『 بَعدِ آدمها 』
Open in Telegram
حرفی، سخنی: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-hgijgbajeb
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
3 447
Subscribers
-2524 hours
+6647 days
+61230 days
Posts Archive
3 441
.
این سالها درسهای زیادی بهم داد،
اما مهمترینش این بود:
هیچکس جز خودت نمیتونه دوباره تو رو سر پا کنه.
هیچکس جز خودت نمیتونه دستت رو بگیره
و از عمیقترین چالهای که افتادی بیرونت بیاره.
ممکنه آدمها کنارت باشن،
کمکت کنن،
دلداریت بدن،
اما در نهایت این خودتی
که باید تصمیم بگیری بلند شی،
خودت رو جمعوجور کنی
و دوباره ادامه بدی.
3 441
بوکوفسکی میگه:
«گاهی که صبح از رختخواب بیرون میآیی با خود میاندیشی که دیگر طاقتش را نداری؛ اما از درون خندهات میگیرد، چون تمام دفعات دیگری که این حس را داشتهای به یاد میآوری.»
با همه خستگیت، صبحت بخیر. تو خیلی قوی هستی و طاقتش رو داری
3 441
امیدوارم هیچوقت آدم مورد علاقت به غریبه تبدیل نشه اما این اتفاق میوفته و تو خیلی صدمه میبینی، قلبت میشکنه، غمگین میشی، عصبی میشی، بیاعتماد میشی، احتمالا از خودت سوالاتی مثل "چجوری انقدر زود یادش رفت؟" یا "یعنی اصلا براش مهم نبود؟" رو بپرسی، احتمالا بری دوباره تمام پیامهاتونو بخونی، احتمالا خودتو سرزنش کنی بابت خیلی چیزا و احتمالا گاهی دلت براش تنگ بشه، فرقی نمیکنه دوستت بوده یا پارتنرت، فرقی نمیکنه چقدر وقت گذاشتی براش و چقدر برات مهم بوده، عکساشو پاک کن، پیاماشو پاک کن، خودتو سرزنش نکن، احساس ناکافی بودن نکن؛ تو تمام تلاشت رو کردی، تو باید از هر دورهای از زندگیت بگذری.
3 441
این جملهی یونگ رو خیلی دوست دارم؛ خودت را بساز تا آدم امنی شوی برای روزهایی که نمیشود به کسی پناه برد
3 441
غمگینم میکرد،
اما نمیتوانستم رهایش کنم؛
گمان میکردم او آخرین کسی است که در من حسی ایجاد میکند.
3 441
شاید دردناکترین بخش ناعادلانه بودن زندگی اینه که مجبوری بهای اشتباههایی رو بدی که هیچ نقشی در ایجادشون نداشتی؛ اشتباههای خانواده، جامعه یا حتی نسلهای قبل از خودت.
3 441
شازده کوچولو پرسید:
آدما دنیاشون چقدر جمعیت داره؟
روباه جواب داد:
بعضیا هفت میلیارد، هشت میلیارد
بعضیا یه نفر.
3 441
پنجره!
بگشای از هم
چون کتاب قصه ی خورشید
تا امید باز جوید
در صدف های دهان رنج
صبح مرواریدی تابش را
به ژرفاژرف این دریای دورافتاده نومید!
3 441
زندگی شبیه یه آینهست.
هر روز روبهروش میایستی اما تغییراتش رو همون لحظه نمیبینی.
هیچکس یه شبه خسته نمیشه، یه شبه سرد نمیشه، یه شبه بیتفاوت نمیشه.
همهچیز ذره ذره اتفاق میفته.
هر دلخوری، هر ناامیدی، هر تجربه، یه خط نازک روی روحت میکشه.
اونقدر آروم که خودت هم متوجهش نمیشی.
تا یه روز که به خودت نگاه میکنی و میبینی دیگه اون آدم سابق نیستی.
نه چون زمان عوضت کرده، چون هر اتفاقی که ازش گذشتی، یه تیکه از تورو با خودش برده.
