en
Feedback
'نوشته های لیلا؛ نخوانده های مجنون'

'نوشته های لیلا؛ نخوانده های مجنون'

Open in Telegram

🪽روایت های مهجورِ ثامن یارِ در قفس مانده ی او'

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
3 450
Subscribers
+9024 hours
+1857 days
+77830 days
Posts Archive
Repost from N/a
اگر عشق دلتنگی باشد. صادقانه خواهان این دلتنگی هستم..

Repost from N/a
اگر عشق، مهدیِ فاطمه(عج) باشد .. من، تمامِ دلتنگی‌هایم را به امیدِ ظهورش تاب می‌آورم .

Repost from N/a
اگر عشق، ریاضی باشه؛ من یک مسئله حل نشده ی انیشتینم که باید حل بشه ولی راهی نداره…

Repost from N/a
-اگر عشق انتظار باشد، من تا آمدنت، کنارِ پنجره می‌نشینم.

شما بگید؟! -اگر عشق ... باشد من...-

اگر عشق، خانه باشد من یک بیابان‌گردم؛ صاحبِ خانه ای در آسمان ها!

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسی🍃
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسی🍃

دوستان اگه تلگرامتون به روزرسانی شده باشه این پایین دایرکت فعاله و میتونین راحت پیام بدین. بقیه هم دایرکت میدن
دوستان اگه تلگرامتون به روزرسانی شده باشه این پایین دایرکت فعاله و میتونین راحت پیام بدین. بقیه هم دایرکت میدن

امسال هم بین سینه زنا بود...💔
امسال هم بین سینه زنا بود...💔

وقتی تموم زندگیت آرمان‌هات باشن؛ حتی وقتی نباشی اسمت هم جهاد میکنه! بیشتر از یکسال از روزی که گفتی اگه جنگ با اسرائیل زمینی ب
+1
وقتی تموم زندگیت آرمان‌هات باشن؛ حتی وقتی نباشی اسمت هم جهاد میکنه! بیشتر از یکسال از روزی که گفتی اگه جنگ با اسرائیل زمینی بشه حتما میری و از هر کاری برای مبارزه با اسرائیل از دستت بربیاد انجام میدی گذشته؛ و حالا چشم روشنی برای ما این عکس رو فرستادند. این موشک به نیابت از تو به قلب تجهیزات دشمن فرود اومد و اونهارو درهم پاشید. تا دشمن بفهمه نه تنها از جوون های ما بلکه از اسمشون هم باید بترسه! این روزها مملو از غبطه ام... از اینکه در کنارت بودم ولی لایق مقامت نه. از اینکه قدِ روحم کوتاه بود و نشد که به جایگاهت برسم. سرشارم از غبطه ام؛ حتی به اسمت به اسمی که مثل خودت عاقبت به خیر شد!

زهرا هنوز نرفته قم ولی سلام من به عزیزِ دل امام رضا رسید! به رسم هرباری که مشرف میشدیم خدمتتون؛ الا ای دخترِ موسی که عیسی زنده میداری دخیلم، گوشه چشمی بنده ی از خاک کمتر را'

دیشب تو گلستان شهدا داشتم با گریه به زهرا میگفتم رسیدی قم رفتی حرم سلام منو به خانم برسون. من خیلی دلم براشون تنگ شده.. بهشون بگو من بعد از ابوالفضل پام نمیکشه بیام جاده ی اصفهان_قم. ولی من دلم خیلی واسه آغوش شما تنگ شده خانم جان💔

