بَعدِ سکوت؛
Open in Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
553
Subscribers
-324 hours
-187 days
+4430 days
Posts Archive
553
خیره میشوم؛ اما نمیبینم. قدم برمیدارم؛ اما در جایی حضور ندارم. حرف میزنم؛ اما صدای خود را نمیشنوم. چیزی در من خالی است؛ حجم عظیمی از نبودن؛ یک تکه عدم متحرک که وجود داشتن را در ماورای مرگ خویش جستجو میکند.
553
زندگی را آنقدر خوب میشناسم که بدانم هر چقدر هم که بخواهی، نمیتوانی روی ماندن و ثبات چیزها حساب کنی. نمیتوانی جلوی مُردن انسانها را بگیری. نمیتوانی جلوی رفتن آنها را بگیری. میتوانی جلوی رفتن خودت را هم بگیری.
جایی که عاشق بودیم - جنیفر نیون
