en
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Open in Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
564
Subscribers
-1724 hours
+867 days
+24830 days
Posts Archive
شما فرستادید🍀

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت: «صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی» سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟ در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست رهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی

ادامه اش:) پروانه‌ی بیمارم در پیله‌ی عشقت ماند پر سوخت، غزل افشاند هرلحظه که شد بی‌تاب امیراحسان پارسا

خب تمومممم:))) شما دوست داشتید بفرستید بات بفرستم چنل بخونیم

اگر من شما را از دست داده‌ام شما هم در عوض دلی را از دست داده‌اید که تپش‌های عاشقانه آن را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت. - فروغ فرخزاد.

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم . شهریار ❤️‍🩹🥲

من ساده‌ام قانونِ حاشا را نمی‌دانم اینجا دلی تنگ است، آنجا را نمی‌دانم... تقی قاسمی

ماجراي  من و تو باور باورها نیست ماجرایی‌ست که در حافظه‌ی دنیا نیست نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست... محمدعلی بهمنی

. سرم شبیه گرامافونی که سوزنِ آن هزار سال روی خنده‌‌ی تو گیر شده معین راد

قیصر امین‌پور خیلی خوشگل به یارش میگه: ‹من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغـاز عالم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم تـو را دوست دارم🌱🪞›

در مبحث چشم تو تا غرق شدن خواندم در برکه‌ی دل راندم هرشب اثر مهتاب! میراحسان پارسا

گفتم که تو منظور من از این همه شعری مغرور، نگاهی به من انداخت ك منظور ؟ :) 🌊❤️‍🔥 . .

در راسته‌ی عطر فروشان، امشب ‏در بین هزار شیشه‌ی مشک و گلاب ‏می‌پرسم ‏دستمال عطر‌آگینی از نفس او چند؟ - محمدعلی‌‌سپانلو

sticker.webp0.09 KB

داشتم شعر میخواندم قبل خواب گفتم چند تا هم بفرستم شما بخوانید البته بیت های مختلف از اشعار

بیدارید؟!

ایزی لطفااا