Blue tears ;)
Open in Telegram
به دنیای سایه خوش اومدین:)
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
256
Subscribers
-224 hours
-27 days
-3730 days
Posts Archive
او نمیگفت خستهاست
فقط گاهی به دیوار تکیه میداد و به نقطه ای زل میزد
در جمع های شلوغ ساکت و آرام گوشه ای دنج مینشست و با کسی صحبت نمیکرد
در خانهاش چراغی روشن نمیکرد
فنجان چاییاش سرد میشد و دگر اهمیتی نداشت
در قلب خود درد داشت اما اهمیتی نداشت
در ذهن خود انبوهی فکر داشت انا حال تفور در آنها را نداشت
او دگر حوصله هیچ چیز و هیچکس را نداشت:)
