Ego'
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
452
Subscribers
-324 hours
-87 days
-3830 days
Posts Archive
452
و تیکه هایی از من در اتفاقاتی در گذشته جا مانده است؛ در نگاه افرادی که دیگر به من نگاه نمیکنند و در کوچه های تنگ و تاریکی که دیگر از آنها گذر نمیکنم، در خانه ای که دیگر با خانواده ام در آن زندگی نمیکنم و در کنار مغازه هایی که دیگر با دوستانم به آنجا نمیروم...و این تیکه ها هیچگاه دیگر به من برنمیگردند
452
..آدم پر میشود؛ جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. اما افسوس که این پر بودن، شبیه به ظرفیست لبریز از سربِ مذاب؛ سنگین، داغ و کشنده. آن لذت، دیری نپایید؛ درست مثلِ برفِ اردبیل که تا میخواست به زمینی بنشیند و سپیدیاش را به رخ بکشد، زیرِ چکمههایِ سنگینِ زندگی لکدار میشد.
سمفونی مردگان، عباس معروفی
452
«آیا کسی میتوانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکند؟ آدم پر میشود؛ جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند.»
سمفونی مردگان، عباس معروفی
452
آدم ضعیفی نبود، اما دیگر حوصلهای برای سختیها نداشت. میل عجیبی به گریز وجودش را گرفته بود، این که نبیند، نداند و برای همیشه برود.
سمفونی مردگان، عباس معروفی
452
به هر چیز در جهان پناه بیاوری در امان خواهی ماند اما کافی است انسانها بفهمند که بیپناهی.
صادق هدایت
