آوایجنگلتاریک𓍊
Open in Telegram
قلمم قصه مینویسد روحم در جهانهای دیگر پرسه میزند𓂃𓈒☘️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
249
Subscribers
-124 hours
+137 days
+1330 days
Posts Archive
Repost from ִֶָ ࣪˖ ݁ دنیای مخفی کالسیفر 𓏲 ๋࣭
یادمه وقتی پاییز میشد و صبحها بارون میزد، با ماگ قهوه و صبح سرد و لباس آستین بلند، بارون رو نگاه میکردم >>>>☁️🪄🧦
Repost from ִֶָ ࣪˖ ݁ دنیای مخفی کالسیفر 𓏲 ๋࣭
پاییز، بارون، هری پاتر، پختن کوکی، هات چاکلت، موزیک های لانا و Novo، فیلمهای شرلوک هلمز، انجمن شاعران مرده، جورابهای مخملی، بوی کتاب های نو.🤎🤎☕️🥠🔥☕️
🕰🕯๑📜🤎 𓆰⋆ ִֶָ ִ..𓏲
برای این فصل، عجلهای ندارم. میخواهم پاییز را آرام زندگی کنم، میان برگهای طلایی قدم بزنم، به کافهای گرم پناه ببرم، کتابی را ورق بزنم و فنجانی چای کنار پنجره داشته باشم. بگذارم بوی دارچین و شیرینی تازه، نور کمرنگ عصر و صدای خشخش برگها، روزها را آرامتر کنند.
شاید زندگی همیشه به اتفاق بزرگی برای زیبا بودن احتیاج ندارد. گاهی همین لحظههای ساده کافیاند تا دلمان کمی بیشتر برای ماندن بخواهد🧋𓋼🪵
پاییز را نمیشود دوید،
باید نشست و زندگیاش کرد ִֶָʾ 𓂃🍂
☕️🍁🍪𓍊🧺 ּ ֗ ִ ּּ ֗ ִ ּּ ֗ ִ ּ༄
Repost from ָ࣪ ˖⋆𓏲࣪ دنیـای جادویـے ادوࢪا
🌟🎞️یه افسانه هست که میگه پاییز یه دختر بوده که معشوقهش ترکش کرده. برای اینکه کسی نفهمه دلش گرفته، شروع کرده به پوشیدن لباسهای رنگی؛ قرمز و نارنجی و زرد. انگار میخواسته غمش رو پشت رنگها قایم کنه اما آسمون نتونست رازدار بمونه پس هر بار که دل دختر میگرفت، ابری میشد و بارون میگرفت ...🍂🌟🧸🌟🧸