سلام عزیزم خوبی؟ حرم حضرت معصومه جان به یادتم💓

اربعین پارسال توی کربلا همسر شهید امیرحسین براتی داشت با گلاب و زعفران و تربت؛ سربند ذکر اهل بیت و شهادتین برای خودش می‌نوشت. بهش گفتم برای منم بنویس. شهادتین رو نوشت. سلام به سیدالشهدا و اسامی مبارک پنج تن رو نوشت. و در نهایت پرسید چه ذکری برات بنویسم؟ گفتم نمیدونم ، هرچی دلت میگه. نوشت یا علی بن موسی الرضا علیه السلام! بعد از شهادت ابوالفضلم روز قبل از خاکسپاری؛ با دستایی که یخ زده بود و میلرزید داشتم تربت و تبرکات رو توی کفنِ عزیزِ جانم میذاشتم. به خاطر زخمای شدید سر و صورت. نشد سربند به سرش ببندم. سربند ذکر رو گذاشتم روی پیشونی پر از زخم و خونش و در حالی که چشمام از اشک تار میدید، نگاهم افتاد به ذکر شریف یا رضا و یادم افتاد ابوالفضل ساعت ۸ شب؛ سه راهِ امام رضا به شهادت رسید...

ـ جمعه علیرضا بهم زنگ زد. جواب ندادم. شنبه صبح مدرسه‌ها تعطیل بود اما ما باید می‌رفتیم. تا بعدظهر درگیر بودم. از هیچ‌جا خبر نداشتم. وقتی رسیدم خانه، از خستگی بیهوش شدم. دوباره علیرضا زنگ زد. از خواب پریدم. جواب دادم. غم توی صدایش را احساس کردم. سلام و احوال‌پرسی کردیم. از اوضاع اصفهان پرسید. وقتی دیدم بی‌خبرم، نرم و آهسته بهم گفت ابوالفضل شهید شده. میخ‌کوب نشستم. شوکه شدم. رفیق و هم‌رازش بودم. باورم نمی‌شد. لحظه لحظه‌هایی که می‌نشستیم و شعرهایش را برایم می‌خواند از ذهنم گذشت. بغض خفه‌ام کرد. زنگ زدم امید. بهش گفتم. بهم گفت از امام رضا شهادتش را گرفت. بهم گفت آخرین شعری که برایش فرستاده بوی شهادت می‌داد. زنگ زدم به علی‌اکبر. فقط یک جمله گفت: «باورم نمی‌شه». فردایش عکس‌ دسته‌جمعی که کنار فرات گرفته بودیم و ابوالفضل هم تویش بود برایم فرستاد. روز تشیع شهدا نزدیک پل بزرگمهر روی جدول کنار خیابان نشستم. خیره شدم به عکسش. قطره اشکی از گوشه‌ی چشم‌م چکید. بهش غبطه خوردم. یاد آخرین گفتگویی که باهم داشتیم افتادم. باز شکستم. قطره‌های اشکم شُره کرد. یک‌جایی از قلبم زخمی شده. زخمی که کهنه نمی‌شود و با هر بار دیدن عکسش زخم باز می‌کند. ابوالفضل هشت ماه بود ازدواج کرده بود. با تابوتش رفت قم زیارت حضرت معصومه (س). روز چهارشنبه دفن شد. توی مراسمش روضه‌ی ریان بن شبیب خواندن. فردای خاک‌سپاریش سال‌روز شهادت امام موسی کاظم (ع) بود. امید راست می‌گفت. امام رضا خریدش. 📍مستند ابوالفضل را از لینک زیر می‌توانید ببینید: 📎 اولین نرگس پاییزی. https://telewebion.com/episode/0x16b77b93

عبدالزهرا... 0:29
عبدالزهرا... 0:29

نماهنگ آه یوماه 320.mp34.07 MB

'بسم‌تعالی' ~ گاهی‌سهم ما از جهاد نه در میدان‌ نبرد ، بلکه در زنده نگه‌داشتن روایت کساییه‌ که برای این سرزمین از همه‌چیزشون‌ گذشتند .. ~ قصد‌ داریم قدم‌کوچیکی در‌مسیر‌ روایتِ‌ شهدا برداریم و پک‌های‌ فرهنگی آماده کنیم 🌼 ~ ان‌شاءالله برکت‌ش‌ رو ببینیم ✨ ~ اگر دوست دارید در این قدم خیر کنارمون باشید ، یک 'یاعلی' بگید ان‌شاءالله که کار روزی زمین نمیمونه🌻 6280231530974467 📌 محمود مسعودیان - مارو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید -