𝐹𝛤𝛰𝛭 𝐹𝐿𝛰𝛤𝛦𝛮𝐶𝛦🏳️🌈
Open in Telegram
"THIS IS ALL I EVER WANTED FOR YOU ,𝑊𝛪𝐿𝐿" "FOR BOTH OF ,𝛶𝑆" "𝛪𝛵'𝑆 𝛣𝛦𝛢𝛶𝛵𝐹𝛶𝐿" 𝛪 𝐶𝛢𝛮 𝛨𝛦𝛢𝛤 𝛶𝛳𝛻 @From_florence_bot http://t.me/BluChtBot?start=6ea7af07b0dba2898543
Show moreIran118 557The category is not specified
605
Subscribers
+124 hours
-37 days
-2730 days
Posts Archive
Repost from N/a
اگر تمایل داشتید این پیام رو فوروارد کنید تا من به صورت شانسی به یکی از شما عزیزان یک کتاب شعر بر اساس سلیقه ی خودم بهتون هدیه بدهم.
اگر چنل ندارید یه لقب از خودتون رو داخل ناشناس برام بفرستید.
🪞CHALLENGE🪞
این پیامو فوروارد کنید چنلاتون بگم چه چیزی تو چنلتون پوینت منفی داره
خواهشاً اگه قراره شرکت کنید ناراحت نشید
داستانش درباره ی اینکه ی آقایی به یه دختر تجاوز میکنه و فکر کنم دختره بخاطر همین موضوع خودکشی میکنه و پدر این دختر این آقا رو میگیره و جراحی تغییر جنسیت روش انجام میده و..... من فقط تا همینجا یادمه خیلی کم دیدمش
درواقع آفرودیت معشوقه های زیادی داشته ولی این سه تا یکی از مهم هاش و معروف تریناشه
زئوس که خشمگین بود از این که آفرودیت همیشه خدایان دیگه رو عاشق فانیها میکرده تصمیم میگیره خود آفرودیت رو هم عاشق یه فانی کنهآفرودیت آنخیزس و دید و عاشقش شد پس خودش رو به شکل یه شاهزادهی فانی درآورد و رفت پیشش تو کوهستان و باهاش خوابید ولی صبح روز بعد به آنخیزس گفت که کیه و از اون بارداره آنخیزس از خشم زئوس ترسید ولی آفرودیت بهش گفت به شرطی که این راز رو فاش نکنه هیچ آسیبی نمیبینه حاصل این رابطه آینیاس بود
قهرمان تروآیی که بعد از سقوط تروآ فرار کرد رفت به ایتالیا و یکی از بنیانگذاران روم شد(بخاطر همین رومی ها آفرودیت و الهه ی خودشون میدونن و اون رو به نام ونوس نام میبرن)آنخیزس وقتی مست بود راز رابطش با آفرودیت و فرزندشو فاش کرد و بخاطر همین زئوس صاعقهای بهش زد(کور شد یا لنگش شد)
آرس که بعد از سالها باز دوباره فکر میکرد که عاشق آفرودیت بوده و هست(در واقع فقط حسادت میکرده)برمیگرده و آفرودیت و با آدونیس میبینهیروز که آدونیس به شکار میره خودشو تبدیل به گراز میکنه(یا ی گراز واقعی فرستاد)و آدونیس و مجروح کرد آفرودیت که آدونیس زخمی رو میبینه با پاهای برهنه میدووه و خار گل های سفید رز پاهاشو زخمی میکنه و خونشون گل های رز سفیدو سرخ میکنه از گریه های آفرودیت و خون آدونیس گل آنمون(همون شقایق خودمون)روییده میشه آفرودیت که خیلی عاشق آدونیس بوده میره پیش زئوس و خواهش میکنه که آدونیس و به زندگی برگردونه پس زئوس حکم کرد
آدونیس نصف سال و پیش آفرودیت در دنیای زندگان و نصف سال دیگه رو پیش پرسفونه توی دنیای مردگان باشه
(چرخه ی فصل ها که آدونیس وقتی پیش آفرودیته بهاره و وقتی میره زمستون میشه)
Ἄδωνις[آدونیس]
عشق تراژدیک آفرودیته
میرا مادر آدونیس که عاشق پدر آدونیس شد و باهاش رابطهی نامشروع داشتوقتی پدر میرا از این راز خبردار شد میرا از ترس فرار کرد و خدایان از سر ترحم اونو تبدیل به درخت کردن که بتونه در امان بمونه(اسمش درخت میر) بعد از نه ماه از تنه ی این درحت آدونیس بدنیا اومد آفرودیت که محو زیباییه آدونیس شد تصمیم گرفت اونو بزرگ کنه پس اون رو داد به پرسفونه(ملکه ی جهان مردگان) ولی پرسفونه هم وابسته ی آدونیس شد اونو به آفرودیت پس نداد و دعواشون شد زئوس دخالت کرد و حکم کرد که آدونیس یک سوم سال پیش آفرودیت باشه و یک سوم سال پیش پرسفونه و یک سوم بعدی رو هر جا دلش خواست(مردک همون یک سوم آزادشم میرفت پیش آفرودیته) سال ها گذشت و آدونیس شکارچی شد(آفرودیته انقدر عاشق آدونیس بود که الهگیش رو کنار میزاشت و با آدونیس به کوه و جنگل میرفت)
زئوس حکم میکنه و آفرودیت و تبعید میکنه به جزیرهی قبرس تا دوباره پاک بشهجالبه بدونید با اینکه آبروی آفرودیت و آرس جلوی خدایان میره اما اونا بازم بیخیال نشدن و از رابطشون پنج تا بچه به وجود اومد
اروس خدای عشق و میل جنسی آنتروس خدای عشف متقابل هارمونیا الههی هماهنگی دیموس تجسم ترس فوبوس تجسم وحشتبعدها آفرودیت از خیانت های پی در پی آرس خسته شد و اون رو ول کرد
