en
Feedback
𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏

𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏

Open in Telegram

https://telegram.me/App_nashenasBot?start=sc-6vqPZBxSj1

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
237
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-430 days
Posts Archive
نبودنش سخت است اما بودنش هم دیگر به من احساس خوشبختی نمی‌دهد.

آره آقای چاووشی؛ منم نمیخواستم بره این کلافم کرده:)

چند ساله ندیده بودمت تو چقدر بزرگ من چقدر پیر شدم🫠

حرفات، توجیه‌هات، بهونه‌هات همه‌رو قبول کردم و پذیرفتم و ساکت شدم. نه چون قانع کننده بود، نه چون به حرفات باور داشتم، فقط برای اینکه بفهمی دقیقا همین‌جایی که دیگه بابت کارات باهات بحث نمیکنم همینجا نقطه‌‌ایه که تموم شدی‌.

معده عزیزم تو دخالت نکن خودم درستش میکنم فداتشم

نمیدونم شاید امشبم بشینم برای تمام چیزهایی که حقم نبود ولی تجربه کردم گریه کنم.

زندگی‌ست دیگر، تکه تکه‌ات می‌کند و در انتها میان تکه‌هایت نوری از امید می‌تاباند.

‏این داستان از چشم افتادنه آدم‌ها هم واقعا ترسناکه، چیکار کردی با اون همه علاقه‌ای که بهت داشتم احمق؟

گریه نمیکرد ولی تمام روز می‌خوابید .

وای اگر جای دگر دلبری آغاز کند…

و در آخر خودم را انتخاب کردم و داستان برای همیشه به پایان رسید.

من دوست نداشتم ؟! من واسه تو، توو شلوغی خیابون گریه کردم.

چیزی به من بگو که فراتر از حرف باشد و جانم را لمس کند، چیزی بگو مثلا بگو کنارت هستم.

خدا باید موقع آفریدن من روم مینوشت: «درجای خنک وبه‌دور از نورخورشید نگهداری شود».

من تظاهر کردم که درد نداره. اما دردش تمام استخوان‌های سینم‌رو شکست.

امیدوارم روزی که نجات پیدا میکنیم زندگی،چیزهای موردعلاقمون رو ازمون نگرفته باشه!

یادت باشه هنوز به فکرتم نکردم اون دورا ولت…

و در انتهای نامه برایش نوشتم: من هیچگاه نمیتوانم با تقدیر و قسمتی که تو را به من نرساند کنار بیایم:)

یعنی انقدر از خودتون متنفرید که وقتی باهاتون مثل خودتون رفتار میکنیم ناراحت میشید؟

تبریک میگم عزیزم؛ از چشم آدمی اوفتادی که هیچکس جز تورو نمیدید:)