en
Feedback
هنوز نرفتم رشت🎐

هنوز نرفتم رشت🎐

Open in Telegram

"someone loves everything you hate about you" ‌ 🥢🪴🚏🥦🎐🍜🎋🌅‌

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
372
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Tell me, am I ever gon' feel again? Tell me, am I ever gon' heal again?

Jungkook - Shot Glass of Tears.mp36.46 MB

Hate_You_-_Jung_Kook_(320).mp36.02 MB

공부하다 🥑 3/15 09:30-11:45✔️ 11:45-12:50✔️ 13:10-14:10✔️ 14:45-16:45✔️

و منم همیشه امیدوارم هر قدمی که برمیداری حتی اگه سخت و خسته‌ کننده باشه آخرش تورو به جایی برسونه که واقعا دلت می‌خواد و اینکه تو این چیزهارو توی من می‌بینی و بهم یادآوریشون می‌کنی خودش برای من خیلی با ارزشه

و من برای تو همیشه بهترین قدم هارو توی سخت ترین شرایط هم که باشی ارزو میکنم و درنهایت زیبایی‌ای که درونته باعث پیشرفتت میشه و من این رو میبینم

قول میدم که به زودی انجامش بدم.

فقط بلند شن و یه قدم دیگه بردارن. شاید همین قدم‌های کوچیک یه روز برسونتشون به جایی که فکر می‌کردن هیچوقت نمی‌تونن بهش برسن.🎐🤍

باید هرطوری که می‌تونن بلند شن و اون قدم رو بردارن. حتی اگه قدم‌هاشون کجو کوله باشه حتی اگه با ترس و لرز باشه حتی اگه خیلی آروم و کوچیک باشه.

و بیشتر از همه دلم می‌خواد بهشون یادآوری کنم که قرار نیست همیشه قوی باشن و هیچوقت زمین نخورن، فقط نباید همونجا بمونن.

فقط اونقدر غرق زندگی و دویدن برای فردا نشن که چیزایی رو که واقعا دوست دارنو کم‌ کم از خودشون دور کنن و یه روز ببینن حتی گمشون کردن.

می‌خوام هرطور شده یه جایی معنای زندگی خودشون رو پیدا کنن. همون چیزی که روحشون رو آروم می‌کنه و باعث می‌شه برای ادامه دادن یه دلیل داشته باشن.

دلم می‌خواد از تمام تلاش‌ها و استمرارهاشون هم بگم، از چیزایی که شاید هیچوقت به روم نیاوردن ولی من دیدمشون. از وقتایی که خسته بودن اما باز سعی کردن ادامه بدن و شاید حتی نفهمیدن که همون تلاش‌هاشون چقدر از دید من ارزش داشته و ته دلم افتخار کردم بهشون و آرزو می‌کردم آروم بگیرن.

از چیزایی که دوست دارن و من هربار هرجا که ببینمشون ناخودآگاه یادشون میوفتم. از چیزایی که ازشون یادگرفتم و می‌دونم بعضی‌هاشون برای همیشه یه جایی توی وجودم می‌مونن حتی اگه یه روزی خود اون آدم دیگه کنارم نباشه.

از تموم خوبی‌هاشون، از زخم‌هاشون، از وقتایی که برای من شبیه یه ناجی بودن، از روزایی که باعث شدن واقعا آروم بگیرمو بیشتر بخندم و یکم راحت‌تر از سختی‌هام رد بشم. از روزایی که بی‌چونو چرا کنارم موندن حتی وقتی شاید خودشون حال خوبی نداشتن.

خیلی دوست دارم یه روز برای بعضی از آدم‌های زندگیم، فراتر از این چت کردن‌های بی‌روح، بشینم نامه بنویسم، ویس بگیرمو تمام چیزهایی که شاید هیچوقت نتونستم درست و درمون بهشون بگم رو درباره‌شون تعریف کنم.

درنهایت این تویی که باید هر بار از چاله‌های روبه‌روت بزرگتر قدم برداری تا بتونی ازشون رد بشی.

تازه خیلی‌هاشون فقط مربوط به امروز نیستن، کلی ازشون از گذشته تلنبار شدن و هنوزم یه جاهایی با خودت حملشون می‌کنی

جدی بعضی چیزها واقعا خارج از محدوده‌ی تحمل و صبرتن ولی بازم داری به دوش می‌کشیشون و ادامه میدی