مأوے|мανα
Open in Telegram
﴿وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ﴾ ضحى7🫀
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
534
Subscribers
+624 hours
+27 days
+7730 days
Posts Archive
534
/اللهﷻمیفرماید/
﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ﴾
﴿به راستی مؤمنان رستگار شدند؛
آنان که از کارها و سرگرمیهای بیهوده
روی میگردانند.﴾سورة المومنون١٫٣
بزار یه چیزی بهت بگم اگه شب تا صبح،
صبح تا غروب منتظر اینی که ویدیو های اینستاگرام،فیسبوکو... تموم بشه ،تموم نمیشه،
اصلا اینا ساخته شدن که تموم نشن اینا ساخته شدن وقت تو رو تمرکز تو رو ازت بگیرن همینطور داری ویدیو ها رو بالا پایین میکنی یه جای به تو امید و انگیزه میده یه جای حسرت می خوری حالت بد میشه یه جای تورو ناراحت میکنه یه جای تو رو می خندونه یه جای ویدیو نامناسب بهت نشون میده یه جای در رابطه با خدا و دین با تو حرف میزنه،یکی تو رو به آرامش دعوت میکنه و بعدی ذهنت رو به آشوب میکشه. خودتم می مونی بابا نمی دونی بگی من واقعا چیکاره هستم چیکار میکنم، واقعا من کجای زندگی قرار گرفتم،بدترین قسمت ماجرا اینه که خیلی از ما فکر میکنیم که از دنیا عقب نمیمونیم.،
|بیداری،زندگی نزیسته،
اسارتِ ذهن،تنهای پنهان|
•𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂•
در حالی که دقیقاً داریم از زندگی خودمون جا میمونیم.به هر کی میگی انقد خودتو با مجازی مشغول نکن میگه آدم باید بروز باشه اما نمی دونه از زندگیش جا مونده و فقط داره خودشو گول میزنه،ساعتها از زندگیمون رو صرف دیدن زندگی دیگران میکنیم، اما برای ساختن زندگی خودمون وقت نداریم،چند بار شده به دوستو آشنا کتاب پیشنهاد کردم طرف میگه وقت نمیکنم دو صفحه بخونم بعد نگاه میکنی رگباری پست میزاره استوری،شما که وقت نداشتی.میدونیم فلان آدم کجا سفر کرده، چی خریده، چی خورده و چی پوشیده، اما مدتهاست از خودمون بی خبریم.ما یاد گرفتیم هر وقت ناراحت شدیم، گوشی رو برداریم.هر وقت حوصلهمون سر رفت، گوشی رو برداریم.هر وقت کاری سخت شد، گوشی رو برداریم.هر وقت با خودمون روبهرو شدیم، گوشی رو برداریم.و این یعنی کمکم به جای حل کردن مسائل زندگی، فقط ازشون فاصله گرفتیم.اما اینو بدونیم که فرار کردن، درمان نیست.ساکت کردن ذهن، آرامش نیست.مشغول بودن، لزوماً مفید بودن نیست.
و پر بودنِ زمان، به معنی پربار بودنِ زندگی نیست.بنظرت چرا ما یه کارو نمی تونیم تا اخر انجام بدیم؟؟؟یه کتاب نمی تونیم بخونیم، چرا انقد افسرده شدیم؟!چرا تمرکز مون رو ، رو یه کار نمی تونیم بزاریم ، می دونی چرا؟ همش بخاطر این گوشی و فضای مجازیه ،ما رو از دنیای واقعی مون دور کرده ، و حتی خودمونو از خودمون دور کرده ، بزارش کنار درست میشه البته اگه بخوای که بهتر بشه،ذهنمون عادت کرده به اطلاعات فوری، به سرگرمی بیوقفه، به فرار از کارهای مهم. و نتیجه؟ اهمالکاری، بیحوصلگی، و یه حس خستگی دائمی. ولی این یه چرخهی ابدی نیست! همونطور که عادت کردیم، میتونیم عادت رو تغییر بدیم. میتونیم کنترل ذهنمون رو پس بگیریم. یه تایم مشخص برای چک کردن گوشی بذاریم، نوتفیکیشنهای اضافی رو خاموش کنیم، و مهمتر از همه، به خودمون یادآوری کنیم که دنیای واقعی اینجاست، نه پشت یه موبایل و صفحهی نورانی. حالا بیا فقط بخاطر خودت از همین امروز، یه ساعت کمتر توی گوشی وقت بگذرون برو یه جزوه چاپ کن یا کتابی که خیلی وقته دوست داری بخری رو بخر باور کن و ببین چه تغییری توی ذهنت ایجاد میشه.
