" همون قرمزی موی دیوانه"
Open in Telegram
"Women, life, freedom" for ever🦁✌🏻🕊 ناشناس: @Redvezvezibot پرایوت: https://t.me/+Uyqm1EPs2jVhYzA8 چنل جواب های چالش : https://t.me/javabdonighermez
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 113
Subscribers
+324 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
"از سخن نگفتن درمورد درد ها ، احساسات و زخم ها ؛
نویسنده ، شاعر و نوازنده زاده میشود .
درد هایی که هیچگاه بیان نشدند ، سروده شدند ، نوشته شدند ، نقاشی شدند و نواخته شدند ..."
خوشا به حال آنان که در ایران مادر نشدند،
پدر نشدند ،
عاشق نشدند . عاشق نشدند ، عاشق نشدند ...
جاوید نام متین قربانی🕊
+3
طرح تو ، طرح یک قالی ایرانی چشم هایت دو گنجشک دمشقی که بین دو دیوار پرواز میکنند .
لازمه یکی حواسش بهت باشه مخصوصا وقتایی که خودت دیگه حواست به خودت نیست.
رژ لب صورتی، پاپیون، لاک قرمز، دوربین ، بوی وانیل، اسکرانچی، دفتر خاطرات قفلدار، گلهای بابونه، ریسههای اتاق، لباس گلگلی، آینه جیبی، بستنی توتفرنگی، پلیلیست لانا دل ری، قلبهای کوچیک روی دفتر، دامن چیندار، گوشوارههای مرواریدی، نور طلایی ساعت شش عصر، پیام «رسیدی خونه؟»، عطر نارگیل، ناخنهای براق، کتاب عاشقانه، موهای بافته شده ، پروانهها، آسمون صورتی و بنفش، بستنی آبشده روی دستها، گلهای خشک لای کتاب، آهنگهایی که هزار بار پلی شدن، سلفی جلوی آینه، دستبندهای مهرهای، شبهای پشتبوم، شمع معطر، نامههای نوشتهنشده، ستارههای دنبالهدار، فیلمهای رومنس دهه ۲۰۰۰، پیکنیک با دوستهای صمیمی، اشک بعد از دیدن یک فیلم قشنگ، گیرههای پروانهای مو، تابستانِ هجدهسالگی، رؤیاهای قبل از خواب، «شاید اونم منو دوست داشته باشه»، شهریوری که بوی خداحافظی میده.
از آنها بود که به جزئیات اهمیت میداد، از آنها که وقت راه رفتن حواسش بود حتی مورچهها را لگد نکند، از آنها که با ماه و ستاره حرف میزد و عاشقِ شعر بود.
