نه وهم
ذات عشقیم
که در آینه ها پیدا نیست...
محمدعلی بهمنی
568
قیصر امینپور خیلی خوشگل به یارش میگه:
‹من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغـاز عالم تو را دوست دارم
چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم تـو را دوست دارم🌱🪞›
568
در راستهی عطر فروشان، امشب
در بین هزار شیشهی
مشک و گلاب
میپرسم
دستمال عطرآگینی از نفس او چند؟
- محمدعلیسپانلو
568
داشتم شعر میخواندم
قبل خواب گفتم
چند تا هم بفرستم شما بخوانید
البته بیت های مختلف از اشعار
