سکوتِ سیناپس 𐙚
Open in Telegram
212
Subscribers
-124 hours
+117 days
+2530 days
Posts Archive
من روبه ترامپ :
گفتم حداقل اگه بزنی میگم تولد رو تبریک اما تو دادی توافق رو ترجیح
منم فقط لعن و نفرین
شب، گریه و زاری
( امیدوارم لیتو منو ببخشه بابت تغییرات جزئی که توی آهنگش ایجاد کردم 🙏🏻🌹)
تمام زندگیام یک چیز میخواستم : بیهوده زندگی نکنم.
مرگ فروشنده دوره گرد؛ آرتور آشر میلر
با اینکه برنامه خوبی هست ولی همیشه این پیامش روی مخم بوده مخصوصا امروز که برنامه امتحانی رو دیدم.
( الان باید بابت دیدن برنامه شکرگذاری کنم؟!)
جمعه دو قسمت دارد: صبح تا ظهرش زنده و پر جنب و جوش است .مثل پدر، پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب، سنگین و دلگیر میشود، پر از دلهرههای پراکنده و غصّههای بیدلیل و یکجور احساس گناه و…
گلی ترقی
اشکهایش را پاک کرد و گفت:
«این اشکها را میبینی؟ اینها همه نتیجهی آن روزهایی است که همهچیز سخت بود، اما من دم نزدم و ادامه دادم.»
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم ؛ امید های رفته پی روز های رفته را .
هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم ؛ از فردای خود امید.
بهرام بیضایی
عجله… همیشه عجله!!
کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه ی زندگی همیشه زندگی ام را کشته ام….
روزگار سپری شده مردم سالخورده/ دولت آبادی
شب، درمانگر عجیبیست؛ حرف نمیزند،
گوش نمیدهد، فقط تو را با خودت تنها میگذارد.
تارا براک
