en
Feedback
رَهْـــــــوا 🫐.

رَهْـــــــوا 🫐.

Open in Telegram

مجبورین که از عکسا خوشتون بیاد ، باتشکر 🫂 دزدی از عکسا ؟! راضی نیستم . ناشناس و پرایوت پین چنله 🗣✨️

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
573
Subscribers
+3124 hours
+437 days
+4130 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+89
in 33 channels
August '26
+270
in 54 channels
Get PRO
July '26
+420
in 41 channels
Get PRO
June '26
+195
in 26 channels
Get PRO
May '260
in 3 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+44
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 6 channels
Get PRO
January '26
+69
in 5 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
19 September+8
18 September+35
17 September+3
16 September+3
15 September+1
14 September+8
13 September+6
12 September+2
11 September+3
10 September+1
09 September+1
08 September+2
07 September0
06 September0
05 September+1
04 September+2
03 September+3
02 September+7
01 September+3
Channel Posts
Repost from BlueLit
این پیامو فور کنید تا منم یه پست ازتون فور کنم و به چنلای قشنگتون نمره بدم
اگه دوست داشتی اینجارو داشته باش

2
سین هم که باگه چه عالی 🥰✨
55
3
ولی فعلا تمام ✅
56
4
اگه کسی جا مونده بگه
56
5
ولی فعلا تمام ✅
1
6
دوستان نزدیک 30تا پرایوت شیر خورده پست و این یعنی بعضی از شما عزیزان چنلتون پرایوته و بخاطر همین من نمیتونم ببینم چنلتون رو 🫶🏻💔
71
7
او هرگز متعلق به من نبود، فقط خیال مورد علاقه ام بود. -فرانتس کافکا.
69
8
نقاشیاش خیلی خوشگلنننن ☝️🏻✨
69
9
_پاستل روغنی 𖧷 @artist_qzl+1
_پاستل روغنی 𖧷 @artist_qzl
70
10
+2
No text...
64
11
+1
No text...
60
12
🌓🍏
🌓🍏
61
13
🎂✨ #Ourstories
🎂✨ #Ourstories
53
14
؛ اگه یه روزی من نبودم، هر جا گل دیدی و قهوه خوردی یاد من بیوفت..✨🫠:)+1
؛ اگه یه روزی من نبودم، هر جا گل دیدی و قهوه خوردی یاد من بیوفت..✨🫠:)
50
15
+1
No text...
45
16
عزیزجون میگه: وقتایی که قهر می‌کردیم چای دم کردنی نه هل مینداختم، نه دارچین و نه یه پر زعفرون .. چای رو پررنگ می‌ریختم، یه قندون بلوری برمیداشتم و روی قند های قبلی و خاک قندها همونطوری قند تازه می‌ریختم آقاجانت اول یه نگاه به سینی مینداخت، همون جور که کمی سرش پایین بود از بالای عینک بهم نگاه می‌کرد دومنم رو با حرص مرتب می‌کردم و پا روی پا مینداختم و مشغول بافتن شال گردنش میشدم که نیم ماه دیگه نَچّاد، خودم رو غرق زیر و رو های میل و قلابم می‌کردم نگو رفته یه چای خوش رنگ ریخته، کنار پیش دستی گل سرخی، توت خشک و کشمش ریخته می‌آمد کنار مبل روی زمین می‌نشست و تکیه می‌داد، همینطور مثل عکس های اون وقت ها، یه پاش رو جمع میکرد و اون یکی زانوش مقابل تنش و دستش رو آزاد روی زانو می‌گذاشت.چای تلخ و سرد خودش رو سر می‌کشید، سر آستینم رو انگار برای چند لحظه ای از کار دیگه نگه میداشت و حواسم رو برای خودش می‌خرید، نگاهش رو از گل‌های قالی می‌گرفت، سمت دست هامون می.چرخوند و می‌گفت: نبینم تلخی کنی با ما قند و عسل ... • آنا نوشت
47
17
در سکوت ِ شب./+1
در سکوت ِ شب./
45
18
18 July 2025+1
18 July 2025
50
19
بوی لطافت زندگی ، بوی آش ، چای تازه و صدای آب جاری 🌿+2
بوی لطافت زندگی ، بوی آش ، چای تازه و صدای آب جاری 🌿
49
20
𝐓𝐞𝐚•
𝐓𝐞𝐚•
48