534
•مرگ حضور،رنجِ بی دلیل، توجهِ ربودهشده،
ذهنِ پراکنده، فراموشیِ خود، اعتیادِ نامرئی، بهای غفلت، فرسودگیِ روح، خلأِ درون،مصرفِ عمر•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
﴿قل إن الموت الذي
تفرون منه فإنه ملاقيكم﴾الجمعه:٨.
تموم این زندگی، راهیه که بیصدا به مرگ
ختم میشه آنقدر در شلوغی روزها گم میشیم که فراموش میکنیم هیچکدوم از ما برای موندن نیومدیم.به فردا امید میبندیم و خیال میکنیم زمان بیانتهاست، درحالیکه دنیا هر لحظه چیزی رو از ما میگیره. این جهان موقتیتر از اونیهست که فکر میکنیم، و ما دیر یا زود، تنها ردّی از خاطراتمون
رو پشت سر خواهیم گذاشت.
вся эта жизнь лишь путь к смерти.иногда мы забываем, что этотмир временный.
•𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
+5
•Изображения книги•🪞
برای همسرت کتاب بخر؛ گلها قشنگن،
اما چند روز بیشتر مهمون خونه نیستن.
اما کتاب، سالها به روح و فکر آدم زیبایی میبخشه. برای همین، کتاب یکی از
ماندگارترین هدیههاست.
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
فجزاه الله خيرًا على هذا الجهدِ المبارك،
ونفع الله بكتابه كما نفع بأصله، وأعانه على إتمامِه
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
There is no god but You; glory be to You. Indeed, I have been
of the wrongdoers.
04:54
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
/اللهﷻمیفرماید/
﴿وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ﴾
«و بگو: عمل کنید، که خدا و پیامبرش
و مؤمنان، عمل شما را خواهند دید.»
در میان بسیاری از مسلمین، جملههایی هست
که بارها و بارها میشنویم:«اسلام دوباره عزت پیدا میکنه» «روزهای آینده به نفع ماست»، جملههایی پر از امید و رویاهای که دل آدم رو گرم میکنه.بیشک، این امیدها ریشه در حقیقت دارن و روزی هم میرسه که واقعاً تغییرات بزرگ رو ببینیم، روزی که آیندهای بهتر نصیب امت اسلام بشه. ولی واقعیت اینه که این آیندهی روشن، مثل میوهای که روی درخت نشسته، خودش نمیافته مگر اینکه دست کسی برسه و اون رو بچینه.هیچ تغییری فقط با حرف زدن یا آرزو کردن اتفاق نمیافته. خوشبینی بدون عمل، امید بدون تلاش، مثل ساختن خانهای با باد است؛ پایهای نداره و زود
فرو میریزه. کسانی که واقعاً آینده رو خواهند ساخت، کسانی هستند که صبح تا شب فکر میکنند، برنامه میریزند، تلاش میکنند و حتی وقتی شکست میخورند دوباره بلندمیشن.
