𝑅𝑜𝑜𝓂 3:13
Open in Telegram
مهمونی چایی و چایی پر رنگ لطفا.)) به سمت چای می روم اگر در مسیر کسی به من لبخند زد، دو لیوان چای می ریزم.)) جهت غیب: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8135912478 جواب چالشا @Challengeresponse0_0
Show moreIran181 229The category is not specified
481
Subscribers
+1624 hours
+97 days
+630 days
Posts Archive
482
آذرخش افسارگسیخته، این پشمکهای آسمانی را به دنبال خویش میکشاند؛ گویی افسار را از او ربودهاند و آنها سرگردان و تیروتار در پی آذرخش روان شدهاند.
482
دانهی چمنی دیگر را به رخ ندیده و نشناخته، بر مرگ همنوع خویش اشک ریخت. چو نسیم، دیدهی سوزان را به جای آورد و قطرههای باران را به یاد آورد. سپس، میان پرزکهای نخ دامنش، به رقص درآمد.
482
چه رقصها که به چشم ماه و ستارگان زیبا بود و بر دانهدانهی چمنهای سبزرنگ، مرگی سوزناک بود.
