گُل سَنگی
Open in Telegram
Miles to go before I sleep ... @HopesMessagesbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
270
Subscribers
-124 hours
-227 days
-4630 days
Posts Archive
269
Repost from 𝑺𝒆𝒍𝒆𝒏𝒆
این تکستو فور کن چنلت بزارمت تو فولدر😊
اینجا + اسپانسر جوین باش حتما🥹🦋شات تگتونو بدین بات🦋 @moontarfe_bot
269
Repost from صِفرِمَن!
ایشو بِشِی من ..
رفیق بچگیام .. همسفر همیشگیم،
سلام قربونت برم من ✨
حالت چطوره؟
میدونم .. حق داری دلگیر باشی اما
تو برام با همهی اون عروسکا فرق داشتی ..
با غزل و عسل و صورتی .. حتی با جناب خان!
تو همون جسمی بودی که جان داشت،روح داشت ولی هیچ چیزی نمیگفت! حقیقتش .. اونی که باعث میشد که من شب ها راحت تر بخوابم،وجود تو بود .. اون بازی کردن ها و خندههای قبل از خواب باعث میشدن که روز رو بهتر تموم کنم و شبها رو بهتر بخوابم.هیچوقت اون سفر ها رو یادم نمیره،هیچوقت نمیشد که ما از هم جدا باشیم ولی .. از وقتی که به ظاهر بزرگ شدم و گفتن که عروسک بازی برات بسه،نه شب های خوبی دارم،نه خواب راحتی دارم،نه دیگه شب ها مثل قبل میخندم.
میدونم که رفیق نیمه راه نیستی.
دلت شکسته اما ..
میدونی که هنوز چقدر بهت وابستهام.
آغوشتو برای این رفیق دلشکستهات باز میکنی؟
269
Repost from روی موج زندگی🌊🫧
امروز میخوام چنل هاتون رو چک کنم. و عضو چنلای خوشگل بشم. این پیامم رو فور کنید پیداتون کنم، که منم قشنگترین پست چنلتون از نظر خودم رو فور کنم بمونه تو چنلم. ♥️
269
سلام دورا جانم.
خیلی زود بود برای اینکه تو را به دست دو کودک خردسال بسپارم و دیگر سراغت نیایم نه؟ هیچوقت نباید به حرف مامان گوش میدادم و عروسک هایم را چون دیگر ۱۰ سالم شده بود به کوچکتر ها میبخشیدم. آن یک اشتباه محض بود. شاید اگر شب ها کنار تو میخوابیدم، هیولا کمتر بخوابم میآمد و غول افکار دست از سرم برمیداشت. دورا جان، میدانم این حرف ها تکه های گل آلود تو را بهم متصل نمیکنند و میدانم تو، سال هاست که رفته ای. میدانم من بودم که ترکت کردم؛ ولی دلتنگت هستم. دلم برای آن سکوتی که وقتی باهم بازی میکردیم همهجا را میگرفت تنگ شده است، برای وقت هایی که در ذهنمان به روی دنیای بیرون قفل بود و فقط ما بودیم، خودمان دو تا تنگ شده است. برای وقتی که کلوچهها را با چاقو تیکه تیکه میکردیم و با چنگال میخوردیم تنگ شده، همان وقتهایی که مامان داد میزد:« یک کلوچه خوردن مگر چقدر ریخت و پاش دارد؟!»
البته که دوست ندارم به آن دوران برگردم! ولی دلم برای تو و آن دقایق تنگ میشود.
کاش هیچوقت عروسک هایم را نمیبخشیدم. اُمید
269
Repost from Selina
برای خرگوش صورتیِ گوشهی اتاق… 🐇🎀
یادت هست همیشه یک گوشه مینشستی و من هیچوقت سراغت نمیآمدم؟ راستش را بخواهی، هیچوقت دوستت نداشتم. نه اینکه تقصیر تو باشد؛ فقط هیچوقت نتوانستم آنطور که باید با تو دوست شوم. تو همانجا میماندی و من از کنارت رد میشدم، بیآنکه حتی لحظهای فکر کنم شاید تو هم دلت بخواهد کسی کنارت بنشیند. حالا که بزرگتر شدهام، یک چیز عجیبی را میفهمم.
من حال تو را میفهمم.
حالِ کسی که همیشه یک گوشه میماند، دیده نمیشود، کسی سراغش نمیآید و با این حال باز هم همانجا میماند. شاید اگر امروز دوباره ببینمت، دیگر از کنارت ساده رد نشوم. شاید بنشینم کنارت و برایت از چیزهایی بگویم که آن روزها نمیدانستم چطور به زبان بیاورم.تو آن روزها مرا نمیشناختی، اما من تمام حرفهایم را برایت نگفتم؛ شاید چون مطمئن بودم تو، برخلاف خیلیها، هیچوقت قضاوتم نمیکنی. ببخش که آنقدر تنها گذاشتمت، خرگوش صورتی.
حالا میفهمم بعضیها را نباید فقط به خاطر اینکه همیشه ساکتاند، فراموش کرد. 🎀
-حدیث نانوشته
269
Repost from رِمـَـآد
جوجهی کوچولوی من،
نمیدونم هنوز منو یادت میاد یا نه…
ولی من تو رو یادمه. خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکردم.
یادمه چقدر بغلت میکردم، باهات حرف میزدم، برات میخوندم و باهات بازی میکردم.
تو توی خیلی از روزهای کودکی من بودی؛ روزهایی که شاید خودم دیگه جزئیاتشون رو یادم نباشه، ولی تو یه گوشهای از همهشون حضور داشتی.
بعد من بزرگ شدم…
کمکم دستم از دستت جدا شد، گذاشتمت یه گوشه و رفتم دنبال زندگیِ بزرگسالانهای که اون موقع فکر میکردم خیلی مهمه.
و تو موندی.
همون جوجهی کوچولویی که یه چشمش رو هم توی این سالها از دست داده، ولی هنوز برای من همون بچهای رو یادآوری میکنه که با تمام دلش دوستت داشت.
شاید هیچوقت نفهمیدی چقدر برام مهم بودی…
شاید هم فهمیدی و فقط ساکت موندی و منتظرم موندی.
امروز که دوباره نگاهت کردم، یهجورایی دلم برای خودِ اون دختر کوچولویی که باهات بازی میکرد هم تنگ شد.
ممنون که یه تکه از اون روزها رو برام نگه داشتی.
من بزرگ شدم، ولی تو هنوز یکی از قشنگترین قسمتهای بچگی منی.
دوستت دارم، جوجهی کوچولوی من.
حتی اگر یه چشمت دیگه نباشه. 🤍
269
#چالش 📍
این پست رو فور کنید و برای عروسک بچگیاتون که از وقتی بزرگ شدید دیگه سمتش نرفتید یا گمش کردید یا دوستش نداشتید یا... یه نامه بنویسید 📜✒️
(اگه هنوز داریدش شما بی نظیرید🥹)
انگار که اون عروسک به تمام حرفاتون گوش میده و درکشون میکنه(واقعا هم همینه نه؟ عروسکامون همیشه ما رو درک میکردن.)
و لزومی نداره حتما عروسک باشه
