en
Feedback
𝐎 𝐛 𝐬 𝐜 𝐮 𝐫 𝐚

𝐎 𝐛 𝐬 𝐜 𝐮 𝐫 𝐚

Open in Telegram

Blending Worlds of Sound and art. Distortion Lives.

Show more
1 605
Subscribers
+1724 hours
+2347 days
+51630 days
Posts Archive
Suggested🎶
Progressive Rock
4:54
در گوشه‌ای کنار پنجره‌ام عکسی تنها آویخته است... بی‌هیچ توضیحی، هرگز خاطره‌ای را که می‌توانست مرا بازدارد، به یاد نمی‌آوردم.
@eternaldistortion

این نقاشی زندگی تلخ طبقهٔ فقیر جامعه را در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز به تصویر می‌کشد. خانواده‌ای کارگر در خانه‌ای که گرفتار آتش شده
این نقاشی زندگی تلخ طبقهٔ فقیر جامعه را در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز به تصویر می‌کشد. خانواده‌ای کارگر در خانه‌ای که گرفتار آتش شده است، برای نجات جان خود تلاش می‌کنند. مادر با وحشت شعله‌هایی را می‌بیند که به اتاق نزدیک می‌شوند، دختر کوچک به او پناه آورده، پسر خانواده با عجله وسایل اندکشان را جمع می‌کند و نوزاد، بی‌خبر از این فاجعه، همچنان در خواب است. در پس‌زمینه نیز پدر از پنجره برای کمک فریاد می‌زند، اما دیگر دیر شده است. این نقاشی لحظه‌ای را به تصویر می‌کشد که اضطراب و درماندگی شخصیت‌ها به اوج خود رسیده است. آنتینیا با نمایش چهره‌های آکنده از وحشت و نور سرخ شعله‌ها، بیننده را در دل این تراژدی قرار می‌دهد و حس همدردی او را با قربانیان برمی‌انگیزد.
The Fire (L'Incendie) هنرمند: الکساندر آنتینیا سال خلق: ۱۸۵۰–۱۸۵۱ سبک: رئالیسم (Realism) تکنیک: رنگ روغن روی بوم محل نگهداری: موزه هنرهای زیبای اورلئان، فرانسه
@eternaldistortion

Suggested🎶
Progressive Metal
we need to cry Even if we try We can't live forever I gave you my shards of sky But we can barely see the reflection We'll just live to see theessence die
@eternaldistortion

این اثر صحنه‌ای از انقلاب ژوئیهٔ ۱۸۳۰ فرانسه است؛ قیامی سه‌روزه که مردم پاریس علیه شارل دهم شورش کردند و او را از سلطنت برکنا
این اثر صحنه‌ای از انقلاب ژوئیهٔ ۱۸۳۰ فرانسه است؛ قیامی سه‌روزه که مردم پاریس علیه شارل دهم شورش کردند و او را از سلطنت برکنار کردند. دولاکروا این رویداد را به نمادی از مبارزه، فداکاری و آزادی تبدیل کرد. در مرکز، زنی نیمه‌برهنه با کلاه فریژی، نماد آزادی، از روی سنگر و اجساد عبور می‌کند؛ در یک دست پرچم سه‌رنگ فرانسه و در دست دیگر تفنگ سرنیزه‌دار دارد. پشت سر او مردم از طبقات مختلف، از کارگر و بورژوا تا مبارزان و نوجوانان، متحد شده‌اند. پسری با دو تپانچه نیز نماد حضور جوانان در انقلاب است و اغلب او را الهام‌بخش احتمالی گاوروش در بینوایان می‌دانند. اجساد پایین تابلو بهای خونین آزادی را نشان می‌دهند و نوتردام و پرچم فرانسه در پس‌زمینه، پیروزی و امید انقلاب را برجسته می‌کنند.
عنوان: La Liberté guidant le peuple سال خلق: ۱۸۳۰ سبک: رمانتیسم تکنیک: رنگ‌روغن روی بوم محل نگهداری: موزه لوور، پاریس
@eternaldistortion

Cover
Industrial Metal Hard rock
Buddy, you're an old man, poor man Pleading with your eyes, gonna make you some peace someday You got mud on your face, big disgrace Somebody better put you back into your place
@eternaldistortion

