en
Feedback
آلـنـد

آلـنـد

Open in Telegram

فرزندِ ایران و جان فدایِ میهن؛ - هرچی اومد تو ذهنم، میریزم اینجا. http://t.me/safeCht_bot?start=h1j7la

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
223
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1930 days
Posts Archive
فور بفرمایید: براساس وایب چنلتون یه حرف بهتون بزنم شاید نیاز داشته باشید:)
جوین باشی قشنگ تره

باعث افتخاره که آلند جز مورد علاقه هاتون هست.💛✨

یه گوشه از تلگرامم که هر بار بازش می‌کنم، چنلای موردعلاقه‌م منتظرمن🤎 چنلایی که ارزش موندن دارن، و دلم نمیخواد گمشون کنم اینجا جمع شدن ↓
موردعلاقه هام (۱)
موردعلاقه هام (۲
)

کاش واقعی شو داشتم میرفتم یه شخصی رو میکشتم.🤷🏻‍♀

یلاذ

بهبه.

Repost from N/a
دوری دوری دوری آخه تو واقعا دوری..! مگه میشه انقد دور باشی ولی به قلب من، نزدیک ترین؟ آخه قربونِ خیالت مهمونِ خیالِ همیشگیم میدونی که هر شب چشم به راه قدم هاتم؟ نکنه یه وقت یادت بره منو؟ یهو نیای... نه ، نه تو مگه میشه منو یادت بره؟! ببین اینجارو برای من توئه اسمشو گذاشتم میدونِ خیال میبینی اونجا رو؟ آره آره خودشو میگمم همون خونه فندقیِ آره خودشه خونه رویاهامون یادته دورت بگردم؟ گفتی دیوارها شو آبی رنگ میکنیم که دریا رو بیاریم تو خونمون؟ یادته؟ گفتی اون کاناپه خوشگله رو میزاریم یه گوشه و هر وقت قهر کردیم همون یه گوشه بشه خونه ی آشتی مون؟ یادته قول دادی یه شب زمستون زیر بارون منو به یه فنجون قهوه یِ رَقصی دعوت میکنی؟ که بعدش پرسیدم قهوه یِ رقصی یعنی چی؟ گفتی وقتی به دعوت یه فنجون قهوه جواب مثبت دادم یعنی رقصیدن زیر بارون رو هم قبول کردم..! منم مثل تو عاشق پیدا کردن چیزای بزرگ توی اتفاقای کوچیک شدم واسه همین هر شب تو خیالم دنبال تو میگردم دنبال یه ردی از اومدنت یه ردی از رسیدنت یه ردی که بهم بگه هنوزم هستی.. ولی پس کجایی؟! چرا نمیای دیوار هارو آبی کنیم؟ آخه من خاکستری شون کردم کدر شدن بوی خاکستر میدن کاناپه مون خاک گرفته پایه اش شکسته سنگینه نمیتونم ببرم درستش کنم فنجون قهوه مون خالیه دیروز از دستم افتاد ترک برداشته نمیدونم چیکار کنم نمیدونم چجوری درستش کنم تو تو تنها چیزی که برای من گذاشتی خیالِ پر از غمه مگه قول نداده بودی تو؟ که باهم بسازیمش؟ پس چی شد؟ کجا رفتی؟ ولی من باورت کردم من هر روز بعد رفتنت منتظر موندم شمعدونی هارو یادته؟ آنقدر حواسم پرت خیالِ اومدنِ تو بود؛.. که خشکیدن.. ولی تو آخرین بار قول داده بودی که برمیگردی..

- ژرز 1405/5/22✨
@Jerz_Bh

این پیام رو فوروارد کنید ، تا از این عکسای بامزه‌ی هم‌وایبتون به شما تقدیم کنم🫜.
+1
این پیام رو فوروارد کنید ، تا از این عکسای بامزه‌ی هم‌وایبتون به شما تقدیم کنم🫜.

+زندگیم جر خورده کامل منم آقای همساده =)

Repost from N/a
The air in the Hall of Nine turned sharp with fury. In Alicent’s eyes burned years of swallowed rage and desperate justice. S
The air in the Hall of Nine turned sharp with fury. In Alicent’s eyes burned years of swallowed rage and desperate justice. She tore the Valyrian dagger free and lunged. The blade cut deep across Rhaenyra’s arm; in her eyes flashed shock, then cold defiance. Blood welled bright as the realm held its breath—and the Dance began.

Repost from N/a
خوشگل‌بلاهای پیری، این پیام رو فروارد کنید _ یه سوال بپرسم [ میتونم؟! ] _ و بهتون یادگاری‌ دست‌سازی بدم که میتونه مورد علاقتون باشه.
پرایوت بودین لینک بدین‌ حتما✨
پیری حسابی مشغوله پس ممکنه کمی طول بکشه.

وَ به راستـی که همـه‌یِ مــا؛ «سَـروهایِ اِیستـاده در طوفانیـم.»

فور بزنید تا بهتون بگم اگه چنلتون اسلحه بود چه اسلحه ای میشد حدسه جدی نیست
برای چالش جوین نشو
لیمیت: تا وقتی خط‌بخوره

یک چَشمِ من از روز جدائی بگریست چَشمِ دگرم گفت: «چرا؟ گریه ز چیست؟!» چون روز وصال شد فَرازش کردم گفتم: «نَگریستی، نباید نِگریست!»

میترسم تو حسرت همچنین روزی بمیرم.

دوست دارم یک روز از خواب بیدارشم و صدای جیغ و بوق ماشین‌ها رو از خیابون بشنوم،بی‌خبر از همه‌چیز؛ بهم بگن: "سقوط کرد." برم توی خیابون و ببینم مردم می‌خندن، می‌رقصن و گریه می‌کنن؛همدیگه رو بغل می‌کنن و من هنوز توی شوکم،با چشم‌های خیس بگم: یعنی واقعا آزاد شدیم؟باورم نمیشه...

رمان عـیـاض رو دارم میخونم معرکه‌س.😭✨

از شیخ بهایی پرسیدند : سخت میگذرد چه باید کرد ؟ گفت خودت که میگویی سخت میگذرد . سخت که نمی ماند پس خداروشکر کن که میگذرد و نمی‌ماند .

خوش اومدینن🍓😭✨

#چالش فورکنین٫ازتون فورکنم:)