en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

[نارنگی شیشم]

[نارنگی شیشم]

Open in Telegram

اینجا یه درخت نارنگی زندگی میکنه. ⭐️ @Do_you_drink_tea_bot :ناشناس

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
335
Subscribers
+124 hours
No data7 days
-1530 days
Posts Archive
بعد از دست دینا عصبی شد

photo content

وای جامپ زدمممم😭😭😭😭😭

وای شت شت شتتتتتتت

شتتتتتتتتتتتت

شتتتتتتتت مامان دینا لزبین بودددددد

برای اون لاک مشکی و قهوه ایی میخوام

خیلی قهوه ایی و سیاهه

غروب های پاییز مخصوصا

دوتاشو من میبینم

نمیدونم دنیارو چطوری میبینید ولی پاییز برام اصلا نارانجی و قرمز نیست بیشتر قهوه ای و سیاه رنگه

بعد از اینکه لاکم خشک شد میزنم

چشمممم

این پیام برای اینکه بجای اینهمه گوشی برداشتن پاشی همین الان ۵ تا شنا بزنی☝️🏻(اگه برات خیلی سخت نیست ۱۰ تا بزن)

دارم لاک نارنجی میزنم که به استقبال پاییز برم.

حالا همین امروز رعایت نکردمممم

🤣🤣🤣🤣

تا ۴ ساال دیگه ۳ کیلو اضاف میکنی خوبه

Repost from ·Alaska, Alaska·
از این اصطلاح و ترند nonchalant بودن خوشم نمیاد؛ بی‌تفاوت، بی‌علاقه، بی‌اعتنا. می‌فهمم چرا آدم‌ها ممکنه بخوان این‌طوری باشن. احتمالا خودم هم یه دوره‌ای همین شکلی بودم، ولی نمی‌تونم بی‌اهمیت بودن رو به عنوان یه سبک زندگی انتخاب کنم فقط به خاطر این‌که خودم رو در برابر آسیب حفظ کنم. این‌که بتونی چیزی رو احساس کنی، بدون این‌که اجازه بدی احساساتت کنترلت کنن، چیز خوبیه؛ ولی این‌که اصلا نذاری اون احساس شکل بگیره، یه چیز دیگه‌ست. متاسفانه حتی یک اینچ از وجودم هم nonchalant نیست. انگار مجبورم به همه‌چیز توجه نشون بدم و نمی‌تونم بی‌تفاوت باشم؛ دوست داشتن رو در بزرگ‌ترین شکل ممکن حس می‌کنم، می‌ذارم ناراحتی برای مدتی توی وجودم بمونه، ناامیدی رو در کنار امید قبول می‌کنم، باید بلند بخندم و نمی‌تونم جلوی گریه رو بگیرم. نمی‌تونم وانمود کنم که چیزها اهمیت ندارن. نمی‌تونم برای هر حسی که دارم یه نسخه‌ی قابل‌قبول و بی‌خطر پیدا کنم. ترجیح می‌دم این‌طور باشه تا این‌که انقدر از خودم محافظت کنم که در نهایت چیزی برای محافظت کردن ازش باقی نمونه. شاید این شکلی همه چیز در زندگیم خیلی زیادی از حد بشه؛ زیادی وجود داشته باشم، تحمل کردنم هم زیادی سخت باشه. ولی دوست ندارم برای ثابت کردن قوی بودنم، وانمود کنم چیزی رو احساس نمی‌کنم. این‌که اگر چیزی برام مهم بود، بتونم خیلی ساده بگم: «آره، مهم بود. دوستش داشتم. دلم می‌خواست بمونه. ناراحتم کرد که نموند. و حالا، با وجود همه‌ی این‌ها، دارم ادامه می‌دم.» اصلا انسان بودن رو چطور می‌شه کنار بی‌تفاوتی گذاشت؟

دم بازدم*