Lili, you know there's still a place for people like us The same blood runs in every hand.
Piano Rock | Indie Pop
🌫🫧 BestPlaylist

این نقاشی روایت سیل نوح از کتاب پیدایش را به تصویر می‌کشد؛ اما فراتر از یک روایت مذهبی، درماندگی انسان و دیگر موجودات در براب
این نقاشی روایت سیل نوح از کتاب پیدایش را به تصویر می‌کشد؛ اما فراتر از یک روایت مذهبی، درماندگی انسان و دیگر موجودات در برابر نیروی ویرانگر طبیعت را نشان می‌دهد. سیل همه‌چیز را در خود فرو می‌برد و انسان‌ها و حیوانات، در آخرین تلاش برای زنده ماندن، به تکه‌ای کوچک از خشکی پناه آورده‌اند. تراکم پیکره‌ها، باران شدید و فضای تاریک اثر، حس ترس، آشفتگی و نزدیک شدن به نابودی را القا می‌کند. در اینجا طبیعت نیرویی عظیم و بی‌رحم است و انسان، با وجود تمام تلاشش، در برابر آن تقریباً ناتوان به نظر می‌رسد. بنابراین، سیل در این اثر تنها یک واقعهٔ مذهبی نیست، بلکه تأملی دربارهٔ ناتوانی انسان در برابر عظمت طبیعت و شکنندگی زندگی است
نکته جالب: ترکیب‌بندی اثر یادآور «کلک مدوسا» اثر تئودور ژریکو است؛ گروهی از انسان‌های درمانده که برای بقا به یکدیگر و تکه‌ای از خشکی پناه برده‌اند.
عنوان: سیل / the Flood هنرمند: لئون-فرانسوا کُمر سال: ۱۹۱۱ تکنیک: رنگ‌روغن روی بوم موضوع: روایت سیل نوح از کتاب پیدایش محل نگهداری: موزه هنرهای نانت، فرانسه
@eternaldistortion

+1
Suggested🎶
Clean vocal
Dsbm
Forest, I miss you Forest I need you Forest I wanna live inside of you
@eternaldistortion

این نقاشی اثر وویچیخ پیخوفسکی است و در سال ۱۸۹۰ خلق شده است. منابع موجود آن را اثری نمادین و طنزآمیز دربارهٔ فشار و قضاوت منت
این نقاشی اثر وویچیخ پیخوفسکی است و در سال ۱۸۹۰ خلق شده است. منابع موجود آن را اثری نمادین و طنزآمیز دربارهٔ فشار و قضاوت منتقدان هنری معرفی می‌کنند در مرکز اثر، نقاشی نشسته و مشغول خلق اثری هنری است؛ اما اطراف او را موجودات بال‌دار و تیره‌ای احاطه کرده‌اند، درحالی‌که موجودی کوچک در گوشهٔ بالا و تارهای عنکبوت نیز دیده می‌شود. این موجودات را می‌توان نمادی از منتقدان و نگاه سنگین جامعهٔ هنری دانست؛ انگار هنرمند هنگام خلق اثر، زیر هجوم قضاوت‌ها و انتقادها گرفتار شده است. تار عنکبوت نیز می‌تواند حس گرفتاری و ناتوانی در رهایی از این فشار را تقویت کند. در مجموع، اثر با لحنی طنزآمیز نشان می‌دهد که نقد هنری، اگر افراطی شود، می‌تواند آزادی و خلاقیت هنرمند را خفه کند.
عنوان: A Satire on the Criticism of Witkiewicz هنرمند: وویچیخ پیخوفسکی (Wojciech Piechowski) سال: ۱۸۹۰ تکنیک: رنگ‌روغن روی بوم سبک: نمادگرایانه و طنزآمیز موضوع اصلی: تقابل هنرمند و منتقدان و تأثیر قضاوت بیرونی بر آزادی هنری.
@eternaldistortion

Suggested🎶
Alternative Rock Acoustic Rock
اینجا بمان، عزیزم، و از این شراب بنوش؛ موسیقی در قلب‌های ما جاری‌ست، اما شیطان در گوشه‌ای از وجود من خانه کرده، و هنرِ او جز تاریکی، رنگی نمی‌شناسد.
@eternaldistortion

در نقاشی، پزشکی را می‌بینیم که بر سر جسد زنی جوان در حال انجام کالبدشکافی است. او قلب زن را از بدن خارج کرده و در دست گرفته؛
در نقاشی، پزشکی را می‌بینیم که بر سر جسد زنی جوان در حال انجام کالبدشکافی است. او قلب زن را از بدن خارج کرده و در دست گرفته؛ صحنه‌ای که مرز میان علم، مرگ و کنجکاوی انسان دربارهٔ راز زندگی را به تصویر می‌کشد. سیمونت هنگام تحصیل در رم، برای مطالعهٔ این اثر چندین بار به بیمارستان رفت و حتی پیش از پایان کار، از جسد مدل برای مشاهده و طراحی استفاده کرد. او در نامه‌ای به پدرش توضیح داده بود که موضوع اثر، کالبدشکافی قلب است. اثر بعدها با عنوان مشهور «و قلب داشت!» (¡Y tenía corazón!) نیز شناخته شد؛ عنوانی که بر تضاد میان ظاهر بی‌جان جسد و قلبی که زمانی نشانهٔ زندگی بوده تأکید می کند
کالبدشکافی» — An Autopsy هنرمند: اِنریکه سیمونت (Enrique Simonet) سال: ۱۸۹۰ تکنیک: رنگ‌روغن روی بوم محل نگهداری: مجموعهٔ موزهٔ پرادو؛ اثر در موزهٔ مالاگا به امانت نگهداری می‌شود
@eternaldistortion

Progressive Metal
5:05
The circle is ending I'm done pretending Hopeful, undistilled Intention unfulfilled Destroyed to justify To wake up and to die My quiet ruin!
@eternaldistortion

این اثر لحظه‌ای از نبرد درونی یک نویسنده یا هنرمند را به تصویر می‌کشد؛ مردی پشت میز کار، با دستی بر پیشانی، میان انبوه کاغذها
این اثر لحظه‌ای از نبرد درونی یک نویسنده یا هنرمند را به تصویر می‌کشد؛ مردی پشت میز کار، با دستی بر پیشانی، میان انبوه کاغذها و افکارش درمانده است. نقاشی روایت یک اتفاق مشخص نیست، بلکه رنج، تردید و وسواسِ آفرینش را نشان می‌دهد؛ لحظه‌ای که زایش یک اثر هنری، بیش از آنکه الهام‌بخش باشد، به مبارزه‌ای ذهنی تبدیل شده است. به همین دلیل، این تابلو نمادی از سختیِ خلق هنر و نوشتن به شمار می‌رود
نام: The Passion of Creation (رنج آفرینش) هنرمند: لئونید پاسترناک سال خلق: ۱۸۹۲ تکنیک: رنگ روغن روی بوم سبک: رئالیسم با گرایش‌های امپرسیونیستی موضوع: رنج و وسواسِ فرآیند خلق اثر هنری و کشمکش ذهنی هندمند.
@eternaldistortion

Doom Metal
2:48 3:32🎸
در چشمانت نوری فراتر از فرداست؛ طبیعت می‌داند چه چیزی را نگه دارد و چه چیزی را رها کند. من اما از نیستی می‌گریزم، در حالی که سایه‌ام بلندتر و پایان نزدیک‌تر می‌شود.
@eternaldistortion

Suggested🎶
Alternative Rock
00:21 4:01
جایی در سرم، شکافی کوچک جا مانده؛ ردّ دردناکِ تمام کارهایی که می‌توانستم انجام دهم، پیش از آن‌که تو از راه برسی. آنچه نصیبم شد، پشیمانیِ غریبی‌ست؛ ورق برگشته، و همه‌مان در آتش خواهیم سوخت.
@eternaldistortion

