ㅤLights Are On
Open in Telegram
ㅤㅤHere, A Slice Of Apple Pie. 🍎 How Was Its taste? @ButwhoKnowsBot
Show moreIran141 259The category is not specified
311
Subscribers
No data24 hours
+97 days
+2730 days
Posts Archive
درود بر شما آدری خانوم☝🏻
اول باید بگم که بابت تاخیر عذرمیخوام...
و دوم بگم که باورم نمیشه که نوآ آتیت گرفتیم این مینی شات قلبمو روشن کرد کلی لبخند زدم بهششش :))))))پدر ساپورتیوی که توهستی پووین تانگ(ناراویت).و البته فورث.وای کویین😭😭😭😭کاشکی.جمینای.فورث رو به عنوان مهمان داستانمون بیشتر زیارت کنیم💔
خب بریم سر داستان اصلی که بازم کلی لطف کردی و یه پارت خیلی طولانی و ناز برامون نوشتی(به آسمان پناه میبرم که پارت ۷ از دماغمون در نیاد)
خب حس میکنم پووین صبح که بیدار شد تصمیم گرفت تا جایی که میتونه دلخوریهاش رو دور بریزه و روزمرگیهای زندگی عادیشو دوباره تعجب کنه.یعنی ما اینجا پووینی رو داریم که دوباره کوتاه اومده و داره همچنان برای این زندگی تلاش میکنه و پوندی رو داریم که خداروشکر این پارت گند نزد و حرصم نداد.مطمئنم وقتی دید پووین داره عادی برخورد میکنه بدجور توی باسنش عروسی بود :) اینکه همچنان بدون اینکه حرف از گذشته بزنن و از لب از دلخوری ها باز کنن داره زندگی عادیای رو با همسرش و بچههاش میگذرونه.
به عنوان یه ریدر واقعا از قسمت های اول سریال و پووینی که تا دم در پوند رو همراهی کرد قلبم پروانهای شد. هردوتاشون بدجور خواهان زندگی عادی و عاشقانهشونن.
ورود خانم مریلا عجب سوپرایز بزرگی بود! کسی که پووین رو توی کودکی با نقاشی آشنا کرده و عملا بزرگش کرده😭😭😭چقدر خوبه که همچین شخصی توی زندگیش بوده و هنوزم کنارشه و اونو همراه با خودش توی خونهاش با پوند آورده و خاله مریلا مثل اینکه با پوند هم صمیمی و دوست بنظر میرسد :(
من حس میکنم راجعبه رابطه پوند پووین به یه گیجیای رسیدم. پووین به دلایل سکوتها،بعضی رفتارهای افراطی و همینطور اینکه پوند گاهی نمیدونه پووین دقیقا به چی نیاز داره،ترجیح داده دور باشن از هم و رابطهاشون به اینجا کشیده.اینا دلایلیان که به پوند مربوطن. ولی وقتی به ریلا گفت "من خسته ام" بعید میدونم این به خسته بودن از پوند برگرده چون واقعا عاشقشه.نمیدونم شاید به افسردگیای که داره یا شاید خسته از توضیح دادن دلخوریهاش به پونده. ولی خب در این مرحله که هم میخوان برای هم تلاش کنن و وضعیت رو درست کنن دیگه دوری جواب نیست.یعنی تا کِی فرار کردن از صحبت؟ حس نمیکنم اون دوری مد نظرشون بتونه درستکنندهی این داستان باشه.البته شاید هم بتونه به پوند یه چیزایی رو یادآوری کنه! که ببین.یچیزی اینجا متفاوته.شاید اگه پووین به زندگی توی همین خونه ادامه میداد پوند هیچوقت قرار نبود برگرده به مشکلاتشون فکر کنه و با همون فرمون ایگنور کردن مشکلات و دلخوریها ادامه میداد.( البته پوند هنوز هم فکر نمیکنم علاقهای به صحبت کردن داشته باشه :)
یعنی میدونی درکل دچار یه تناقض قشنگ و شاید عجیبی بین رفتارای این دو شدم رسما الان هم حفرههای رابطهاش پوند یکی از مشکلات پووینه،هم بغل کردن پوند راه فرارش از مشکلاته.
چقدر این تصویر که دوقلوها نور زندگی پووینن قشنگ حس میشه... واقعا زندگی کردن بدون دوقلوها و توی تک و تنهایی برای پووین باید خیلی کشنده و سنگین باشه.چطور تحمل میکردی مرد. هم خودت قوی هستی و هم بچههات :)
راجع به بخش بعدی اول بگم که با ورود سانتا جیغغغ زدم. این diva ی لعنتی رو برداشتی گذاشتی وسط داستان چقدر حال کردم با رفتارش با است ایول سانتا من تو تیم توام.🖐
عاشق عشق افلاطونی است شدم مرد میتونی اصلا یه جمله بدون لاس بگی؟🤣🤣🤣اصلا این بشر با زمین و زمان لاس میزنه وای.
خیلی بیشرمی است :)هم با منشی پوند این سو و آن سو میجهه هم میره ژنو مخ ویلیامو بزنه و لطفا نگو که بخاطر یه پسر بامزه بیسکوئیتی رفته سهام یه هتل تو ژنو خریده؟😦
پوند چه فخری میفروشه وقتی گفت همسرم خونه منتظرمه قشنگ داشت عشق میکرد :)آقای ناراویت نظرتون چیه کاری کنید کمکم همسرتون برای همیشه خونه منتظرتون باشه نه فقط بخاطر اینکه مادرش مهمونتونه🗣
پس استودیوی پووین تبدیل به کتابخونه شده.یعنی چه دوران سختی رو میگذرونده که تصمیم گرفتن هیچ اثری از استودیوی پر از نقش و طرح پووین نمونه.
هووف راجع به قسمت حضور سنگین و طوفانی وایولت...عمیقا قلبم برای پووین به درد اومد.وایولت خودش یه ازدواج قراردادی داشت و با شوهرش هیچوقت خوشبخت نبود و بخاطر همین دست به خیانت میزد! علاوه بر افکتی که این موضوع رو بچهاش داشته و هزارتا چیز دیگه.چطور میتونسته به بچهاش هم همون سبک زندگی رو تحمیل کنه؟ 💆🏻♀️
چی میخواست واقعا از همسر پسرش؟ پول و شهرت حتی بیشتر از این؟☠️
چقدر این دونفر اوایل رابطه باید سختی تحمل کرده باشن از طرف این خانوادههای گرامیشون. حتی به خودش زحمت نداد اشکای که باعث شد پسرش بریزه رو پاک کنه.واقعا مطمئنی پسرتو میشناسی و خوبشو میخوای؟فکر میکنم خاله مریلا خیلی بیشتر دین مادری به گردن این بچه داره.راستی نظر وایولت راجع به ایشون چیه؟
توهم جای من بودی تو دما ۵۰ درجه برقتونو قطع میکردن و درحال بخار شدن بودی مغزت ناخوداگاه اینو تایپ میکرد
دارم کسشهر مبگم ولمک-😭