•امتی که میخواد آیندهای متفاوت داشته باشه،
پیش از هر چیز باید از اسارتِ حرفهای
تکراری رها بشه•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
پس اگه دلمون به امید روشنایی خوشه، باید آماده باشیم که پا به پای این امید، کار هم کنیم. نه فقط حرف بزنیم، نه فقط منتظر بمونیم، بلکه هر قدم کوچیکی که میتونیم برداریم، برداریم، چون همین قدمهای کوچک، جمع بشن و میتونند جریانهای بزرگ بسازند.آرزوهای بیعمل، مثل سایهای گذرا هستند؛ زیبا ولی بیفایده. آیندهی واقعی از آن کسانی هست که دست به کار میزنند و از شعار واقعیت میسازند، نه فقط خیال.اگه قراره فردایی متفاوت رقم بخوره، نقطهی آغازش نه در شعارهاست و نه در انتظار معجزه؛ آغازش جاییست که انسان تصمیم میگیره آگاهتر بشه. هیچ امتی، هیچ نسلی و هیچ انسانی بدون دانستن، به ایستادن نمیرسه. دانایی ستون فقرات هر حرکت بزرگ هستش.کتاب، فقط کاغذ و جوهر نیست؛ تجربهی قرنها فکر کردن، زمین خوردن و دوباره بلند شدن انسانهاست. کسی که میخونه، مجبور نیست همهی اشتباهها رو خودش تکرار کنه، اون راههای رفتهشده رو میشناسه، عمق میگیره و نگاهش از سطح عبور میکنه. امت و جامعهای که از کتاب دور باشه ، محکومه همون اشتباهها را بارها و بارها زندگی کنه.طلب علم و مطالعه یعنی نپذیرفتن سطحینگری. یعنی قانع نشدن به شنیدهها. یعنی پرسیدن، جستوجو کردن و ساختن ذهنی که فریب نمیخوره. کسی که اهل مطالعه است، راحت هدایت نمیشود، راحت تسلیم نمیشود و راحت از مسیر خارج نمیشه.پس آینده از آن کسانی نیست که بیشتر امید دارن؛ از آن کسانیه که برای امیدشون هزینه میکنن،اگه قراره عزت دوباره برگرده و تغییری رقم بخوره، راهش از آگاهی میگذره؛ از انسانهایی که میخوانند، میفهمند و بعد از فهمیدن، دست به کار میشن.
534
•إنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ
حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ•
•امیدِ بیعمل،فراموشیِ مطالعه، فرهنگِ شعار،
فقرِ عمل، سلطهٔ جهل و تکرارِ شکست•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂534
هر کس دوست دارد به مقام غرباء برسد،
باید در برابر بیمهری پدر و مادر، همسر،
برادران ونزدیکانش صبر و استقامت کند.
غربتِ اهل حق، از خانه آغاز میشود
کسی به مقام غرباء نمیرسد،
مگر آنکه رنجِ تنهایی را بچشد.
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
•هەرچەندە نزیکتر بیتەوە لە پەروەردگار،
ئەوەندە بێگانەتر دەبیت لە نێوان خەڵکدا•
Чем ближе ты к Господу,
тем больше ты чужд для людей.
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
﴿اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ﴾
«زمان حسابرسی مردم، برای آنان نزدیک شده است؛ در حالی که در غفلت و رویگردانی
به سر می برند»
میدونی دردِ خیلیهامون چیه؟
اینکه فکر میکنیم «بعداً» هست.راستش بیشترِ ما زندهایم،ولی زندگی نمیکنیم.ما فقط از روزها عبور میکنیم…بعداً وقت میکنم، بعداً درست میشم، بعداً حواسمو جمع میکنم، بعداً برمیگردم به خودم…ولی حقیقت اینه که «بعداً» بزرگترین دروغیه که زمان به ما میگه و ما هم سادهدلانه باورش میکنیم.و همین «بعداً»آهستهآهسته عمرمون رو میبلعه.زمان نه دلش میسوزه،نه منتظرِ آمادگیِ تو میمونه.زمان نه دشمنه، نه دوست؛یه حقیقتِ بیرحمه.ما خیلی وقتها فکر میکنیم عمرمون زیاده،در حالی که فقط«روزهای مصرفنشده» زیاد داریم.نه عمرِ واقعی.عمرِ واقعی اون لحظههاییان که حواست جمع بوده.که میفهمیدی چی داری از دست میدی،چی داری به دست میاری،و اصلاً چرا زندهای.اون ساعتی که با یاد خدا گذشت،با فکر، با حضور، با آگاهی اون عمره.بقیهش؟حتی اگه پنجاه سال طول بکشه،فقط یه غفلتِ کشداره.پس اگه یه روز حس کردی دلت سنگینه،بیدلیل خستهای،پوچی و نمیدونی چرا هیچی حالت رو خوب نمیکنه…شاید مشکل این نیست که کم داری؛مشکل اینه که وقتت داره هدر میره و تو داری نگاه میکنی.
ارزشِ لحظهها، حقیقتِ عمر؛ و بیداریِ انسانی که «اکنون» را تنها داراییِ خودش میدونه.
•𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂•
امام امت، ابن قیم الجوزیه توی کتاب الداء والدواء یه جملهای میگه که اگه آدم واقعاً بفهمتش، دیگه مثل قبل زندگی نمیکنه.میفرماید:کسی که حقیقتِ زندگی رو فهمیده، هر لحظه رو آخرین فرصتِ رشدِ خودش میبینه.یعنی چی؟ یعنی آدمِ بیدار، آدمِ فهمیده، با «الانش» زندگی میکنه.نه توی حسرتِ دیروز گیر میکنه، نه با خیالِ فردا خودش رو گول میزنه.در ادامه میفرماید،اگه زمانت رو خراب کنی، دیگه فقط وقتت از دست نرفته؛ همهی خیرِ زندگیت رو نابود کردی.چرا؟ چون هر خیری، هر رشدی، هر نجاتی، فقط و فقط توی «زمان» اتفاق میافته.زمان مثل یه بذر میمونه؛اگه امروز نکاشتی، فردا هیچ محصولی در کار نیست.و بدتر از همه اینه که زمانِ از دسترفته…دیگه هیچوقت، هیچجا، برنمیگرده.امام شافعی یه جمله داره میفرماید:زمان مثل شمشیره… یا تو میبُریش، یا اون تو رو میبُره. یعنی یا حواست هست که وقتت کجا داره خرج میشه،یا یهو یه روز چشم باز میکنی میبینی عمرت تموم شده و تو هنوز «شروع» هم نکردی…واقعیت اینه که زمانِ تو، همون عمرِ واقعی توئه.نه شناسنامه، نه عدد، نه تولد،اون دقایقی که نفهمیدی کی گذشتن، اون ساعتهایی که فقط خوردی، خوابیدی، اکسپلورر اینستاگرام بودی، حرص خوردی، غرق شدی توی بیحسی…اونا عمر نبودن؛ فقط «زندهبودنِ بیروح» بودن. زمان، خیلی تندتر از ابر رد میشه… من و تو فکر میکنیم هنوز وقت هست،ولی زمان اصلاً منتظر فکرِ من و تو نمیمونه.
حالا این وسط یه فرقِ خیلی مهم وجود داره: اون بخشی از زمان که برای خداست، با یاد خداست، با حضور قلبه، با آگاهیه، با فهمیدنه… اون، زندگیِ واقعیه. بقیهش؟هرچقدر هم طولانی باشه، هرچقدر هم شلوغ و پرهیجان به نظر بیاد، از جنسِ عمر حساب نمیشه. آدمی که بهترین روزهاشو با غفلت میسوزونه،با آرزوهای پوچ دلخوشه، با «هیچی» خودش رو سرگرم کرده، و عمرش بین خواب، بیکاری، حواسپرتی و فرار از فکر تقسیم شده…راستش رو بخوای مرگ برای همچین آدمی، از این زندگی بیمعناتر نیست؛گاهی حتی شرافتمندانهتره. دقیقاً مثل نماز… از نمازت چی میمونه؟ همونقدر که حواست توش بوده. نه بیشتر.از عمرت چی میمونه؟ دقیقاً همونقدر که با خدا بودی. همون لحظههایی که «حاضر» بودی، نه فقط نفس میکشیدی.پس اگه یه روز حس کردی خستهای، پوچی، تهیای… شاید مشکل این نیست که وقت نداری؛ مشکل اینه که وقتت داره تو رو میبُره به حرف امام شافعی برگرد که فرمود زمان شمشیره.یا تو دستت میگیریش و راه باز میکنی، یا یهو میبینی عمرت تیکهتیکه شده و هنوز منتظرِ «یه روزِ بهتر» بودی. آروم بخون…آروم فکر کن…نه به فردا، نه به دیروز؛به الان،الان تنها چیزیه که داری. وقتت داره هدر میره و تو داری نگاه میکنی.