این اثر، واپسین لحظات زندگی ژان-پل مارا را به تصویر می‌کشد؛ مردی که به دلیل بیماری پوستی، بیشتر ساعاتش را در وان حمام می‌گذرا
+1
این اثر، واپسین لحظات زندگی ژان-پل مارا را به تصویر می‌کشد؛ مردی که به دلیل بیماری پوستی، بیشتر ساعاتش را در وان حمام می‌گذراند و همان‌جا به نوشتن و رسیدگی به امور انقلاب مشغول بود. در ۱۳ ژوئیهٔ ۱۷۹۳، شارلوت کورده با بهانهٔ ارائهٔ فهرستی از مخالفان انقلاب وارد خانهٔ او شد و هنگام گفت‌وگو، با ضربه‌ای از چاقو او را به قتل رساند. ژاک-لویی داوید که دوست نزدیک مارا و از حامیان انقلاب فرانسه بود، این صحنه را نه به شکلی خشن، بلکه همچون تصویری آرام و مقدس به تصویر کشید؛ گویی مارا شهیدی است که جان خود را در راه آرمان‌هایش از دست داده است. سادگی فضا، نور ملایم و نامه‌ای که هنوز در دست اوست، بر فداکاری و انسانیتش تأکید می‌کنند
○○○نامهٔ در دست مارا:نامه‌ای از شارلوت کورده خطاب به ماراست که روی آن نوشته: «۱۳ ژوئیهٔ ۱۷۹۳، از ماری-آن شارلوت کورده به مارا؛فقط کافی است گرفتار باشم تا شما به من کمک کنید.
نام: مرگ مارا (The Death of Marat) هنرمند: ژاک-لویی داوید سال خلق: ۱۷۹۳ سبک: نئوکلاسیسیسم تکنیک: رنگ‌روغن روی بوم محل نگهداری: موزه سلطنتی هنرهای زیبای بلژیک
@eternaldistortion

Suggested🎶
Metalcore
2:35
Is this who you are? ‘Cause it’s not who I am You can’t make me change; I’m just a shell with no substance
@eternaldistortion

Suggested🎶
Gothic dark ambient
I am the mistress of loneliness, my court is deserted but i do not care. The presence of people is ugly and cold and something i can neither watch nor bear
@eternaldistortion

این اثر لحظهٔ مرگ پلوپیداس فرمانده و سیاستمدار تبانیِ یونان باستان را به تصویر می‌کشد پلوپیداس در سال ۳۶۴ پیش از میلاد در نبر
+1
این اثر لحظهٔ مرگ پلوپیداس فرمانده و سیاستمدار تبانیِ یونان باستان را به تصویر می‌کشد پلوپیداس در سال ۳۶۴ پیش از میلاد در نبرد سینو‌سفالای علیه سپاه اسکندر فِرایی کشته شد او با وجود پیروزی نیروهایش شخصاً در خط مقدم جنگید و بر اثر زخم‌های متعدد نیزه و سلاح دشمن جان باخت در نقاشی، پیکر بی‌جان پلوپیداس در مرکز قرار گرفته و اطرافیان و سربازان در سکوت و اندوه بر مرگ او سوگواری می‌کنند این تأکید بر سوگ پس از مرگ یک قهرمان، از ویژگی‌های مهم برداشت ایوانوف از داستان است و پژوهش‌ها ارتباط آن را با روایت زندگی پلوپیداس اثر پلوتارک نشان می‌دهند
نکتهٔ جالب: پلوتارک روایت می‌کند که سربازان پس از شنیدن خبر مرگ پلوپیداس با وجود پیروزی در نبرد، چنان سوگوار شدند که گویی شکست خورده‌اند حتی موهای خود و یال اسب‌هایشان را بریدند و پیکر او را با غنایم دشمن احاطه کردند. همین تضادِ پیروزی در میدان جنگ و شکست در برابر مرگ، یکی از جنبه‌های تراژیک داستان پلوپیداس است
عنوان: «مرگ پلوپیداس» هنرمند: آندری ایوانوویچ ایوانوف تاریخ: ۱۸۰۵–۱۸۰۶ تکنیک: رنگ‌روغن روی بوم سبک: نئوکلاسیسیسم محل نگهداری: گالری ترتیاکوف، مسکو
@eternaldistortion

Suggested🎶
Atmospheric Black Metal
2:20 4:03
بر مزارهای خاموش‌مان عروسیِ مرگ برپا کنید؛ شرابی کهنه در جام‌ها بریزید و نامِ روزهایی را به یاد آورید؛ که بی‌صدا در تاریکی گم شدند. در شب‌های مه‌آلودِ بهار برای ما گریه نکنید؛ از قلب‌هایی بگویید که روزی با آتش می‌تپیدند، از رؤیاهایی که پیش از طلوع در خون خفه شدند.
@eternaldistortion